برگ ریزونای پائیز کی چشم برات نشسته
***چند خطی برای عشقم***
برگ از درخت خسته بود وگرنه پاييز بهانست


برگ ریزونای پائیز کی چشم برات نشسته
از جلو پات جمع میکنه برگای زرد و خسته

فردا که بیایی به سراغم نفسی نیست
اون همه عهدی که بستیم
که ی عمر با هم بمونیم
به خدا آهم میگیره
سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خستم
یادت نمی آد اون همه قول و قرارایی که با تو بستم
با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرار من نشستم
نشکن دلمو به خدا آهم میگره دامنتو عاقبت یک روز
نگو بی خبری نگو نمی دونی دلم پر از یه نفرینه سینه سوز
نگو بی خبری نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز
دیوونه نکن دلمو آهم میگیره دامنتو عاقبت یک روز .........

تقدیم به عشق پاکم .... محبوب من تویی تنها پناهم...
با تو گل خوشبختی از اعماق وجودم جوانه زد
و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم
چرا كه مهربانی را در وجودت دیدم
عاشقم من
عاشقی بيقرارم
کس ندارد خبر از دل زارم
چقدر جای خالیتو تو دلم حس میکنم... دلم برایت تنگ است
و قلبم در آرزوي تو مي سوزد...
هرگز تو را فرموش نخواهم كرد حتي اگر مرا از ياد ببري چرا كه تو را دوست دارممحبوبم هميشه به انتظار بازگشتت خواهم ماند

اينجا باران می بارد
و من نگاه به راهت دوخته ام
ای کاش می آمدی
ای کاش...
حالا تنها حالا خسته با دلي از غم شكسته بي صداتر از هميشه با خودش تنها نشسته
با صداي غم گرفتش شعر تنهايي مي خونه سوز غمگين صداشو اوني كه تنهاس مي دونه
پرنده مهاجر هميشه عاشق پرواز
همه کار کردم تا مهمون باغچه کوچک قلبم باشی
از خورشید خواهش کردم فقط از آن من باشد!
و… قبول کرد…
از دنیا و آسمون برات خانه و پنجره ساختم
اما باز نیامدی..!! چرا ؟؟؟
یادم نبود تو مرا نمی بینی…!
همیشه نصف عکسهای تو فکرم… تنگه چشماته.. حرفات و… صدای نفسات..
یعنی وقتی پلکام خواب باشه اونوقت توی دریای چشام
ماهی خاطراتم زجرم میده
کاش میشد پلکام بتونن بسته نشن…!
کاش بودی و میدیدی عشقت داره با دلم چکار میکنه…
YY
YYYYYY
بعضی وقتها فکر میکنم خیلی خستم
و همیشه برای خستگیم جایی پیدا میکنم
برای مرور عذاب و بعد آرامش....
امآ تو میدانی رنج من را هیچ مروری آرام نمی کند ...!
...YY
تو میدانی که عجیب ترین برای من این است که هنوز صدای نفسهایم را میشنوم..!!
دگر حتی توان خستگی برایم نگذاشتی..!
باز به همان گوشه پناه میبرم و این بار برای مرور تو
خیلی خستم..............
**کار عشق....YY**
تا گرم آغوشت شدم
چه زود فراموشت شدم
تقصیر تو نبود خودم باری روی دوشت شدم
کاشکی دلت بهم میگفت
نقشه قلبم و داره
هر کی زد و یه روزی رفت و شکست
یه روز یه جا کم می یاره
یه روز یه جا کم می یاره
موندن و سوختن و ساختن
همه یادگار عشق
عشق را عرضه کردم تا با عشق عرضه دارند عشقم را...
YY
و می نگرم که تمام هستی ام از وجود زیبایت نقش گرفته است
در خیالم دل به عشق تو وانهاده ام
و به رویایم دل به روح تو
و در حسرت واقعیت گوش به نوای روح فزای تو
خالی از خویشم و پر از تو
تویی که تمام ظرف وجودم را از خود آکنده ای
تو را می خواهم، می جویم و می کاوم
پیدایت نمی کنم ای نهان شده در هستی پنهانم
گم گشته در خویشم، رهایم کن از این اسارت
زندگی بی تو سرابی است، این سراب را هرگز نخواهم
و اگر بودن با تو را مرگ سرانجام است آنرا هماره فریاد می زنم
ای همه آشفتگی ام
دستت را در دستم بگذار و بگذر
خود من ! تو رويا نيستي تو خود مني
مرا به من بازگردان...
یادته گفتی
یادم باشد
حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد ...
راهی نروم که بی راه باشد.
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را !
تنها دل ما دل نیست !!!
قایق تو شکسته بود تنت نحیف و خسته بود
فانوس دریاییت شدم عشق اهوراییت شدم
ای جان من
ای مونسم
روز وصل دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران یاد باد
گرچه یاران فارغند از حال من
از من ایشان را هزاران یاد باد
این زمان در کس وفاداری نماند
زان وفاداران و یاران یاد باد
مبتلا گشتم درین بند و بلا
کوشش آن حقگذاران یاد باد
مرا در تابوت سیاهی بگذارید تا همه بدانند که سیاه بخت بودام !!!
چشمان مرابازبگذارید ،تا تمامی جهان بدانند که چشم انتظاراز این دنیا رفته ام

خیال کردم یه عمر با من می مونه
گمون کردم واسم یه هم زبونه
نگفته بود پی یه عشق دیگست
تا تحقیر نشم و دل بسوزونم
نگفت به فکر قرصتی دوبارست
برای دل بریدن فکر چارست
نگفت به فکر تحقیر نگامو... شکستن غروری پاره پارست
حالا به مرگ من راضی نمی شه می خواد جون بکنم واسش همیشه
به اون ظالم بگین دعای این دل تا زنده ام به راه زندگی شه ........
چشمامو رو هم میذارمو تو رو به یادم می یارمو
دوباره دست تکون می دم و تو رو به همه نشون می دم و
کم می یارم اخه تو رو، تو رو به یادم میارمو
دنیا دیگه مثل تو نداره نداره نه می تونه بیاره
دلا همه بی قرار عشقند اما عشقی که واسه تو بی قراره
هیشکی مثل تو نمی تونه، نمی تونه قلبمو بخونه
بگو بگو کدوم خیابونه که میتونه منو به تو برسونه
توی ساحل روی شنها قایقی به گل نشسته
یکی با چشمون گریون گوشه ای تنها نشسته....
تو چشاش حلقه ی اشکه توی قلبش عم دنیا
منتظر به راه یاره تا بیاد امروز و فرداش
باورش نمیشه عشق و همه دنیاش زیر ابه.......
که بر گل اعتمادی نیست اگر حسن جهان دارد
من باشم و تو باشی و یک شب مهتابی باشه
میخوام یه کاری بکنم . شاید بگی دوستم داری
میخوام یه حرفی بزنم . که دیگه تنهام نذاری
امشب میخوام تا خود صبح . فقط برات دعا کنم
برای خوشبخت شدنت . خدا خدا خدا کنم
میخوام برات از آسمون . یاسای خوشبو بچینم
میخوام شبا عکس تو رو . تو خواب گلها ببینم
میخوام یه جادو بکنم . همیشه پیشم بمونی
از تو کتاب زندگی . یه حرف رنگی بخونی
امشب میخوام برای تو یه فال حافظ بگیرم
اگر که خوب در نیومد . به احترامت بمیرم
امشب میخوام رو آسمون عکس چشاتو بکشم
اگر نگاهم نکنی . ناز نگاتو بکشم
امشب میخوام تا خود صبح . فقط برات دعا کنم
برای خوشبخت شدنت . خدا خدا خدا کنم
اسم تو رو رو بال مرغا نوشت رو کنده ی سبز درختا نوشت
یه روز که بارون میومد بهش گفت یه روز دیگه رو موج دریا نوشت
دریا با موجاش اون رو از خودش روند مرغ هوا گم شد و اون رو گریوند
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد مرغی شد و پشت حصارا گم شد
باد اومد و تو جنگلها قدم زد اسم تو رو از همه جا قلم زد
ببین جدایی چه به روزش آورد چه سرنوشتی که براش رقم زد

ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون
به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راهته
يه قلب تنها و كبود هلاك يه نگاهته
راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم
از وقتي رفتي آسمونمون پر كبوتره .
زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره
غصه نخور تا تو بياي حال منم اين جوريه
سرفه هاي مكررم مال هواي دوريه .
گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه
مثه يه بچه كه بار اوله ميره مدرسه .
تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره ؟
يادت ميآد خنديدي و گفتي حالا بذار برم
تو رفتي و من تا حالا كنار در منتظرم
عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه
يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دليل زندگي با يه غمي دوست دارم
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي مي آرم
وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هيچ وقت نگير
حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه
تو رفتي و من غريب شدم چه دنياي عجيبيه
تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه
مگه نگفتي همه جا ماله مني تا هميشه
دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار
تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار
فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم
به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم
مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات كنن
نورشونو بدرقه پاكي خنده هات كنن
و می دانم که سخت ناتوانم در برداشتن قدمی برای تو
ولی کلاه بیچارگی من پس معرکه است ......
:ملتمسانه زار می زنم
آیا راهی به سوی تو هست؟
:و آنگاه که جوابی به گوش نمی رسد، آه از نهاد بر می آورم
پناهم ده
مرا دریاب
امانم ده
! هر چه زودتر
! همین امشب
! همین ساعت
آههههههههههه
امروز كه برايت مي نويسم از هميشه اندوهگين ترم ،
حس مي كنم مرا فراموش كرده اي و اين
همه مشكل مرا نمي بيني ! اما نه تو نميتونی مرا فراموش کنی آخه تو مهربان ترين
وبخشنده ترينی .........
با دلم گريه کن خون ببار
در شبای تيره چون زلف يار
بهر ليلی چو مجنون ببار ای بارون!
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ يار
به ياد عاشقای اين ديار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون!
ببار ای ابر بهار
با دلم به هوای زلف يار
داد و بيداد از اين روزگار
ماهو دادن به شبهای تار اي بارون!

کاش می شد که تنها یک دفعه تو را ببینم
کاش می شد تا همیشه در کنار من بمانی
کاش می شد که هرگز شعر رفتن را نخوانی
کاش می شد که شبها لااقل خوابت ببینم
کاش می شد که خوابم تا ابد پایان نگیرد
کاش می شد که در خواب دستهایت را بگیرم
آن زمان بر دستهایت گل بوسه را بکارم
آروم جونم
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بی خبر بمیرد در درد خود پرستی
بذار تا سیر نگات کنم بو بکشم پیرهنتو
بغل کن و بچسب بهم بکش دوباره دست بهم
جز تو کسی ندارم نزدیک تر از نفس بهم
سرتو بذار رو شونه هام خوابت بگیره بذار تا آروم دل بیتابت بگیره

آهای خبر نداری
دلم داره می میره
همدم بی کسی هات
تو بی کسی اسیره
بهش بگین هنوزم
جاش خالیه تو خونم
بگین هنوز داد می زنم
برگرد دردت به جونم
بیا بلات به جونم
رفتی از اینجا اما
بدون نرفتی ازیاد
ندیدی وقتی رفتی
واست کی دست تکون داد
هر کی من رو میبینه
فکر می کنه دیوونم
دیوونه تو هستم
درد و بلات به جونم
آهههههههههههههه
بهش بگین هنوزم
جاش خالیه تو خونم
بگین هنوز داد می زنم
برگرد دردت به جونم
بیا بلات به جونم
میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان بر خیز








در بهشت تنها بودن سخت تر از زندگی در کویر است هر کس در این سرا ،جمال یار را نبیند حتما در بهشت هم تنهاست کور باد چشمی که دوست را نبیند یار بی پرده از در و دیوار در تجلیست و نسیم باد صبا برای سحر خیزان روح نوازست و مجاز پلکان حقیقت است ...بشنو از دل چون حکایت می کند ،این استخوان ریزید پیش کرکسان ،عنقای قدسی آشیان..دل جای یار مهربان است نه اغیار ،دل جای شادیست از غم شده ام بیزار..دل از ما برد و روی از ما نهان کرد ،بسوز ای دل که مرگت زندگانیست..خوش آمدی ای جان من کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست.