همین روزاس بهت بگن چشم انتظارت مُرده
سلام بارونم
دل جای شادیست
ای که بوی بارن شکفته در هوایت
یاد ازاین بهاری که شد خزان به پایت
آه ستاره ی دنباله دارم
یادته گفتم که عشق مثل ی گرهه
هر چی بکشیش محکمتر میشه
حتی اگه پاره بشه
آره ولی میخوام از من بدت بیاد
هر چند که با گریه میگم
من به دردت نمیخورم
آخه نمیخوام آزار ببینی
آخه نمیخوام به پای یکی مثل من خراب شی
من دل ندارم میفهمی همیشه تنها بودم
از من باید بدت بیاد آه
منم به درک به جهنم مهم تویی
میخوام خودمو قبر کنم اونم بینشون
خدای نازم گر چه برای مردن آماده نیستم اما
به خوبانت قسم منو ببر دیگه بسمه
به خدا راست میگم من دروغگو نیستم
گریه نکن برای من
ای گل با وفای من
ببخش جسارتمو که عاشقانست
به خدا خودمو واسه این حرفا نمیبخشم
دارم میلرزم
شرمندم واسه این حرفا که گفتم
خجالت میکشم حتی بهت دست بزنم
آخه بیمعرفتم ببخش
بمیرم خوبه خودمو بزنم خوبه
دارم از خودم دیونه میشم
و به جاش ی سیلی بزن که جاش رو قلبم بمونه
بگم واسه این حرفا منو ببخش میبخشی؟
آه تو رو داشتن مثل خواب و خیاله
حالا فهمیدم که چقدر میخوامت
یاد نداشتنت میکشه
فکر نکن راهت از عشقت میگذرم
از خودمم واسه این اتفاقا نمیگذرم
ایکاش ی خبری ازت داشتم
اینو که میخوام بگم قبلا به خودم مطمئن نبودم
منو از خودت نرون
حتی اگه تو بگی برم من از پیشت نمیرم
همه ی این حرفایی که زدم از دل نبود به خاطر خودت بود
هر جند که گریه کردم و گفتم
اون جوری میشم که تو بگی
آه خوشبختی
تو رو خداهیچ وقت احساس نکنی ته دلت حتی که تنهات میذارما
از ما نپرس کز چه از دست داده ايم
از آنکه برده است دل از دست ما بپرس
نیمه شب از خوابم پامیشم
نیستی پیشم نیستی پیشم
بازدیوونه میشم دوریه تو
تیشه زد به ریشم نیستی پیشم
بی صدااز من خالی میشم
همصدابابی بالی میشم
تو میتونی منو از پا دراری
تو با منی هرجا برم مهر تو بند جونمه
عشقت نمیره از سرم، تو پوست و استخونمه
یه دم اگه نبینمت یه دنیا دلتنگت میشم
نگاه دریایی تو آبیه روی آتیشم
واست دلم واست تنم واست تمام زندگیم
از تو دوباره من شدم، با تو تموم شد خستگیم
نم نم بارون چشام گواه عشق پاکمه
همنفس قسمتِ من، دوستت دارم یه عالمه
قشنگترین خاطره هام با تو و از تو گفتنه
آرامش وجود من صدای تو شنفتنه
شریک خنده و شادی رفیق ماتمم باشه
با اون دستای پر مهرش کنه پاک و بگه جونم
بگه جونم نکن گریه منم اینجام، بذار دستاتو تو دستام
تو احساس منو میخوای، منم ای گُل تو رو میخوام
خدایا عشق من پاکه درسته عشقی از خاکه
منم اون عاشق خاکی که از عشق تو دلچاکه
آخر یه روز دق میکنم فقط بخاطر تو
دنیا رو عاشق میکنم فقط بخاطر تو
سر به بیابون میزنم فقط بخاطر تو
رو دست مجنون میزنم فقط بخاطر تو
تو نمیخوای بیای پیشم فقط بخاطر من
من ولی سرزنش میشم فقط بخاطر تو
عشقمو پنهون میکنی فقط بخاطر من
من دلمو خون میکنم فقط بخاطر تو
تو خنده هات غم میزنی فقط بخاطر من
دنیا رو برهم میزنم فقط بخاطر تو
یه روز میشم بی آبرو فقط بخاطر تو
قربونی یه جستجو فقط بخاطر تو
تو منو بیرون میکنی فقط بخاطر من
قلبمو ویرون میکنم فقط بخاطر تو
ناز میکنی برای من فقط بخاطر من
من میشینم به پای تو فقط بخاطر تو
میری سراغ زندگیت فقط بخاطر من
من میسوزم تو تشنگیت فقط بخاطر تو
تو منو یادت نمیاد فقط بخاطر من
دلم کسی رو نمیخواد فقط بخاطر تو
گفتی برو از پیش من فقط بخاطر من
میرم به احترام تو فقط بخاطر تو
ترسم که اشک درغم ما پرده درشود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
گویند سنگ ، لعل شود در مقام صبر
آری شود و لیک به خون جگر شود
خواهم شدن به میکده و گریان و دادخواه
کز دست غم خلاص من آنجا مگر شود
از هر کرانه تیر دعا کرده ام روا ن
باشد کز آن میانه یکی کارگر شود
بغض نکن که قلب من تو سینه پرپر میزنه
آخه اون چشمای تو تموم دنیای منه
تو چشات که اشک میاد یه جورایی دیوونه میشم
صدهزار آبادی هم باشه یه ویرونه میشم
دستِ تو تو دستمه، دیگه مهم نیست چی کمه
بغض نکن که بغض تو آتیش به جونم میزنه
من میخوام که چشم تو زلال و آفتابی باشه
من باشم تو باشی و یک شب مهتابی باشه
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم.
خدا گفت:
یاد بگیرید که ظرف چند ثانیه میتوانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم و سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.
یاد بگیرید کسانی هستند که آنها را عمیقاً دوست دارند اما بلد نیستند احساساتشان را ابراز کنند یا نشان دهند.
کلبه ای پر از من و تو، از من و تو ما بسازیم
دور بشیم از همه مردم، واسه درد هم بمیریم
با ستاره ها بخوابیم، با ترانه جون بگیریم
کلبه ای اندازه ی عشق، باغچه ای حوض و گلدون
سر تو باشه رو شونم مثه لیلا مثه مجنون
تو بشی مادر گلها
، من بشم بابای بارون
حیاطشم سرتاسرش باشه چمن، فقط واسه تو واسه من
تو کلبمون خدا باشه
خوشبختیمون قدّ تموم آسمون
صاف و بی انتها باشه
![]()
مانند او که رفت و این بار تمام وجودم رو با خود برد
بعد از رفتن او مرده دیگه جسارتم
و با چشماني خشک شده به جاده
در بهشت تنها بودن سخت تر از زندگی در کویر است هر کس در این سرا ،جمال یار را نبیند حتما در بهشت هم تنهاست کور باد چشمی که دوست را نبیند یار بی پرده از در و دیوار در تجلیست و نسیم باد صبا برای سحر خیزان روح نوازست و مجاز پلکان حقیقت است ...بشنو از دل چون حکایت می کند ،این استخوان ریزید پیش کرکسان ،عنقای قدسی آشیان..دل جای یار مهربان است نه اغیار ،دل جای شادیست از غم شده ام بیزار..دل از ما برد و روی از ما نهان کرد ،بسوز ای دل که مرگت زندگانیست..خوش آمدی ای جان من کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست.