دمي كه بی تو بر آيد خدا كند كه نباشد
***چند خطی برای عشقم***
برگ از درخت خسته بود وگرنه پاييز بهانست


برگ ریزونای پائیز کی چشم برات نشسته
از جلو پات جمع میکنه برگای زرد و خسته

آه چه غریبم بی تو اینجا

میبینی صدایت را میشنوم اینجا هم خانه توست
YYYYY
همه بغضشون گرفته چرا بارون نمی یاد**
لیلی مرد از غم دوری
چرا مجنون نمی یاد؟؟؟؟؟روی ماهش کجا پنهون شده اون رفت به کجا
چرا از اونور ابرا دیگه بیرون نمی یاد
Y
YYYYY
ديريست که دلدار سلامی نفرستاد
از بهر دو صد نامه جوابی نفرستاد
گشتيم همه شهر و نجستيم خبر از او
باری ز من خسته نشانی نفرستاد
هیچ می دانی تنگ است دلم
برایت بسیار
تنگ است دلم برای روز دیدار
هیچ می دانی اسیرت است دلم اسیر رخسار
اسیر تو شده ست و بس گرفتار
هیچ می دانی تو را می خواهد دلم . هیچ از این دنیا
دنیا برایم تویی . باقی بی تو فنا
هیچ می دانی در این هوای ابری تنها تو را می طلبد دلم تنها
تنها برویم به زیر باران و شویم مست از باران
هیچ می دانی آن زمان که تو در کنار من باشی و بمانی من مستم نه هوشیار
مست با تو بودن در کنارت نشستن و تا سپیده گفتن از راز ها و نیاز ها
آری من مست حضورتم نه مست باران
کاش می شد تا بگویم دوستت دارم عزیزم
کاش می شد که تنها یک دفعه تو را ببینم
کاش می شد تا همیشه در کنار من بمانی
کاش می شد که هرگز شعر رفتن را نخوانی
کاش می شد که در خواب دستهایت را بگیرم
آن زمان بر دستهایت گل بوسه را بکارم
Y
YYYYY
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده و نگات می کنه بدون براش
مهمی
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میوفتی بر می گرده و با عجله می یاد سمتت بدون
براش عزیزی
اگه یکی رو دیدی وقتی داری می خندی بر می گرده و نگات می کنه بدون واسش قشنگی
اگه یکی رو دیدی وقتی داری گریه می کنی بر می گرده و میاد باهات اشک می ریزه
بدون دوست داره
اگه یکی رو دیدی وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی ترکت می کنه بدون عاشقته
اگه یکی رو دیدی وقتی داری ترکش می کنی برات فقط سکوت می کنه بدون دیوونته
اگه یکی رو دیدی که ازنبودنت داغون شده بدون براش همه چی بودی
اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله بدون بدونه تو می میره
اگه یکی رو دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده بدون بدون تو مرده
اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن بدون واسه
خاطر تو مرده
...مثل من
مرو ای دوست مرو ای دوست
بنشین با من و دل بنشین تا برسم مگر
به شب موی تو
تو نباشی چه امیدی به دل خسته من
تو که خامو شی بی تو به شام وسحر چه کنم
با غم تو***
YYYYYY
یک روز عاشقانه نگاه بر نگاه پر نیازم دوختی و چه باشکوه و چون برگ گلی برایم زمزمه کردی
دوستت دارم
میدونم هنوز قلبت از شور عشقی عاشقانه در قلبم میکوبد و دیوانه وار نام تو را بر صفحه قلبم حک میکند
باورم کن
وبنگر که چگونه نگاهم هم اکنون نیز مشتاق نگاه پر احساس توست
و بر دقایق خرده میگیرد که چرا نمیگزارند من به تو...!! به تو که در دوردستها انتظارم را میکشی دست یابم...
میدانم چشمان پر حرارت از گرمی عشقمان چگونه نوازش گرانه نسیم را مینگرد و بوسه ابدیت را بر لبانش مهر میزند
تا بر لبان و گونه های سرد و یخ زده ام که در انتظار پیوند تو آرام آرام بی جان میشود هدیه آورد...
بر نسیم بخوان....
بخوان تا زمزمه عاشقانه ات وجودم را گرم کند...
بخوان و بگو که در انتظارم.....
دوست داشتم كه شبي را تا صبح با تو نشسته و تمام عقدههاي دلم را برايت بازگو كنم تا شايد
مرحمي بر زخم دل شكسته خود گذاشته باشم
وقتی دلت تپید قدرشو بدون
عشق يعني لحظه ديدار يار
عشق يعني دست در دست نگار
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غمهای دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن
YYYYYY
وای به روزگارم** **
من از روز ازل ديوانه بودم
ديوانهی روي تو
سرگشتهی كوي تو
سرخوش از بادهی مستانه بودم
در عشق و مستی افسانه بودم
نالان از تو شد چنگ و عود من
تار موي تو، تار و پود من
بیباده مدهوشم
ساغر نوشم
زچشمهی نوش تو
مستي دهد مارا، گل رخسارا
درانتظار چه باشیم
بوسه یا لبخند؟
و درامید چه با زندگی بیامیزیم
فریب یا پیوند؟
شكسته ای دل مرا به من بگو چرا چرابه سنگ غمها
زدام حسرت كجا گريزم
كه همچو مرغی شكسته بالم
چو نیلوفر عاشقانه، من می پیچم به پای تو
که سر تا پا بشکفد گل ز هر بندم در هوای تو
مهربانم تا هميشه دوستت دارم
دوستت دارم
YYYYYY
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدايا به سلامت دارش
هر شب كه آسمان خيالم در اين ديار با چلچراغ ياد تو روز مي شود
سنگين تر از هميشه غم دوري تو را احساس مي كنم
کاش در کنارم بودی... در خیالم با یادت شادم...
کی آیی به برم ای شمع سحرم؟؟
YYچشم من باشد به راهت هنوز...
بگو بگو کدوم خیابونه که میتونه منو به تو برسونه...؟؟؟
آه مهربونم چقدر دوست دارم

حالا بی تو چه کنم همه ی زندگیم...؟؟؟
داني از زندگي چه ميخواهم ... ؟ من تو باشم تو پاي تا سر تو
زندگي گر هزار باره بود ...بار ديگر تو بار ديگر تو...
آري آغاز دوست داشتن است
دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
عزیز مهربونم
خیلی سخته یواشکی گریه کنی تا کسی بیدار نشه
میبینی بارونو ...همش میباره...
!
قرار بود با هم زیر بارون باشیم مگه نه؟؟
خیلی قول و قرار ا داریم مگه نه؟خیلی آرزوها
اما حالا بازم تنهام ... بیکسم خدا
ببین دستام چه خالیه خدا
حالا تو یه قطره اشکی

می درخشی توی چشمام
نمی ذارم که بیفتی
بی تو تاریک میشه دنیام....
چه شد آن همه پیمان که از آن
لب خندان بشنیدم و هرگزخبری نشد از آن؟؟
؟
من به تو هرگز نگفتم با تو بودن آرزومه
هميشه در قلبم حضور داري
من به عشقت نیاز دارم.. منو تنها نزار
... هچکس برام مثل تو نمیشه
من فقط تو رو دوست دارم تنها هستی من تویی
فدات بشم عاشق جونم کجایی دلم برات تنگ شده
اگه یک دم از عشقت دور بمونم... آه تو هم طاقت نداری که جون بکنم
دیگه طاقت دوریتو ندارم
چشمامو رو هم میذارمو تو رو به یادم می یارمو
دوباره دست تکون می دم و تو رو به همه نشون می دم و
کم می یارم اخه تو رو، تو رو به یادم میارمو
دنیا دیگه مثل تو نداره نداره نه می تونه بیاره
دلا همه بی قرار عشقند اما عشقی که واسه تو بی قراره
هیشکی مثل تو نمی تونه، نمی تونه قلبمو بخونه
بگو بگو کدوم خیابونه که میتونه منو به تو برسونه
Y
YYYYY
راه عشق**
**راه عشق سخت است و دشوار....!
هنگامي كه عشق تو را به اشارتي فرا مي خواند
رهرو عشق باش
عاشق شو ...!!!
تيغ هاي نهفته عشق تو را خسته مي كند
نواي عشق چنان چون باد شمال در باغ
روياهاي تو را آشفته مي كند
اما عاشق شو...
دوست بدار آن را كه تو را دوست مي دارد...
ماه ر خشان و دل شيدا ديرگاه است و مجال گام زدن بيشتر نيست
روح دل را بي قرار ؛و تيغ نيام را مي درد عشق آرام و
دل بي قرار را مجال آرميدن نيست...!!
عا شقی سخت خیلی سخته... اما آدم را استوار و به زندگی امیدوار میکنه
آه در این دنیا... تک و تنها شدم من
گیاهی در دل صحرا شدم من چو مجنونی که از مردم گریز است شتابان در پی لیلا شدم من چه بی ثمر می خندم چه بی اثر می گریم به ناکامی چرا رسوا شدم من چرا عاشق چرا شیدا شدم من؟؟؟تو را من دوست می دارم
شايد ما دوباره پيش هم باشيم و تصنيف بلند عشق تو امروز در اوج خويش می رقصيد... و من تصنيف ساز عشق تو امروزتو را در اوج تو ديدم
و پرسيدم که: « شادی چيست غير از اين که تصنيف بلند عشق را در اوج خود بينی؟! » و از اعماق قلبم شادمان بودم!!! و قانون بزرگ زندگی را خوب فهميدم : نه با اندوه بايد ماندنه غم را بايد ازخود راند..!.
Y
YYYYYکمکم کن نذار اینجا بمونم تا بپوسم
سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خستم
یادت نمی آد اون همه قول و قرارایی که با تو بستم..؟؟؟
با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرار من نشستم
نشکن دلمو به خدامیگره دامنتو
عاقبت یک روز نگو بی خبری نگو نمی دونی دلم پر از یه ...
سینه سوز نگو بی خبری نگو نمی دونی وقتی که نیستی
گریه شده کار این دل عاشق شب و روز
دیوونه نکن دلمو آهم میگیره دامنتو عاقبت یک روز...!!
در مکتب ما عاشقی یعنی فدا گشتن
او بودنو از ما ومن دیگر رها گشتن
من میروم با این دلم که پر از پریشانیست
از تو نمیگوید این ساز بشکسته
دیگر نمینالد این ساز بگسسته
تا این خدایی هست درد آشنایی هست
فریاد عاشق را راهی بجایی هست
دیوونه ای بودم در بازی تقدیر
رفتم که بگریزم زین عشق دامنگیر
اری عذاب عشق نقش برای عشق
بهتر که ناخوانده هستم کتاب عشق...
*لحظه خداحافظی***
لحظه خدافظی به سینه ام فشردمت
اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت....
غمگین تر از همیشه به انتظار نشستم.. پنجره ی امیدمو هنوز به روم نبستم.....
پرستو های عاشق به خونشون رسیدن... اما چرا عزیز دل هر گز تو رو ندیدنم
عاشقت هنوز چشم انتظاره
بیا تا زندگی رنگی بگیره
همین امروز بیا که فردا دیره
.....**
*مرا بكش , اما ترکم نکن...!!*
.
به خدای آسمونا عشقت از یادم نرفته...
****
میخوام اینجا با تو باشم زیر برف وباد و بارون نیایی با خاطرات سر میزارم به بیابون
بگو بگو که هستی برای آخرین بار...
تو اي بال و پر من
رفيق سفر من
ميميرم اگه سايت نباشه رو سر من....
یادته همیشه میگفتی نياز من باش ترانه ساز من باش
يه روزي راستي راستي همون شدم که خواستي...!!
شدي تو سرنوشتم براي تو نوشتم
دوست دارم همیشه....
اما افسوس تو رو ندارم.....
.
YY
کي منتظر ميمونه...
حتي شباي يلدا تا خنده رو لبات بياد...
شب برسه به فردا ...چه شبهای با تو هم آواز شدم... مثل يك روياي خوش
پا گرفتي تو شبام از يه دنياي ديگه
قصه ها گفتي برام....!!
پس چرا ازم دور شدی... چرا؟؟؟ کاش لا اقل میگفتی گناه دل عاشقم چی بود؟!!
التماسم را ببین در این نگاهم
زیر باران گریه کردم!! بلکه باران شوید از جانم گناهم.....!
تو کلام آخرت برده میل زندگی را از سر من
گفته ای شاید بیایی....؟
اما نمیشه باورم رفتنت را....
!
آخه چرا از دلم عاشقم غافل شدی... چرا رفتی...؟؟؟؟ گفتم : نرو؛ پرپر می شم.
این منصفانه نیست... یادته همیشه قصه شیرین وفرهاد و برام مثال میزدی..! یادته میگفتی
تا صبح برات دعا میکنم... چه رویاهائی... نگو که فراموش کردی!!
کاش میدونستی اسم تو هر چي که مي گم همه تکرار تو حرفهاي دل من
چشم تو هر جا که مي رم جاري تو چشمهاي منتظر من........
یک کلام ختم کلام
عاشقتم...
دوست دارم
.... دیوونتم...!!
!
عشق من... این رو همیشه بدون تو رو با همه وجود مثل قبل عاشقانه می پرستم
مهربانم تا هميشه دوستت دارم
دوستت دارم

YYYYYY
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدايا به سلامت دارش

تقدیم به یگانه عشقم*
*
* خلوتی با عشق **رنگ چشمت رنگ دریا
سینه من دشت غمها
یادم آید زیر باران...
با تو بودم با
تو تنهازیر باران با تو بودم
زیر باران با
تو تنها...Y
YY صدایت را مشنوم بیا
می خوام اینجا با تو باشم زیر بارون ها دوباره
ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون می باره





روامداركه چشمهايم گرسنه ي ديدارتوماند.
بي مهري و جفاي تو باور نمي كنم
دل را چنان به مهر تو بستم كه بعد از اين
ديگر هواي دلبر ديگر نمي كنم
رفتي و با تو رفت مرا شادي و اميد
ديگر چگونه عشق ترا آرزو كنم
ديگر چگونه مستي يك بوسه ترا
دراين سكوت تلخ و سيه جستجو كنم

سرهايمان چو شاخه سنگين ز بار و برگ ،خامش بر آستانه محراب عشق بود
من همچو موج ابر سپيدي كنار تو، بر گيسويم نشسته گل مريم سپيد
هر لحظه ميچكيد ز مژگان نازكم ،بر برگ دستهاي تو آن شبنم سپيد

لیلا لیلا لیلا نامهربونی لیلا
عشق مولا کی کم از لیلا بود
ای عاشق آسمونی بسه دیگه
ایاک نعبد وایاک نستعین
ای خالق من فقط عاشق تو هستم
و از تو کمک میخواهم
فقط سینه ی تو ای مولای من
فقط دستهای مهربان توکه همه موجودات را نوازش میکند
فقط غمزه ی خمار نرگس چشمان مست تو ای خدای مهربانم
فقط صدای مهربان تودلمو ازجا میکنه

آه فقط آغوش گرم و پر مهر تو ای معبود من
آه اگر سرم را روی سینه پر مهرت گذارم
وبا دستهای مهربانت موهای مرا توازش کنی
چه تکیه گاهی مطمئن تر از شانه های تو
آه اگر در آغوش پر مهرت ای خدای مهربانم به تو وصل شوم
نور در نور و نوری بالاتر از نور خواهم شد
از من میپرسی
که آیا در زیر سایه ی مهرم
آنقدر قوی شده ای که بی من باشی

یک لحظه سر بالا کنیم
با خاک بازی تا به کی
بندیم چشم از آب و گل
چه چشمهایی برامون زار میزنن
چه دلهایی رو سوزوندیم
چه جانهای مقدسی
حیف اون چشمها نبود
حیف این دل آسمونیت نبود
حیف این دل عاشقت نیست
وای اگر از چشم مولا بیفتیم
زانسان عشقی بر گزین که در شمار
با آن قرار گیری در دار قرار

**دلم برای غربت چشمات تنگههههههههه...**
**بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم...!
زیرا لذتی که در فراق هست در وصال نیست چون در فراق شوق
وصال است و در وصال بیم فراق....**
![]()
زدام حسرت کجا گریزم
اگر بپر سد كسی ز حالم
كنون كجا روم خدايا؟

زينگونه ام که در غم غربت شکيب نيست
گر سر کنم شکايت هجران غريب نيست
جانم بگير و صحبت جانانه ام ببخش
کز جان شکيب هست وز جانان شکيب نيست
گمگشته ی ديار محبت کجا رود
نام حبيب هست و نشان حبيب نيست
عاشق منم که يار به حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست و ليکن طبيب نيست

**عطر گل محمدی...**
وقتی دلت تپید قدرشو بدون
عشق يعني لحظه ديدار يار
عشق يعني دست در دست نگار
عشق يعني لحظه هاي بي قرار
عشق يعني صبر، يعني انتظار
عشق يعني اشتياق و اضطراب
عشق يعني دلهره، يعني شتاب
عشق يعني خواستن، له له زدن
عشق يعني سوختن، پر پر زدن
عشق يعني سالهاي عمر سخت
عشق يعني زهر شيرين، بخت تلخ
عشق يعني با ”خدايا“ ساختن
عشق يعني چون هميشه ”باختن“
سلام بر تو هنگامي که
بر مي خيزي،
مي نشيني،
نماز مي خوانی،
دیگه من ازغصه پوسیدم بیا
اي تمام اميدم، تو صبح سپيدم،
ز نرگس چشمت، ببين چه كشيدم!
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غمهای دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن
خدایا بی پناهم
ز تو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناه است
ببین غرق گناهم
دو دست دعا فرا برده ام بسوی آسمانها
که تا پر کشم به بال غمت رها در کهکشانها
چو نیلوفر عاشقانه، من می پیچم به پای تو
که سر تا پا بشکفد گل ز هر بندم در هوای تو
بدست یاری اگر که نگیری تو دست دلم را دگر که بگیرد
به آه و زاری اگر نپذیری شکست دلم را دگر که پذیرد
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غمهای دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن
خدایا بی پناهم
ز تو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناه است
ببین غرق گناهم
دو دست دعا فرا برده ام بسوی آسمانها
که تا پر کشم به بال غمت رها در کهکشانها

خدايا! ياري ام كن.
معشوقا!
عطشان عشقه عشقت بر شجره وجودم غوغا مي كند،
سيرابش كن.
نیایی با خاطراتت سر می زارم به بیابون
**عشق من...**
من که میدونم به دنیا اعتباری نیست
من که میدونم میون مرگ و آدمی قول وقراری نیست...!
من که میدونم عجل نا خوانده و بیدادگر است !
پس چرا عاشق نباشم ؟؟؟
عشق به سادگی شاخه گل سرخیست
که من با تمام وجودم به عشقم تقدیم میکنم
عشق پاکم دوست دارم
خدايا خدايا يگانه تويی
همه گريه ها را بهانه تويی

***دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه***
عاشق جونم؛
ماه باید یک شبی مهمونی کنه،
پیشتون مهتاب و قربونی کنه؛
اخه چشمای قشنگت میتونه،
که بگیره شب زندونی کنه ؛
بزارین خورشید صورت شما
ابری خونمو افتابی کنه،
چشمای روشنتون دوباره باز
شب تاریکم رو مهتابی کنه،
روز باید تو ایینه ی صورتتون،
چشماشو به روی دنیا وا کنه؛
وقتی که خورشید خانم میاد بیرون،
خودشو تو چشمتون پیدا کنه؛
نازنینم!،
نازنینم!،
وای اگه خورشید عشق، توی چشمای شما غروب کنه! ...

**دیداری در تنهائی**
مهربانترینم... ای آینهء عشق وامیدم
آمده ام عکس تو را پیش نگاهم بفشانم
دل به مهر تو بستم
پشت خود را ز غمها شکستم
نیمه شبها به راهت نشستم
تا شود از تو روشن سرایم
من کیم؟ عاشق رویت
جان من پر میکشد به سویت
عاشقم عاشقی مبتلایم
نور چشم خدا داده من
چشم تو جام من باده من
آمدم تا که به یاد تو زار بگریم...
آبی از دیده ببارم...
من که از دوری تو خانه خرابم...
ای گل سرخ که لرزنده بر این شاخه سبزی!
باغبانت کجاستتتتتت؟
شبهای تنهایم را با تو میگزرونم
و تا صبح به یادت در دلم نجوا میکنم
تو امیدم ..توانم.. بقایم.
آرزوی دلم دوستت دارم
اخه هیچکس تو رو مثل من دوست نداره


تا دو چشمش به رخم حيران نيست
به چكار آيدم اين زيبايي
بشكن اين آينه را اي مادر
حاصلم چيست ز خودآرايي
در ببنديد و بگوييد كه من
جز از او همه كس بگسستم
كس اگر گفت چرا ؟ باكم نيست
فاش گوييد كه عاشق هستم
در ره منزل لیلی که خطر ها است در آن
شرط اول قدم آنست که مجنون باشی باشی
طبيب عشق مسيحادم است ومشفق ليك
چو در تو درد نبيند كرا دوا بكند
حس می کنم از خودم فرسنگها فاصله گرفته ام
آنقدر زياد که ديگر توان ديدن و حس کردن خودم را هم ندارم...
طفيل هستي عشقند ادمي وپري
ارادتي بنما تا سعادتي ببري
دستامون اگر چه دوره
دلامون که دور نمیشه
دل من جز با دل تو
با دلی که جور نمیشه
فاصله ها فاصله ها اونو به من برسونید
فاصله ها فاصله ها درد منو نمیدونید
عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني سر به دار آويختن
عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن
عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني سوختن يا ساختن
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني انتظارو انتظار
عشق يعني هر چه بيني عكس يار
عشق يعني ديده بردر دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني سوز ني،آه شبان
عشق يعني معني رنگين كمان
عشق يعني با گلي گفتن سخن
عشق يعني خون لاله بر چمن
عشق يعني شعله برخرمن زدن
عشق يعني رسم دل بر هم زدن
عشق يعني يك تيمم، يك نماز
عشق يعني عالمي رازو نياز
عشق يعني بيستون كندن به دست
عشق يعني زاهد اما بت پرست
عشق يعني همچو من شيدا شدن
عشق يعني قطره و دريا شدن
عشق يعني يك شقايق غرق خون
عشق يعني درد و محنت در درون
عشق يعني يك تبلور، يك سرود
عشق يعني يك سلام و يك درود

بنشین با من و دل بنشین تا برسم مگر
به شب موی تو
تو نباشی چه امیدی به دل خسته من
تو که خامو شی بی تو به شام وسحر چه کنم
با غم تو
غروب
غروب هم باشه بغض گلوتو فشار میده
به خاک پای تو داند که تا سرم نرود
ز سر به در نرود همچنان امید وصال
قاصدک
انتظار خبری نیست مرا
دل جای شادی است
چون فرمود:
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
پرنده ی عشقت را آزاد بگذار
ای خوشا سرو که از بند غم آزاد آمد
او نباید گرفتار تو باشد تا عاشق بماند
زیر بارند درختان که تعلق دارند
معشوق تو نمیتواند عاشق را با غیر تقسیم کند
غیرت معشوق بسیار است
پرنده به سوی تو باز میگردد
حالا به مرگ من راضی نمیشه
میخواد جون بکنم واسش همیشه
هنوز باهات خیلی کار دارن
باید بسوزی تا غبار از آینه دل پاک شود
خاکستر بشی ی عمر

