یادم میره که باید صبور باشم



سلام گل همیشه بهارم
...سلام محبوب قلبم
سلام ستاره ی پر فروغ هستیم
سلامم را با تقدیم یه دشت پر از گلهای یاس و شقایق تقدیم به یگانه هستیم میدارم
...مهربانم خوبی؟؟؟
امیدوارم در همه حال و همه جا سالم و سلامت باشی
.آي دلبرم آي دلبر
اي از همه عزيزتر
اي تو مرا همه کس داشتن تو مرا بس
دلم خیلی برات تنگه
باز شب شده چشام هنوز مونده به در تا بیایی از سفر(چشام فقط تو را میخواد
)
امشب هم خواب تو چشام نمیاد ... یه مدتیه شبا تا صبح بیدار میمونم و غرق در خیالت میشم
اینقدر شبا با سوز صدات میکنم
بارون چشام میباره تو شبای بی ستاره ام
چقدر سخته دوری دستات ... چقدر دوریت دلگیره خیلی دل تنگم عشقم
وقتی دوری تنهاییم نزدیکه
قلبم بی تو میلرزه تاریکه
یه عاشق هرگز نمی تونه در فراق یارش بخنده یا شاد باشه
امشب یه حس غریبی دارم چشام میخواد بباره
میدونی که بی تو همه زیبائیهای دنیا برام دلگیره حتی بهار
باز میخوای بری و تنهام بزاری

حالا دوری از عشقمو چه کنم
حالا نبودنت رو چطوری باور کنم
میدونی عزیزه دلم؟
من که هیچوقت عهدمون فراموش نمی کنم
قلبم فقط یه بار عاشق شده پس چطور میتونم تنهات بزارم؟
بگسلم ز خویش و از تو نگسلم
تو که میدونی هیچوقت خورشید عشق تو چشام غروب نمیکنه
(همیشه عاشقت خواهم بود)
تو که میدونی منتظر همون اتفاقی هستم که همیشه بهم میگفتی
تو که میدونی دنیا رو بی تو نمیخوام
تو که میدونه حجله عشقم فقط در کنار تو خواهد بود
تو که از همه بهتر میدونی نازنینم عشقم همنفسم...
خیلی دوستت داشتم و دارم
اندازه همین دنیای کوچیک سینم دوست دارم
حیف که نمی شه دوست داشتن رو تعریف کرد
حیف که با این کلمات نمیتونیم عمق دوست داشتن رو بیان کنیم
منو ببخش که باعث میشم غم بشینه تو دل مهربونت
و اشکات تو چشای نازنینت تمومی نداره!
منو ببخش که سال جدید و با غم نبود من شروع کردی
( کاش مجبور نبودم)
منو ببخش که نبودم تا دل مهربونت شاد کنم
(وقتی یادم میاد غصه دارت کردم...)
کاش نفسم در نیاد...آههههه یار عاشق
عشقو بی تو نمیخوام
فدای دل نازک و عاشقت بشم منو ببخش
اگه از پیشم بری پرپر میشم
خیلی دوست داشتم که تو این لحظه ها به یاد عشق قشنگمون ی عالمه حرف می زدیم
وی عالمه شعر میخوندیم و..آه اما نشد اما نمیشه!!( چرا نشه اگه بخوایم میشه)
فدای دل مهربونت و قلب تنهات.. تو بگو چاره دله عاشق چیه؟
بگو همیشه پیشم میمونی
![]()
کلیک کن برای نامه ها
نامه ها...دل حرم خدای مهربونه...

حالاکلیک کن
عزیزم فکر نکن اگه بری خوشبخت میشم
اگه بری و تنهام بزاری هیچوقت رنگ خوشبختی را نخواهم دید
یعنی میاد اون روزی که
به خودم بگم:دیگه همه چی تمام شد
دیگه نفس بکش...؟
( کی میای عزیز دلم)
( اره اون روز خواهد آمد به شرطی که بخواهیم و به هم کمک کنیم)
جشن تولد مرگمو براي تو زير آب ميگيرم!!!
وقتی به حرفات نگاه می کنم و میبینم که همه آرزوهای قشنگتو بربادرفته می بینی از غصه می میرم
وقتی از شدت غم میخوای هجرت کنی اونم بدون من
ميرم و مي ميرم آسوده ميشم از عشق...( دیگه منو نمیخوای)
آخه چرا عزیزم از رفتن حرف میزنی ؟؟!!
( زندگی زیباست چرا با این فکرا خودمونو افسرده کنیم به وقتش...! همه مسافریم!)
آخه من که بی تو این زندگی رو میخوام چیکار؟
چرا قلبمو میخوای تنها بزاری
حالا که بیچارت شدم(چرا بازم شک داری؟)
حالا که...
آه مهربونم چرا رفتی؟
چرا منو تو این بیابون تنها گذاشتی ؟
من که تنها امیدم به تو بود
۱۰۰۰۰۰سال هم بگذره حسرت اون سلام اول...منو می کشه
میکشه و از همه این آدما جدا میکنه
( دلم برات تنگه برای سلام کردنت برای حرفای قشنگت)
قربون عشق بی نظیرم
تو چشام نگاه کن با من حرف بزن...
چطور می تونم در حسرت روزای خوب گذشته نسوزم
(خیلی خیلی دلم برات تنگه)

مگه عاشقی هست که نخوااد مونس جانش را ببینه
و مگه میتونه یک لحظه ازش دور باشه
مگه عاشقی هست که عشقشو تنها بزاره
( مهربونم: نبودنم را روی بی وفاییم نزار بخدا گرفتارم)
بگو مهربونم چیکار کنم تا منو ببخشی
( هرچی تو بخوای من می پذیرم ...فقط دلامون از هم جدا نکن!)
وقتی بودم سرد و ساکت
داشت دلم می شد هلاکت
فکر میکردم تو تویی جفتم
سوختم و بتو نگفتم
اخه چرا فکر میکنی منی که هلاک یه نگاهتم نمیخوام با تو باشم
(در حالی که با تمام وجودم انتظارتو میکشم)
با چه شوقی منتظر شدم تا روی ماهتو ببینم برات سلامی دوباره فرستادمو...
الهی فدای دل مهربونت بشم چرا غصه خوردی
فدات بشم دردت به جونم من چرا باید قهر کنم
ببخش همه ی این بدیهامو در حق تو بد کردم
ببخش عشقم خیلی دوست دارم
میخوام بدونی که همیشه عاشقانه با تو خواهم بود
می خوام بدونی هیچ چیز و هیچ کس نمیتوانه عشق تو رو از من بگیره
می خوام بدونی هر کی هستی و هر چی هستی مال منی
تا عشق تو را درسينه دارم
وحشتي از مردن ندارم
تا عشق تو را درسينه دارم
زندگيم را به پايت مي گذارم
ببین خواب از چشام رفته... قلبم با بیقراری تموم صدات میکنه
سینه مالامال آتش ... غم وجودم را گرفته
عشق رو دوست دارم با جون . دل می پذیرم
بدون عشق زندگی برام غیر قابل تحملهدلم داره میمیره از حالت بی خبرم بی کی بگم
کجا برم تو بگو عشقم حرف دلمو به کی بگم؟؟؟؟؟
اون حرفایی که یه عمر تو دل مونده....اون حرفایی که به هیشکی غیر از تو نمیشه گفت
فقط تو سنگ صبورم و تنها تو مهربون من عشق من آروم جون منی
من اگه تو رو دوباره نبینمت میمیرم
( قلبم و شیشه ی بلوری عمرم در دست توست
آنکه دلم را برده کو؟ کجاست؟
هم نفسم کو ؟؟
بگو عشقم چی کار کنم تا بیای تو سرنوشتم؟(خیلی تنهام خیلی خسته با دلی از غم شکسته اما نا امید نگشتم دل به عشق تو بستم
)بی خبر ماندی ز حالم و آنچه آمد بر سر من
عشق تو آخر به طوفان می دهد خاکستر من
شعله عشق تو آخر در دلم بالا گرفته
حالا تو خلوتم پرنده پر نمی زنه
و به شب گریه هام ستاره ای سر نمی زنم
....تنهای تنها....دل بریدم از تمام زندگی
یه خواهشی ازت دارم
تنهام نزار مهربونم دیونه میشم اگه بری( تو که میدونی چقدر بهت احتیاج دارم
)بخدا از غصه دق میکنم
ببین دارم از نبودت جون میدم..،آههههههه
مجنون تو هستم جز تو هوایی بر سرم نیست(دلم بی توخیلی غریب و تنهاست
)جز تو هیچکسو نمیخوام (چرا باور نداری؟
)ببین دارم بازم وست چرخ میزنم...آههههههه
جز داغ رفتنت داغ دگر بر جگرم نیست
بگو کی برمیگردی از سفر قلبم دیگه طاقت نداره (میخوای دق کنم
)امشب تو تب دارم میسوزم دارم آتیش میگیرم
بگو کی برمیگردی از سفر من که جز تو کسی را ندارم
آخه تو که عاشقم بودی چطور دلت میاد تنهام بزاری؟ کجایی عشقم ؟ کی میایی؟
آههههه ...
منو صدا کن..(نمیخوام تو را از دست بدم. )وجودت به من نیرو میده تنهام نزار
نمی دونم چطور احساس قلبمو بیان کنم تا تو برگردی پیش عاشقت
اگه اونی نیستم که لایقت باشم اما همیشه قلبم در آرزوی تو میسوزد
و همیشه منتظره یارم میمونم حتی اگه تمام عمر منتظر بمونم یک لحظه هم از تو جدا نمیشم
وهمه ی سختیها رو با جون ودل میپزیرم و از عشق تو دست نمیکشم( دل من خیلی وقت که هلاکته همیشه دلم با توست عشقم)
(
تو بهترین دلیل برای زنده بودن بی تو هرگز نخواهم حتی یه روز زنده بمونم)فقط بدون تو که بری دلم هچ کسو نمی خواد
دیگه هچ وقت عاشق نمیشم( آخه قلبم فقط تو را میخواد
)به من نگاه کن وسه ی یک لحظه نگات به صد تا آسمون میرزه(حالا بی تو چه کنم همه ی زندگیم)
آهههه
اگه یه وقت از پیشم بری ...
از من چی میمونه ...؟؟؟

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
خیال روی تو آئینه ای به دستم داد که فارق از تماشای هر دو عالمم کرد
دیدار چشمانت
من اگر باد نو بهار شوم همچون موی تو مشکبار شوم
و بدزدم ز هر گلی بویی به امیدی که بر تو فشانم
گر بیایی به سیر باغ و چمن سر نهد شاخه گل بدامن من
و گلی را از او جدا سازم / پیش پایت بخاک بیندازم
خم کنم سبزه های رعنا را تا تو آسوده تر نهی پا را
که ببوسم قدم های پای تو را( کاش بیایی )
عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشاندم و
پارو زنان سوي تو فرستادم
بهار دلم گل محمدیم!
اگر خواهی گل بینی رخ خودت را تماشا کن
جونم
و گر میل خزان داری نگاهی جانب من کن!!
در بهار زندگی احساس پیری می کنم...!
عاشق جونم بی تو مثل برگ لرزانی هستم...
یار نازنینم بهارم کاش بمانی کنارم
امروز بد جوری حضور دستهای مهربونت رو روی شونه هام کم دارم ...
امروز هوای گریه دارم ... دلم خیلی برات تنگ شده ...
خیلی به بودنت نیاز دارم ...به نوازشت ...
به بوسه هات ...
شوق دیدار تو خواب را از چشام ربوده کاش امروز روز دیدار ت بود
خیلی دلم برات تنگه خیلی مشتاق دیدارت هستم یه وقت وعدمون فراموشت نشه!!
ببین جیگرم سوخته !از دوریت ای جان جانانم ... امیدی ندارم به کسی و چشام نمیخوات کسی رو غیر تو ببینه
چشام فقط تو رو جستجو میکنه و با بیقراری زیاد منتظره
ببخش جسارتمو که عاشقانست
تو روخداهیچ وقت احساس نکنی ته دلت حتی که تنهات میذارما
آرزوی دلم فقط به امید دیدارت زندم... یاد تو یک لحظه ازم جدا نیست
عزیز دلبرم کاش میدونستی خیالت با دل عاشق چه ها میکند؟
............
وقتی یاد اشکات میفتم ... آه کشیدنت آتیش به جان عاشق میزند
( نوای دل عاشق اگر در اون طرف دنیا هم باشه دل معشوق میشنود و...)
آره عزیزه عاشقم من صدای تو را صدای ناله های شبانه ات را حتی صدای تپشهای قلبت را میشنوم
من از دل عاشقم آگاه هستم و جز بر آستان عشقت سر نسایم
منهم ای مونس جانم دگر تاب جدائی ندارم ...
از تو ميپرسم دوست چه خبر از دل من ؟
كه تو بهتر داني كه چه كردي با من ؟
تو شكيبا بي شكيبم كردي
بنگر آنقدر غريبم كردي
كه شبي از شبها من غريبانه ترين شعر زمين را گفتم
امشب ای مرغ دلم ناله سر کن!
منم تو را همنوایم...
داغ جان مرا تازه تر کن نغمه ای ساز کن از برایم
آره مهربونم منهم چون تو تنها و غربت نصیبم
سوی من آ که من هم غریبم و از همه آشنایان جدایم
چه کنم نیست پر تا گشایم به سویت... جان دل کرده ام قربانی رویت( کاش بیایی )
چه آرزوی غریبیست دیدار چشمانت...
مهربانم چه زیبایست روزی که بیایی
و چشمانم از اشک سعادت دیدار صفای یار لبریز شود
برای رسیدن روز موعودمان ثانیه شماری میکنم
فاصله ها فاصله ها اونو به من برسونید
فاصله ها فاصله ها درد منو نمیدونید
شبی با خود تو را در خلوت میخانه! می خواهم / تو را ای شاخه ی گل برتر از پروانه میخواهم
نباشد جز دل ویران من شایسته ی عشقت! ترا ای گنج نا پیدا در این ویرانه میخواهم!
من بی تو ای آشنای دل عالم را بخود بیگانه میدانم / بهر هر چشمی بغیر از چشم خود بیگانه میدانم!
…………………..
سخن عشق
فلک جز عشق محرابی ندارد/ جهان بی خاک عشق آبی ندارد
جهان عشق است و دیگر همه بازیست الا عشق بازی
کسی کز عشق خالی شد فسرده است!/ گرش صد جان بود بی عشق مرده است
ز سوز عشق خوشتر در جهان نیست/ که بی عشق گل نخندد و ابر نگرید
خوشا آغاز سوز آتش عشق و خوشا عهد خوش عشق
اگر چه آتش است و آتش افروز / مبادا کم که خوش سوزیست این سوز!!
اگر گوش تو بر اسرار عشق است
همه گفتارها گفتار عشق است
بیستون صفت
ولی تا چه کند با دل شیرین
که این نه کوه است که از تیشه ی فرهاد بلرزد!
نگاهم به دنبال توست
اينجا من هستم؛ سکوتي محض
سکوتي شکسته و درهم بخاطر هر روز نديدن تو
اينجا من هستم ؛ تهي از زندگي و روزمرهگي
خاليتر از هميشه؛ با کلافي درهم و پيچ در پيچ
معني سکوتم را با چشمانم برايت بارها فرستادهام
اينجا من هستم با آوازي که هرگز نشنيدي
من هستم و سازي مبهم
اينجا من ماندهآم تنها در پس اندوه صداي کهنه سازم
من هستم و گلي پرپر شده از عشقي کور!!
من هستم و يکرنگي شکستهام
اينجا در شهري دور من ماندهام به انتظار لحظه که ميايي
در شهري خاک گرفته و غروبي تنگ
که سينهام را هر آن ميدرد!
من هستم سيمايي شکستهتر از هميشه
...
اينجا من هستم و خيال هميشگي چشمان آبی تو
آخه اون چشمای تو تموم دنیای منه
…………………..
خواب جمال یار
در خواب جمال یار را میدیدم در عین صفا( چه خواب شیرینی بود!)
و از گلشن وصال او گلی می چیدم بی خار و جفا ( گل بی همتای یار زیباییش غیر قابل وصف است)
میزنم در رخ درخشانت بوسه بر سایه های مژگانت ( به یاد صدای بوسه های شیرینت.. هیچوت از خاطرم نمیرود)
نا گاه خروس ! صبح بیدارم کرد گویا از حسد!! ( اه خروس بی محل! )
ای کاش بیدار نمی گردیدم تا روز جزا!( ای کاش رویای شیرین من زوده زود بیایی)
آه تو رو داشتن مثل خواب و خیاله
حالا فهمیدم که چقدر میخوامت
دلبر جونم من مثه یه مرغ بی آشیونه دنبال یه خونه میگردم...
وای چه شبیست امشب( شب مراد تنهایها و اشکهاست !)
اگه بدونی امشب چقدر صدات کردم؟
دل مشتاق منهمیشه به دنبال توست
دارم از دوی تو دیونه میشم آهههه صدای اشکاتو میشنوم...
میدونی مهربونم؟ وقتی شبا با دلتنگی صدا م میزنی
مثه کسی میشم که اسیر ی توی قفسه!که پاهاشو بستن و در قفسو باز کرده باشن
و من یادم میره که پاهام بستست
یادم میره که باید صبور باشم
یادم میره که فاصلمون زیاده و من هیچ نشونی ازت ندارم
چشمانم را بستم تا به شانه هاي مهربان تو تكيه زنم و راه بپيمايم
صدات میکنم و به سویت میدوم
آهههههه اگه بدونی چقدر دل تنگت میشم و اشکام بی امان سرازیر میشن
از تو نماند تاب جدایی دگر مرا بهر خدا مرو بسفریا ببر مرا
و من منتظر يك اتفاق خوب
و من منتظر هجوم تو
و من منتظر بهانه اي برا ي نوشتن تو
و اكنون در روبروي تو
من وتو
پروردگارا گفتی که به دلشکستگان نزدیکم ما نیز دل شکسته داریم
امشب چشمام رو به آسمون دوختم دستامو بردم بالا و دعا کردم
گفتم: خدای به تو توکل میکنم ... خدایا تو که به حال دل عاشقم گواهی
فقط از تو میخوام تا یاریم نمایی و چاره ای برای دل تنهایم کنی
پروردگارا راهنما تویی ما را یاری نما و در حمایت عشق خودت قرار ده
چون راهنما تویی چه باک است
از ظلمت تن رهاییم ده با نور خود آشناییم ده
الهی دلی افسرده دارم سخت و بی نور / بده گرمی دل افسرده ام را
آمین
خدا تو را و مرا از بلا نگه دارد / ترا از درد و مرا از دوا نگه دارد!
تو ميگفتي آره من ماهم ولي تو اومدي آسمونت رو اشتباهي هميشه به انتظار بازگشتت خواهم ماند .
اينم بمونه اينم بمونه( از پیشم نرو عشقم)



خدامون فرمود: مخلوق خوب من! هر دردی را در مانیست و این تو هستی که باید درمان دردهای خودت را بجویی
از خدامون خواستم تا به من صبر عنایت کند 
خدامون فرمود: صبر حاصل سختی است عطا شدنی نیست بلکه آموختنی ست.
از خدامون خواستم: تا روحم را شکوفا سازد
خدامون فرمود: پرورش روح تو با تو بهرمندی از آن با من!
از خدامون خواستم: تا راه عشق ورزیدن را به من بیاموزد
خدامون فرمود: اشرف مخلوقات من بلاخره دریافتی از من چه بخواهی!
بخاطر داشته باش که در مسیر عشق ورزیدن به من به مقصد دوست داشتن دیگران خواهی رسید!
الهی آنكه سحر ندارد از خود خبر ندارد
»ندارم جز علی در خانه ی دل
پس
در خانه اگر کس است یک حرف بس است

غمگین تر از همیشه به انتظار نشستم.. پنجره ی امیدمو هنوز به روم نبستم
..پرستو های عاشق به خونشون رسیدن.. اما چرا عزیز دل هر گز تو رو ندیدنلحظه خدافظی به سینه ام فشردمت
اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت
دعاگوی همیشگی
یا حق
♥♥
♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥دوستت دارم همچون باران


در بهشت تنها بودن سخت تر از زندگی در کویر است هر کس در این سرا ،جمال یار را نبیند حتما در بهشت هم تنهاست کور باد چشمی که دوست را نبیند یار بی پرده از در و دیوار در تجلیست و نسیم باد صبا برای سحر خیزان روح نوازست و مجاز پلکان حقیقت است ...بشنو از دل چون حکایت می کند ،این استخوان ریزید پیش کرکسان ،عنقای قدسی آشیان..دل جای یار مهربان است نه اغیار ،دل جای شادیست از غم شده ام بیزار..دل از ما برد و روی از ما نهان کرد ،بسوز ای دل که مرگت زندگانیست..خوش آمدی ای جان من کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست.