Image of love

وقتی چشات خوابش میاد.......
 
 ادم غماش یادش میاد
 
 یه حالتی تو چشماته ....
 
که عشق خودش باهاش میاد
 
آهای تو که این همه دوری از من

این روزها در حال عبوری از من

آهای تو که فکر می کنی سوزوندی

دار و ندارم رو با دوری از من 

طاقت نداری ببینی می دونم

این همه طاقت و صبوری از من

ستاره ها می گن پشیمون شدی

می خوای بگی که غرق نوری از من

به خاطر دلم شده يه شب بيا به خوابم

برای لحظه ای شده بيا بمون کنارم

 Image of love

اگه یکی رو دیدی وقتی داری ترکش می کنی برات فقط سکوت می کنه بدون دیوونته

      اگه یکی رو دیدی که ازنبودنت داغون شده بدون براش همه چی بودی

      اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله بدون بدونه تو می میره

      اگه یکی رو دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده بدون بدون تو مرده

      اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن بدون واسه

      خاطر تو مرده...

      مثل من

فدای سرت

رفتی نموندی بی وفا انگار اثر نداشت دعا

قلب منو شکستی غصه نخور فدای سرت

گفتی که چاره سفره گفتی دعا بی اثره

نگاهم هر روز به دره غصه نخور فدای سرت

فدای سرت اگه من خیلی تنهام فدای سرت اگه گریونه چشمام

فدای سرت اگه دلمو شکستی میگن عاشق یکی دیگه هستی

دلت دیگه از شیشه نیست چشات مثل همیشه نیست

تو گل نمی ریزی به پام دیگه نمی میری برام

آغوش تو برای من انگار دیگه جا نداره

دوستم نداری میدونم این دیگه اما نداره

شبای تاریک و سیاه ماهو صدا نمی کنی

قفل سکوتو دیگه با معجزه وا نمی کنی

رفتی نموندی بی وفا تنهایی سخته به خدا

باز زیر قولت زدی غصه نخور فدای سرت

گفتی نه فکر رفتنی نه اهل دل شکستنی

دلی نمونده بشکنی غصه نخور فدای سرت...

آخر اين چه شكستن است
 كه هر صبح به اميد يكي غروب و
هر غروب
 خيال صبح ديگري شايد ؟
 يعني بعد از اين همه وزيدن و زمهرير
 نمي دانيد نجات نهايي پروانه
در تحمل پاييز نيست ؟

شب عاشقـان بي دل چه شبـي دراز بـاشد

     تو بيـا کز اول شب در صبـح، بـاز باشد     

عجب است اگر توانم که سفر کنم ز دستت

  به کجـا رود کبـوتر که اسيـر باز بـاشد؟   

 

عشقم گل سرخ غرور منه نمیشه آسون بذاری زیر پات
 
وقتی شیشه میشکنه ارزشش کمتر میشه ولی دل هرچه شکسته تر باشه ارزشش بیشتره
گرچه میدانم نمی آیی ولی هردم ز شوق سوی در می آیم و هرسو نگاه میکنم
Image of love 
یک گل که دیدی نایست نگاهش نکن

وقتی نگاهش کردی طرفش نرو

وقتی طرفش رفتی بوش نکن

وقتی بوش کردی نچینش

وقتی چیدی درست نگهش دار

وقتی درست نگه داشتی پرپرش نکن

وقتی پرپرش کردی فراموشش نکن

وقتی فراموشش کردی نرو و پشت سرت رو نگاه نکن

افسون توام مجنون توام
این عاشقی رو مدیون توام
در خال توام دنباله توام
اگه بخوای نخوای من مال توام



اگه ستاره شی هر جا باشی تو رو پیدا میکنم
هر جور شده تو خونه ی قلبت خودمو جا می کنم
فریاد از دل فریاد از این دل

یه پنجره با یه قفس...یه حنجره بی هم نفس
سهم من از بودن تو...یه خاطره است همین و بس

اگر میدانستم که آخرین باری است که تورا هنگام بیرون رفتن از خانه می بینم دستانت را در دستانم می گرفتم و یکبار دیگر صدایت میکردم.

اگر میدانستم این آخرین باریست که تو را می بینم می توانستم یکی دو دقیقه وقت صرف کرده و به تو بگویم دوستت دارم به جای اینکه فکر کنم یا فرض کنم که تو حتمآ میدانی که دوستت دارم.

اولين كسي رو كه عاشقش مي شي دلتو مي شكنه و ميره

دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر مي شكنه و ميزاره ميره

بعدش هيچ چيز برات مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي. ديگه دوستت دارم برات رنگي نداره

و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه، تو دلشو مي شكني كه انتقام خودتو بگيري و اون ميره با يكي ديگه و .........

اينطوريه كه دل همه آدمها مي شكنه و همه از دست هم دلخور

 

اما تو برگرد باز هم عاشق فدایی توست

 

هر روز که بخواهی

 

منتظرم

 اما دیر نشه ها

 

كجاي ايـن جــنـگـل شــب

            پنهون مي شي خورشيدکم

            پشـت کدوم ســد ســکـوت

            پـر مـي کــشــي چــکـاوکم

عشق ِ من

       یادم کن گاهی که به دل دارم آهی

      تو که از دردم آگاهی

      یه دنیا ، یه دنیا عاشقم من

      بدون که به عشقت صادقم من

      تو مست ِ خویش و، من مست ِ عشقم

      اگه نباشی میمیرم بیا که عمر از سر گیرم

اشک من پیرهنتو تر کرده
همه جا عطر تو پیچیده ولی
دل دیگه غربتو باور کرده
مثل اون پرنده شکسته بال
دل من بعد تو بی لونه شده
با تو بیقراره و بی تو بیقراره
دل من راست راستی دیوونه شده

غمگین تر از همیشه به انتظار نشستم

پنجره امیدم و هنوز به روم نبستم

پرستوهای عاشق به خونشون رسیدن

اما چرا عزیز دل هرگز تو رو ندیدم

 

دلم تنگ است....دلم برای همه چيز و همه کس تنگ است....برای شب هايی که با تو سحر کردم و خورشيدی که هر روز طلوعش را با تو نظاره گر بودم....برای روزهايی که هر لحظه اش با ياد تو گذشت و عبور ثانيه  هايی که آمدن تو را نويد می داد....

دلم تنگ است....برای شانه هايت و آغوشی که هميشه پر از صفا و آرامش است....

حالا من مانده ام و دلی که هر لحظه بهانه ی تو را ميگيرد و بی تاب توست....              

اين روزا بيشتر از هر موقعی احساس تنهايی می کنم

 

گجلر فکرنن یا تا بیلمیرم


بو فکری باشیمنان اتا بیلمیرم


گجلر عشقینن یاتا بیلمیرم


بو عشق باشیمنان اتا بیلمیرم


نی نییم که سنه چاتا بیلمیرم


ایلیرخ ایلیرخ امان ایلیرخ


هر دل دردن اولار یامان ایلیرخ


اوزون دو هجرینن گارا گجلر


بیلمیرم من گدیم هارا گجلر

(بارون و  دوست دارم هنوز                   چون تو رو یادم میاره

 حس میکنم پیش منی                        وقتی که بارون می باره)

همه بغضشون گرفته چرا بارون نمی یاد

لیلی مرد از غم دوری چرا مجنون نمی یاد؟؟؟؟؟

روی ماهش کجا پنهون شده  اون رفت به کجا

چرا از اونور ابرا دیگه بیرون نمی یاد

 

سر نهاده روی شانه های یکدگر

گیسوان خیس شان به دست باد

جهره ها نهفته در پناه سایه های شرم

رنگ ها شکفته در زلال عطرهای گرم

می تراود از شکوه دلپذیرشان

بهترین ترانه

                       بهترین سرود!

تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چه ها رفت

دور از رخ تو دم به دم از گوشه ی چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت
از پای فتادیم چو آمد شب هجران
در درد بماندیم چو از دست دوا رفت

نفرین خدا بر من اگر باز بسوزم
پروانه صفت در دل آتشکده عشق

جواهر

ترمه و اطلس بیارید تا بپوشونم تنش

سیته ریزی از جواهر بندازم به گردنش

نکنه دست رقیبون برسه به دامنش

نکنه خونم بیفته عاقبت به گردنش

آی بلا،بالا بلا،قربون اون نگاهت

قربون راه رفتنت قربون خاک راهت

من روزی هزار دفعه به پای تو می میرم

با یه بوسه تو باز دوباره جون می گیرم

باران >>> اميد

باران مي بارد امشب
دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته
ره می سپارد امشب
در نگاهت مانده چشمم
شايد از فکر سفر برگردی امشب
از تو دارم يادگاری
سردی اين بوسه را پيوسته بر لب
قطره قطره اشک چشمم
ميچکد با نم نم باران به دامن


بسته اي بار سفر را
با تو ای عاشق ترين بد کرده ام من
رنگ چشمت رنگ دريا سينه من داشت غم ها
يادم آيد زير باران با تو بودن با تو تنها

 

نمي گم خطا نكردم من كه ادعا نكردم
همه گفتن بي وفايي من كه اعتنا نكردم
يادته عكست و دادي بذارم تو قاب قلبم
بعد از اون روز ديگه هرگز به كسي نگا مكردم
تو از اون روزي كه رفتي نه تو رفتي كه ببيني
تا قيامت هم تو رو من از خودم جدا نكردم

Beating Heart

دردی که من میکشم
اگه کوهم میکشید
ذره ذره میتکید
قطره قطره میچکید
 

چه كسي خواهد ديد
مردنم را بي تو ؟
بي تو مردم ، مردم
گاه مي انديشم
خبر مرگ مرا با تو چه كس مي گويد ؟
آن زمان كه خبر مرگ مرا
از كسي مي شنوي ، روي تو را
كاشكي مي ديدم


فاصله ها

دستامون اگر که دورن  دلامون که دور نميشه

دل من جز با دل تو  با دلی که جور نميشه

تو ميخوای مرمر قلبت آب شه با گرمای عشقم

دلت از سنگ عزيزم سنگی که صبور نميشه

(فاصله ها فاصله ها اون و به من برسونين فاصله ها  فاصله ها  درد من و نميدونين )

بردن اسم تو از ياد کاری که خيلی سخته

دل تو نقشه يه قلبه که تو آغوشه درخته

تو دلم هميشه جاته  هميشه دلم باهاته

ياد من هر جا که باشی مثل سايه پا به پاته

(فاصله ها فاصله ها اون و به من برسونين فاصله ها  فاصله ها  درد من و نميدونين )


 

به او بگو یید دوستش دارم
 
به او بگویید..........
 
به او بگویید دوستش دارم، به او که تنش بوی گلهای سرخ را میدهد، به او که با جادوی کلامش زیباترین لغات را شناختم، به او که لحن صدایش دلپذیرترین آهنگ است، به او که نگاهش به گرمییه آفتاب و لبانش به سرخیه شقایق ودلش به زلالییه باران است، به او که برای من مینویسد،

مینویسد از باران، از شبنم، از گرمای عشق و ..................

 

به او بگویید دوستش دارم ، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نورو شعرو ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد

 

به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که ............

 

به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است

 

باورم نميشه دستات
توی دست من نباشن
رو در و ديواره خونه
گرده تنهايي بپاشن
تو همونی که ميگفتی تو دنيا
هيشکی مثل من پيدا نميشه
تو همونی که ميگفتی قلبم
ماله تو باشه واسه هميشه

شادمهر

 

ديريست که دلدار سلامی نفرستاد
از بهر دو صد نامه جوابی نفرستاد
گشتيم همه شهر و نجستيم خبر از او
باری ز من خسته نشانی نفرستاد
صد ناز و ادا داشت همه فعل و جمالش
نازش چو خريديم، گل نازی نفرستاد
می کرد همه را مست دو چشمان سياهش
تا مست شدم شرب خماری نفرستاد
چشم من نرگس به جمالش نگران شد
پس داد همه تحفه و پيکی نفرستاد
مات رخ شطرنج زمان شد دل دريا
بهر دل خشکيده بهاری نفرستاد
 

 

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولهابه بوی نافه​ای کاخر صبا زان طره بگشایدمرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دمبه می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گویدشب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایلهمه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخرحضوری گر همی​خواهی از او غایب مشو حافظ که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل​هاز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل​هاجرس فریاد می​دارد که بربندید محمل​هاکه سالک بی​خبر نبود ز راه و رسم منزل​هاکجا دانند حال ما سبکباران ساحل​هانهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل​هامتی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها

                                    

 

چون طلای ناب بی منت از خاکم بکن      
 

       یک شبی را عاشقانه از هوس پاکم بکن

هر نگاهت موجی بر هر تخته سنگ پیکرم   

      پر طلاتم تر ز پیشم غرق امواجم بکن

می پسندم بازوانت را به دور شانه ام     

         اول کارم هنوز فکر سرانجامم بکن

با تو من در شب خیال دیگری دارم به سر 

       همچو شبگردی مرا از خواب بیدارم بکن

دوست دارم همچو پیچک بر سراپای تو پیچم

     باز امشب چون گل وحشی شدم رامم بکن

 

 

شبنمی شو بوسه بر گلبرگ اندامم بزن 

            بوسه بارانم بکن بی تاب بی تابم بکن

بخت و قسمت را بگو دستی به دست هم دهند

     دست به دستم ده کنار سایه ات خوابم بکن

عاشقم من >>> دلکش

برف زمستونت شدم       

        رسوا و حیرونت شدم

چک چک ناودونت شدم              اما بازم نیومدی

آفتاب و بارونت شدم                     اشکای غلتونت شدم

عطر گلابدونت شدم                 اما بازم نیومدی

ماه تو ایوونت شد         خراب و ویرونت شدم

گل گلستونت شدم                   اما بازم نیومدی

به سراغ من اگر میآیید


نرم وآ هسته بیایید، مبادا ترک بر دارد


چینی نازک تنهایی من


دور ها آوایی است که مرا می خواند.

                                                                         (سهراب)

عاشقم من عاشقي بی قرارم
کس ندارد خبر از دل زارم
آرزويی جز تو در دل ندارم
من به لبخندی از تو خرسندم
مهر تو ای مه آرزومندم
بر تو پا بندم

می رسد روزی که بی من زندگی را سر کنی
مرگ عشق را باور کنی
می رسد روزی که تنها در کنار عکس من
شعرهای کهنه ام را مو به مو از بر کنی

مرغی که پرید دیگه پریده
تنی که لرزید دیگه لرزیده
دلی که شکست دیگه شکسته
اشکی که چکید دیگه چکیده وای
من میگم خدا
دل شکسته رو درمون نمیشه کرد
نه نمیشه
اشک چکیده رو پنهون نمیشه کرد
نه نمیشه
حرف من اینه غمم همین
ای خدا ای خدا ای خدا
غم چه سنگینه


از دلم میگی نگو نگو نگو دلم شکسته
از دستام نگو ببین ببین ببین هر دوتاش بسته
از دلم میگی نگو نگو نگو دلم شکسته
از دستام نگو ببین ببین ببین هر دوتاش بسته
با دست بسته
دل شکسته
تنهای تنها غمگین غمگین
من میگم خدا