|
هر که سحر ندارد از خود خبر ندارد دل فقط حرم امن عشق خدای مهربونمه که لایقشه
|
به نام خدای مهربان
دل جای شادی است
سلام عاشق جونم
دلمو شکستی دلمو آتیش زدی
تو شدی عشقم همه ی وجودم تمام من
برات زار زدم
هزار بار بهت چیزایی رو گفتم که به هیچکس نمیتونم بگم
دلم با یاد تو روزو شبو میگذرونه
خونه غرق سکوته
تنم در حسرت عطر تو بی تاب
خیالم خیسه شبنم روی گلبرگ یاد چشم تو خواب
نمیدونی چه سخته
نمیدونی چه قدر سخته نبودت
دلم بی تو میمیره منم دیوونه ی ناز وجودت
آخ دلم ، آخ دلم هواتو کرده نازنینم
نمی خوام بی تو دنیا رو ببینم
آخ دلم هواتو کرده شبیه گریه کردن وقت بارون
مثل آواز غصه واسه قلبی شکسته و پریشون
دلم میگیره بی تو چه بغضی دارم از حرفهای دوری
چشمام چشماتو میخواد برای دیدنت گم شد صبوری
آخ دلم ، آخ دلم هواتو کرده نازنینم
نمی خوام بی تو دنیا رو ببینم
تو آفتابی ترینی تماشایی تویی تو موج دریا
نفس گیره نبودت
چه قدر خالیه جای عطرت اینجا
دلم هواتو کرده چه تنهایی من تاریک و سرده
یه عمره بی قراره میخواد دور و بر چشمات بگرده
بنويس نامه نويس ، برای يارم بنويس
از سرگذشت غربتم ، تا روزگارم بنويس
اگه جوهری نمونده، با خون رگهام بنويس
اگه کاغذت تمومه، رو تن شبهام بنويس
بنويس نامه نويس ، از دل زارم بنويس
بنويس نامه نويس ، برای يارم بنويس
از سرگذشت غربتم ، تا روزگارم بنويس
اگه جوهری نمونده، با خون رگهام بنويس
اگه کاغذت تمومه، رو تن شبهام بنويس
بنويس نامه نويس ، از دل زارم بنويس
جان من کجايی کجايی که بی تو دل شکسته ام
سر به زانوی غم نهاده ام ، به گوشه ای نشسته ام
نميدونی چه قدر سخته نبودت دلم بی تو ميميره
چه رازی در اعمـــــــــــاق چشمت نهفته
چه کس با شب از چشم تـــــو قصه گفته
که من چون شهـــــابی که مثل حبـــــابی
چنین در هوایت رها شده ام، فنـا شده ام
عاشق جونم سینه ی من تنها دست تو رو میخواد
بهارم عاشق منتظرته ها
منتظر آرام جونش
منتظر عزیز دلش
کی تو رو دوستت داره قده يه دنيا
کی می خواد با تو باشه حتی تو رويا
دنبال جایه پاهاته روی شن های قشنگ و خيس دريا
من تو رو دوست دارم این چیزیه که احساسم همیشه میگه
من لایق خاک پاتم نیستم
ادامه مطلب>>خاک پای ناقابل تو
عزیز مهربونم
آه مهربونم چقدر دوست دارم
حالا بی تو چه کنم همه ی زندگیم
گل گلابم
فدات بشم آرام جونم
خیلی سخته یواشکی گریه کنی
تا کسی بیدار نشه
میبینی بارونو
همش میباره
قرار بود با هم زیر بارون باشیم مگه نه
خیلی قول و قرار ا داریم مگه نه؟
خیلی آرزوها
اما حالا بازم تنهام
بیکسم خدا
ببین دستام چه خالیه خدا
آه عزیز دلم غمگین نباشی ها
فدای روی ماهت
دل جای شادیست
دلت برام تنگ شده عزیز مهربونم
خوب لایقت نیستم دیگه
گل گلابم قول دادی ها غصه نخوری ها
تو هم هروقت دوست داشتی برای این دل تنهام بنویس
آخه عشقش ازش دوره
کسی رو هم جز تو نداره که دردشو آروم کنه
الهی دورت بگردم تا کی دوری تو
من فقط تو رو دوست دارم تنها هستی من تویی
فدات بشم عاشق جونم کجایی دلم برات تنگ شده
هیچیم اینجا نمیتونم بگم آه
تو هم طاقت نداری که جون بکنم
خدای مهربان هم که مهربونترینه
پس دعا کن که...
خاک پاتو میبوسم
چقدر چشام بارونی شد اما نیومدی
چقدر آتیش به دلم زدم و نیومدی
فدای تو بشم ببین دستام هنوز بوی تو رو میده
ادامه>>هر که رفت پاره ای از دلم را
اندازه همین دنیای کوچیک سینم دوست دارم
آه قشنگ ترین بهونه ی من آه سرو نازم
آه عاشق جونم حالا با پاییز و زمستون چه کنم
حالا با دستام چه کنم
با اشکام با دلم
توکه خدای منی بگو
حالا دوری از عشقمو چه کنم
حالا نبودنت رو چطوری باور کنم
همش تقصیر توئه من که از خیال متنفر بودم
با جای خالیت چه کنم عشق من تو در چه حالی
منو به من باز گردون عاشقمو بده دلم داره میترکه
پس تکلیف عشقمون چی میشه حالا که بیچارت شدم
رسوات شدم دردبدرت شدم آشفتت شدم
حالا که بیقرارت شدم با من چه میکنی
حالا که آه.............
عاشق جون نازم آروم جونم فدای تو بشم
توروخداناراحت نشی
آخه به تو نگم به کی بگم به عشقم نگم به کی بگم
به عزیزم نگم به کی بگم
آخه مگه تو عشق من نیستی
این نالایق بیچاره ی حقیرتو ببخش
عزیز مهربونم قشنگم تو که بزرگی
وااااااای به روزگارم
فلک از گردنم زنجیر بردار
که غربت خاک دامنگیر داره
وقتی به یاد اشکات میفتم...
توی ذهنم
میگفتی دنیا بی وفاست..!
میگفتی هیچی این دنیا رو نمی خوام...!
میگفتی چرا عاشقا هیچ وقت بهم نمی رسن؟
چراااااااااااااا؟؟؟
تو هم میری و منو با تمام خاطرهات تنها میزاری
من که با امید با عشق زندگی میکردم... نفس میکشدم...
ای کاش عاشقت نمی شدم
و به زندگی ادامه میدادم. ولی
خدا خواست عاشقت باشم در این عاشقی خواهم مرد
می دونم دوست داشتن من برات دردسر میشه...
نمیخوام برات دردسر درست کنم!!![]()
امیدوارم هر جا هستی با هر کس هستی خوشبخت بشی...![]()
فقط بدون تو که بری دلم هچ کسو نمی خواد
دیگه هچ وقت عاشق نمیشم...
ادامه مطلب>>دست های منتظر
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
....
من از کجا سر راه تو آمدم نا گاه
چه کرد با دل من آن نگاه شیرین آه
تو آرزوی بلندی و دست من کوتاه
مدام پیش نگاهی، مدام پیش نگاه
چه آرزوی بلندی است زیست با تو
مرا همین بگذارند یک سخن با تو
خاطرات سوخته
...
تو آرزوی بلندی ...با صدای همایون...
با یاد فریدون عزیز وهمسر متواضعش
وبلاگی ترکی برای مادر عزیز تر از جانم
در فروبسته ترين دشواري
درگران بارترين نوميدي
بارها بر سر خود بانگ زدم:
هيچ از نيست مخور خون جگر، دست كه هست
بيستون را يادآر
دست هايت را بسپار به كار
كوه را چون پركاه از سر راهت بردار!
وبلاگی برای تو
یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی
ماهی تو جان سژرده روی خاک
ادامه>>>گر چه یاران فارغند از یاد من -از من ایشان را هزاران یاد باد
عاشقم من
عاشقی بيقرارم
کس ندارد خبر از دل زارم
چشمامو رو هم میذارمو تو رو به یادم می یارمو
دوباره دست تکون می دم و تو رو به همه نشون می دم و
کم می یارم اخه تو رو، تو رو به یادم میارمو
دنیا دیگه مثل تو نداره نداره نه می تونه بیاره
ببار ای بارون ببار
با دلم گريه کن خون ببار
در شبای تيره چون زلف يار
بهر ليلی چو مجنون ببار ای بارون!
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ يار
به ياد عاشقای اين ديار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون!
ببار ای ابر بهار
با دلم به هوای زلف يار
داد و بيداد از اين روزگار
ماهو دادن به شبهای تار اي بارون!
بذار تا سیر نگات کنم بو بکشم پیرهنتو
بغل کن و بچسب بهم بکش دوباره دست بهم
جز تو کسی ندارم نزدیک تر از نفس بهم
سرتو بذار رو شونه هام خوابت بگیره بذار تا آروم دل بیتابت بگیره
کاش بودی و میدیدی عشقت داره با دلم چکار میکنه…
هر كجا مينگرم باز هم اوست
كه به چشمان ترم خيره شده
درد عشقست كه با حسرت و سوز
بر دل پر شررم چيره شده
چه شد آن آتش سوزنده كه بود
شعله ور در نفس خاموشش
شعر گفتم كه ز دل بر دارم
بار سنگين غم عشقش را
شعر خود جلوه اي از رويش شد
با كه گويم ستم عشقش را
مادر اين شانه ز مويم بردار
سرمه را پاك كن از چشمانم
بكن اين پيرهنم را از تن
زندگي نيست بجز زندانم
ادامه>>یاد باد ان روزگاران
عاشق جونم؛
عاشق جونم؛
ماه باید یک شبی مهمونی کنه،
پیشتون مهتاب و قربونی کنه؛
اخه چشمای قشنگت میتونه،
که بگیره شب زندونی کنه ؛
بزارین خورشید صورت شما
ابری خونمو افتابی کنه،
چشمای روشنتون دوباره باز
شب تاریکم رو مهتابی کنه، ...
دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه . دوباره اين دل ديونه واست دلتنگه
وقت از تو خوندنه ستاره ترانه ها . اسم تو براي من قشنگترين اهنگه
بي تو يك پرنده اسير بي پروازم . با تو اما مي رسم به قله اوازم
اگه تا اخره اين ترانه با من باشي. واسه تو سقفي از اهنگ وصدا مي سازم
اي ستاره اي ستاره بي تو شب نوري نداره . اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره
توي كه عشقمو از نگاه من مي خوني . توي كه تو تپش ترانه هام مهموني
دستامون اگر چه دوره
دلامون که دور نمیشه
دل من جز با دل تو
با دلی که جور نمیشه
فاصله ها فاصله ها اونو به من برسونید
فاصله ها فاصله ها درد منو نمیدونید
روز باید تو ایینه ی صورتتون،
چشماشو به روی دنیا وا کنه؛
وقتی که خورشید خانم میاد بیرون،
خودشو تو چشمتون پیدا کنه؛
نازنینم!،
نازنینم!،
وای اگه خورشید عشق، توی چشمای شما غروب کنه! ...
ادامه>>بیا که دیگه داره دیر میشه
بنشین تا بنشانی نفسی آتش دل
بنشین تا برسم مگر به شب موی تو
تو نباشی چه امیدی به دل خسته من
تو که خامو شی بی تو به شام وسحر چه کنم
با غم تو
چه کنم با دل تنها که نشد باور من
تو و ویرانی خاموشی کوهم اگر اگر چه کنم با غم تو
لحظه ها رو با تو بودن در نگاه تو شكستن
حس عشق در تو ديدن مثل روياي تو خوابه
با تو رفتن با تو موندن قصه قصه تو رو خوندن
تا هميشه تو رو خواستن مثل تشنگي به اب
عاشقم من عاشقي بی قرارم
کس ندارد خبر از دل زارم
آرزويی جز تو در دل ندارم
من به لبخندی از تو خرسندم
مهر تو ای مه آرزومندم
بر تو پا بندم
ادامه>>اروم جونم حالا دیگه بیا باشه
----------------------------------------
به نام او ..و ..تو نازنینم
از زبان تو ای آسمانی ترین
عاشق
من تو و تو من هستم
دوست دارم بشناسمت. دوست دارم بدونم کي هستي
من عاشقی بیقرارم .. من عاشقی دلشکسته ولی دیوونه عشقم
من همونم که عاشقانه همیشه پیشت میمونه ..منو از خودت نرون دلبر
حديثم را كسي نشنيد نشنيد.. درونم را كسي نشناخت نشناخت
بر اين چنگي كه نام زندگي داشت سرودم را كسي ننواخت ننواخت
برونم كي خبر داد از درونم؟كه آن خاموش و اين آتشفشان بود.
نقابي داشتم بر چهره آرام كه در پشتش چه طوفانها نهان بود
همه گفتند عيب از ديده توست جهان را بد چه مي بيني كه زيباست
ندانم راست است اين گفته يا نه؟ولي دانم كه عيب از هستي ماست
چه سود از تابش اين ماه و خورشيد؟كه چشمان مرا تابندگي نيست؟
جهان را گر نشاط زندگي هست مرا ديگر نشاط زندگي نيست
من همونم که تو اونو کشف کردی و بهش ارزش دادی
من همونم که خاک پاتو میپرسته..
من همون ذره ی ناچیزم که بچشم نمیاد اما با عشق تو زندست
من کسی هستم که عشقش یه احساس زودگذر نیست
من همونم که از عشقت سینه چاکه
و تو براش یه آرزوی محال شدی
من همون لیلی هستم که براش هیچ فرهادی اینقدر آهای سوزناک نمیکشه
من همونم که اگه نبودم تو خوشبخت بودی عزیزم
من همونم که فکر میکرد میتونه برات خوشبختی بیاره اما از دنیا سیرت کرده
و نذاشت طعم خوشبختیو در بهترین روزهای جوانیت بچشی
من باعث شدم الان تو تنها باشی و...آآهه
من باعث شدم تو حیرون و سرگردون بشی
من باعث شدم قلبو عشقی که فقط لایق عشق آسمونی خدای مهربونه اسیربنده ی ناچیزش بشه
من همونیم که بزرگترین جنایت و در حق عزیزترن کسش کرده
همنون جنایتی که قلبتو خسته و افسرده کرده...
عزیزم چرا منتظری اخه کاکتوس که گل نمیده!!
چرا دستای نازنینتو با خارای تن من ضخمی کردی؟
عاشق جونم انقدر خودمو بخاطر این اتفاقا سرزنش میکنم
همش آرزو میکنم که به خاطر عشق پاکت که به من هدیه کردی
بتونم لا اقل با حرفام قلب مهربونتو آرامش بدم تا کمتر تنهایو احساس کنی
هیچی سخت تر از تنهایی آدمو از پا نمیندازه...
همه ی آدمها نیاز به یه همراه و کسی دارن که تنهایشون و پر کنه
همه ی آدما به کسی نیاز دارن که دوسش دارن حالا اگه عاشقش باشن که بیشتر..
کسی که بهش تکیه کنن و پناه گریه هاشو ن باشه
یه همراه ..یه همراز... یه منجی.. یه عشق حقیقی
اردیبهشت ماه تولد ما اردی بهشتی ها ی عاشق از زبان تو
۲-باز میخوای بری و تنهام بزاری
۴-نامه ها...دل حرم خدای مهربونه...
کلبه های دیگر
منم كه شكل مسيح ام، مرا به دار بكش
در حرم مهربانترينمون
جز او را راه ندهيم
كه فقط لايقه دوسته
زنده باد دوست