بسمه رب العشاق

 

ازت ممنونم تو به من خیلی کمک کردی

تو مرا یاری دادی چنان که هیچ کس چنین نکرد

مرا دوست داشتی بی آنکه بر من منتی بگذاری

مرا دوست داشتی بی انکه با من قهر کنی

مرا دوست داشتی بی آنکه مرا تنها بگذاری

مرا دوست داشتی بی آنکه بگذاری من در خواسته هایم بمانم

تو را من دوست میدارم

می دانم نمیتوانم مثل تو دوست بدارم

دوست داشتن تو مقدس است

دوست داشتن تو عاری از هر گونه بدی و ...است

من دوستت دارم

مرا یاری ده

مرا از قعر دره شکست و ناامیدی برهان

من هنوز هم امید دارم

اگر گاهی در اعمالم سهل انگاری کردم مرا به نادانی و حماقتم ببخش

اگر گاهی ازت دور شدم و بعدا پشیمان شدم مرا ببخش

اگر گاهی میدانم هیچ کس دوستم ندارد آن لحظه به امید این زنده میمانم که میدانم تو دوستم داری

و

  خیلییییییییییییییییییییییییییییی دوستت دارممممممممممممممممم

بیا ، بمان ...! من هم میمانم ...~

می میرم برات

نمی دونستی می میرم بی تو و بدون چشات

رفتی از برم

تو نمی دونستی که دلم مست به ساز صدات

آرزومه که نمی دونستی که من می میرم برات

می میرم برات

عاشقم هنوز

نمی خواستی که بمونی و بسازی به ساز دلم

گفتی من می رم

تو می خواستی بری تا فردا، باور خوشگلم

برو راهی نیست تا فردا، باور خوشگلم

برو خوشگلم

سفرت به خیر

اگه می ری از این جا تک و تنها تا یک شهر دور

برو که رفتن بدون ما می رسه به یه دنیا نور

برو که رفتن بدون ما می رسه به یه دنیا نور

به یه دنیا نور

سفرت به خیر

برو گر شکستی ز من می تونی دوباره بساز

از دلی شکسته، ناامید و خسته تو باز برو

از دلی شکسته، ناامید و خسته تو باز برو

تو بازم برو

نمی خوام بیام

نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی

نمی خوام ازت

نمی خوام مثل یک شمع بسوزی برام تو تموم بشی

برو تا بزرگی می خوام که فقط آرزوم بشی

آرزوم بشی

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن        ز غم های دگر غیر از غم عشق آشنا کن

تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه         داری شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن

خدایا بی پناهم ز تو جز تو نخواهم            اگر عشقت گناه است ببین غرق گناهم

توی بت چشم من
درد ناباوریه
فصل سرد عشق ما
رنگ خاکستریه
دردی که من میکشم
اگه کوهم میکشید
ذره ذره میتکید
قطره قطره میچکید

میتونست با دست تو
بت من ویرون بشه
فصل زرد قصه هام
ظهر تابستون بشه
قصه ی یقین عشق
توی دفترم بودی
توی آیینه ی شعر
شکل باورم بودی

من از خوش باوریهام
به ویرونی رسیدم
تو را یک لحظه نزدیک
یه لحظه دور میدیدم
از تب ناباوری
گر گرفته تن من
سهم من از تو اینه
چکه چکه آب شدن

دروغ آخرینی
که من از تو شنیدم
خودت بودی که از تو
به ویرونی رسیدم
از تب ناباوری
گر گرفته تن من
سهم من از تو اینه
چکه چکه آب شدن
از تب ناباوری
گر گرفته تن من
سهم من از تو اینه
چکه چکه آب شدن

 

کاش آن آينه ای بودم من

که به هر صبح، تو را ميديدم

می کشيدم همه اندام تو را در آغوش

سرو اندام تو با آن همه پيچ ، آن همه تاب

آنگه از باغ تنت می چيدم گل صد بوسه ی ناب

 

تا چند صباحي ديگر شايد پايان راه زندگي ام باشد ، و يا شايد آغاز دوباره زندگي

آري من بيمارم ، بيماري كه من مبتلا شده ام پايانش مرگ است ،

تاريخ مرگم را ميدانم و منتظر آن مي مانم تا فرا رسد اميدي ندارم ،

تنها اميدم به خداست كه دواي دردم را برايم برساند

ميخواهم در اين لحظات كه از مرگ خودم باخبرم و ميدانم چه زماني فرا مي رسد

وصييتي براي همگان بنويسم پس بخوانيد وصييت من را در اين دفتر عشق

آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند

عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز

مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند ...

آهاي عاشقان اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد ،

تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد ...

آهاي عاشقان به عشق خود وفادار باشيد ، تا پايان راه با عشق باشيد ،

و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد

آهاي عاشقان از تمام وجود عاشق شويد ، و با اراده و اطمينان پا به اين راه بگذاريد

رسم عاشقي دروغ و خيانت نيست ، رسم عاشقي صداقت است پس سرلوحه و الگوي

خود را صداقت قرار دهيد

آهاي عاشقان نه لازم است مجنون باشيد و نه فرهاد ، تنها خودتان باشيد ، همين و بس

آهاي عاشقان ، ساده نباشيد ، عشق را از ته دل بخواهيد و انتظار عشق را حتي

تا پاي مرگ بكشيد ...

آهاي عاشقان عشق را براي قلبش بخواهيد نه براي هوس و خوش گذارني و گذراندن

لحظه هاي زندگي با هدف عاشق شويد و با عشق نيز از اين دنيا برويد ...

وصيت من به همه عاشقان و آدميان همين چند جمله بود

من سرطان دارم ، سرطان عشق

دواي درد من معشوقم هست ، و تاريخ مرگم برابر جدايي او از من مي باشد

دواي دردم رسيدن به معشوقم هست ، و تاريخ شفايم گرفتن دستان او و رسيدن به او مي باشد

پس خداوندا دواي درد مرا به قلبم برسان تا اين كابوس وحشتناك سرطان و مرگ به خاطر جدايي از عشق را از وجودم محو شود الهي به اميد تو

 

باید خریدارم شوی
                       تا من خریدارت شوم
                                                  وز جان و دل یارم شوی
                                                                                   تا عاشق زارت شوم
من نیستم چون دیگران
                               بازیچه ی بازیگران
                                                       اول به دست آرم تو را
                                                                                      وانگه گرفتارت شوم

 

چو در رویت بخندد گل مشو در دامش ای بلبل

که بر گل اعتمادی نیست اگر حسن جهان دارد

ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون

به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راهته
يه قلب تنها و كبود هلاك يه نگاهته

راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم

از وقتي رفتي آسمونمون پر كبوتره .
زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره

غصه نخور تا تو بياي حال منم اين جوريه
سرفه هاي مكررم مال هواي دوريه .
گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه
مثه يه بچه كه بار اوله ميره مدرسه .

تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره ؟

يادت ميآد خنديدي و گفتي حالا بذار برم
تو رفتي و من تا حالا كنار در منتظرم

عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه
يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه

تنها دليل زندگي با يه غمي دوست دارم
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي مي آرم

وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هيچ وقت نگير

حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه
تو رفتي و من غريب شدم چه دنياي عجيبيه
تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه
مگه نگفتي همه جا ماله مني تا هميشه

دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار
تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار

فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم
به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم

مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات كنن
نورشونو بدرقه پاكي خنده هات كنن

عزيزم سلام يه چيزي بيا بي وفا بشيم
دوست دارم كه ما يه جور از همديگه جدا بشيم
فكرشو كردم و گفتم واسه چي ديوونه شيم
بهتره ما هم مث تموم عاقلا بشيم
هدف من و تو از حرفهاي زيبامون چيه
كاشكي تصميم بگيريم با يكي آشنا بشيم
مي دوني ديدم نمي شه من و تو با هم باشيم
هر كدوم بايد بريم دوباره مبتلا بشيم
ما دو تا اسير همديگه شديم يه جور بد
كاش فراموش كنيم و از دست هم رها بشيم
دور شديم از حرفهاي روزاي آشنايي مون
سخته اما بيا باز مث غريبه ها بشيم
ستاره خواستم بچينيم ديگه دستم نرسيد
ما بايد نزديكتر از اين ستاره ها بشيم
يه چيزي مث يه شك من و رها نمي كنه
بيا امشب و من و تو غرق دعا بشيم
فكرش و كردي ديگه خدا ما رو دوست نداره
بيا باز بنده هاي عزيز واسه خدا بشيم
خواستم امتحان كنم تو رو ببينم چي مي گي
     بيا به هر چي كه بود تو شعر بي اعتنا بشيم  

ایوون رویا رو میخوام دوباره آبپاشی کنم

امشب میخوام هر جور شده . عکستو نقاشی کنم

تو رو چجوری بکشم . با اون چشای عسلی

موهاتو من چیکار کنم . نیست مدادی مخملی

تولدت رو چجوری تو فصل پاییز بکشم

بگو نگاهتو با چه زردی غم انگیز بکشم

اون لحظه ای رو بکشم که باز دچار رفتنی

یا روزی رو که تا ابد پیش خود خود منی

کاشکی میشد عکس تو رو روی یه دیوار بکشم

دور چشمات یه عالمه سیمای خاردار بکشم

دیوارو با کدوم مداد . من زیر بارون بکشم

کاش میدونستم چجوری . لیلی و مجنون بکشم

تو رو چجوری بکشم . تو رو چجوری بکشم

میخوام یه قصری بسازم . پنجره هاش آبی باشه

  من باشم و تو باشی و یک شب مهتابی باشه

  میخوام یه کاری بکنم . شاید بگی دوستم داری

میخوام یه حرفی بزنم . که دیگه تنهام نذاری

امشب میخوام تا خود صبح . فقط برات دعا کنم

برای خوشبخت شدنت . خدا خدا خدا کنم

میخوام برات از آسمون . یاسای خوشبو بچینم

میخوام شبا عکس تو رو . تو خواب گلها ببینم

میخوام یه جادو بکنم . همیشه پیشم بمونی

از تو کتاب زندگی . یه حرف رنگی بخونی

امشب میخوام برای تو یه فال حافظ بگیرم

اگر که خوب در نیومد . به احترامت بمیرم

امشب میخوام رو آسمون عکس چشاتو بکشم

اگر نگاهم نکنی . ناز نگاتو بکشم

امشب میخوام تا خود صبح . فقط برات دعا کنم

برای خوشبخت شدنت . خدا خدا خدا کنم

جمالت آفتاب هر نظر باد Upgrade your email with 1000's of emoticon icons ز خوبی روی خوبت خوبتر باد

کسی کو بسته ی زلفت نباشد Upgrade your email with 1000's of emoticon icons چو زلفت در هم و زیر و زِبَر باد

دلی کو عاشق رویت نباشد Upgrade your email with 1000's of emoticon icons همیشه غرقه در خون جگر باد

مرا از تُست هر دم تازه عشقی Upgrade your email with 1000's of emoticon icons  ترا هر ساعتی حُسنی دگر باد

 

 

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

عزیزم اون فال حافظ یادته

روز وصل دوستداران یاد باد  Upgrade your email with 1000's of emoticon icons  یاد باد آن روزگاران یاد باد

گرچه یاران فارغند از حال من Upgrade your email with 1000's of emoticon icons  از من ایشان را هزاران یاد باد

این زمان در کس وفاداری نماند Upgrade your email with 1000's of emoticon icons  زان وفاداران و یاران یاد باد

مبتلا گشتم درین بند و بلا  Upgrade your email with 1000's of emoticon icons  کوشش آن حقگذاران یاد باد

مرا در تابوت سیاهی بگذارید تا همه بدانند که سیاه بخت بودام !!!

چشمان مرابازبگذارید ،تا تمامی جهان بدانند که چشم انتظاراز این دنیا رفته ام

 

اونی که میخواستی تو غبارا گم شد         مرغی شد و پشت حصارا گم شد
اسم تو رو رو بال مرغا نوشت              رو کنده ی سبز درختا نوشت
یه روز که بارون میومد بهش گفت          یه روز دیگه رو موج دریا نوشت
دریا با موجاش اون رو از خودش روند    مرغ هوا گم شد و اون رو گریوند
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد         مرغی شد و پشت حصارا گم شد
باد اومد و تو جنگلها قدم زد                 اسم تو رو از همه جا قلم زد
ببین جدایی چه به روزش آورد              چه سرنوشتی که براش رقم زد

زیر این طاق کبود      یکی بود یکی نبود

مرغ عشقی خسته بود       که دلش شکسته بود

اون اسیر یه قفس       شب و روزش بی نفس

همه ی آرزوهاش     پر کشیدن بود و بس

تا یه روز یه شاپرک   نگاهشو گوشه ای دوخت

چشمش افتاد به قفس    دل اون بد جوری سوخت

زود پرید روی درخت   تو قفس سرک کشید

تو چشم مرغ اسیر     غم دل تنگی رو دید

دیگه طاقت نیاورد     رفت توی قفس نشست

تا که از حرف های مرغ      شاپرک دلش شکست

شاپرک گفت که بیا    تا با هم پر بکشیم

بریم تا اون بالا ها     سوار ابر ها بشیم

یه دفعه مرغ اسیر     نگاهش بهاری شد

بارون از برق چشاش     روی گونه اش جاری شد

شاپرک دلش گرفت    وقتی اشک او رو دید

با خودش یه عهدی بست   نفس سردی کشید

دیگه بعد از اون قفس   رنگ تنها یی نداشت

توی دوستی شاپرک     ذره ای کم نمی ذاشت

تا یه روز یه باد سرد   میان قفس وزید

آسمون سرخ آبی شد    سوز برف از راه رسید

شاپرک یخ زد و یخ     مرد و موندگار نشد

چشماشو رو هم گذاشت   دیگه اون بیدار نشد

مرغ عشق شاپرک رو    به دست خدا سپرد

نگاهش به آسمون      تا که دق کردش و مرد

زندگی چیست؟خون دل خوردن

                                          اولش رنج و آخرش مردن

عشق تو ای زیبای من برای من پاک و صادق بود ، و خواهد بود .

و من هم فقط و فقط تصویر هستی بخش ترا در دل زخم دیده خودم قاب کردم ، و هرگز این تصویر هستی بخش ترا ، از ذهنم از دلم و از وجودم دور نخواهم کرد .

عاشقی پاک و صادق برای تو بودم و خواهم بود و خواهم ماند .

 من آن لبخند های پر مهرت و هستی بخشت را با هزاران ، هزار دنیا و پری چهره عوض نمی کنم ، که من زندگی را با آن لبخند ها و چهره هستی بخشت آغاز کردم و با تو به پایان خواهم رساند.

 

ولی جدايی واقعاْ سخته نه؟ هر روزش يک جوريه. يک روز غم و اندوه. يک روز اميد. يک روز خشم. يک روز آتش و يک روز هم مرگ!

وای به اين روز آخر که بعضی وقتا به جای يک روز می شه يک ماه. و آتش هم ميشه يک عمر. يعنی هر روزش مثل يک عمر می گذره. باورم نمی شد که اين جوری به کسی دل بدم که الان بعد از رفتنش لحظه لحظه توی آتش عشقش بسوزم و از نفس نفس نبودش درد دلم رو بفشاره!

 

انتظار مرا از پا درآورده. جانم خسته است. دلم گرفته. انگار جلوی آسمان سدی گذاشته اند. نمی بارد. کاش می‌باريد تا نسيم صبح کمی لطيف تر بود. تا شب هنگام شايد فرشته ای در آسمان دلش به حال تنهايی من می سوخت و تا پاسی از صبح مرا همراهی می کرد. شايد. . .