دلم برات تنگ شده جونم
هیشکی هم نمیتونه اندازه بگیره
قلبم داره از جا کنده میشه

منتظر یک اتفاق خوب باش
به محض اینکه آن اتفاق بیفتد
تنهایی به روشنی درون
تنهایی به آرامش خیال
تنهایی به تجربه ای شیرین
بدل خواهد شد
آن روز نزدیک است
مسرور باش
بخند و با زندگی برقص
راهی که تو خود را در آن پیدا کنی معجزه ی عشق است
زیرا که تشنه به چشمه خواهد رسید
دل مشتاق عاشق خواهد شد
و درهای بسته یکی یکی باز خواهد شد
بیدار خواهی شد
درست مانند گلی کوچک که زیبایی خودرا باشکوه تنازی
به تو دلبرانه پیشکش میکند
خواهی شکفت
در یک لحظه ی شگفت انگیز
در حمایت عشق الهی
شور و سرمستی در زندگی تو جاری خواهد شد
وآرامشی ملکوتی
زیرا عشق نمیتواند در جایی غیر از قلب تو بشکفد
پس مبارزه کن برای یک عمر زندگی عاشقانه

و من منتظر هجوم تو









دوست داشتم كه شبي را تا صبح با تو نشسته و تمام عقدههاي دلم را برايت بازگو كنم تا شايد مرحمي بر زخم دل شكسته خود گذاشته باشم
حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری
به آب دیده خونین نوشته صورت حال
به ناله کار میسر نمیشود عاشق
ولیک ناله بی چارگان خوش است ! بنال

ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
رهرویی باد جهانسوزی نه خامی بی غمی
استغفروالله ربی و اتوب الیه
الهی
ظلم کردم به خودم و تو
العفو
غزال اگر به کمند اوفتد عجب نبود
عجب فتادن مرد است در کمند غزال
تو بر کنار فراتی ندانی این معنی
به راه بادیه دانند قدر آب زلال

عشق در دل ماند و یار از دست رفت
دوستان دستی که کار از دست رفت
باید مبارزه کرد
راستش اولش ی کم سخته
ولی بعدش همه چی حل میشه

ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده ای
ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم
به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز
بی غباری که پدید آید از اغیار بیار
گردی از رهگذر دوست به کوری رقیب
بهر آسایش این دیده خونبار بیار
خامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیست
خبری از بر آن دلبر عیار بیار
آه

بميرم تا تو چشم تر نبينی
شرار آه پر آذر نبينی
چنان از آتش عشقت بسوزم
كه از مو رنگ خاكستر نبيني
اگر چون موم صد صورت پذيرم
به هر صورت به دل نقش تو گيرم
تو تا بخت مني هرگز نخوابم
تو تا عمر مني هرگز نميرم
ز دل، مهر ِ تو ای مه، رفتنی نِی
غم عشقت به هر کس، گفتنی نِی
و لیکن داغ ِ این مهر و محبّت
میون مردمان بنهفتنی نِی

وای به روزگارم
من از روز ازل ديوانه بودم
ديوانهی روي تو
سرگشتهی كوي تو
تار موي تو، تار و پود من
مستي دهد مارا، گل رخسارا!
بهار آغوش تو
چو به مانگری
غم دل ببری
كز باده نوشينتری
سوزم همچو گل
از سوداي دل
دل، رسواي تو
من رسواي دل
گرچه به خاك وخون كشيدی مرا
روزي كه ديدی مرا
بازآ
درشام غم صبح اميدي مرا
صبح اميدي مرا
خواب رو از چشام بگیر مثل همیشه ،
بگو عمر عاشقی تموم نمی شه
منوبا خودت ببر هر جا دلت خواست ،
دیگه چیزی نمی خوام این اخریشه

ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون
امشب میخوام تا خود صبح . فقط برات دعا کنم
برای خوشبخت شدنت . خدا خدا خدا کنم









در بهشت تنها بودن سخت تر از زندگی در کویر است هر کس در این سرا ،جمال یار را نبیند حتما در بهشت هم تنهاست کور باد چشمی که دوست را نبیند یار بی پرده از در و دیوار در تجلیست و نسیم باد صبا برای سحر خیزان روح نوازست و مجاز پلکان حقیقت است ...بشنو از دل چون حکایت می کند ،این استخوان ریزید پیش کرکسان ،عنقای قدسی آشیان..دل جای یار مهربان است نه اغیار ،دل جای شادیست از غم شده ام بیزار..دل از ما برد و روی از ما نهان کرد ،بسوز ای دل که مرگت زندگانیست..خوش آمدی ای جان من کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست.