دوستت دارم همچون باران

![]()
به نام خدای مهربون مهربونمون
به نام خدایی که امید را آفرید
بنام مهر آفرين
سلامی چو بوی خوش آشنايی
خوشا آن دم که از دل می نویسم...
تقديم به کسی که میدونه چقدر دوستش دارم Y
![]()
![]()
به نام او ..و ..تو نازنینم
از زبان تو ای آسمانی ترین
عاشق
من تو و تو من هستم
دوست دارم بشناسمت. دوست دارم بدونم کي هستي
من عاشقی بیقرارم .. من عاشقی دلشکسته ولی دیوونه عشقم
من همونم که عاشقانه همیشه پیشت میمونه ..منو از خودت نرون دلبر
حديثم را كسي نشنيد نشنيد.. درونم را كسي نشناخت نشناخت
بر اين چنگي كه نام زندگي داشت سرودم را كسي ننواخت ننواخت
برونم كي خبر داد از درونم؟كه آن خاموش و اين آتشفشان بود.
نقابي داشتم بر چهره آرام كه در پشتش چه طوفانها نهان بود
همه گفتند عيب از ديده توست جهان را بد چه مي بيني كه زيباست
ندانم راست است اين گفته يا نه؟ولي دانم كه عيب از هستي ماست
چه سود از تابش اين ماه و خورشيد؟كه چشمان مرا تابندگي نيست؟
جهان را گر نشاط زندگي هست مرا ديگر نشاط زندگي نيست
من همونم که تو اونو کشف کردی و بهش ارزش دادی
من همونم که خاک پاتو میپرسته..
من همون ذره ی ناچیزم که بچشم نمیاد اما با عشق تو زندست
من کسی هستم که عشقش یه احساس زودگذر نیست
من همونم که از عشقت سینه چاکه
و تو براش یه آرزوی محال شدی
من همون لیلی هستم که براش هیچ فرهادی اینقدر آهای سوزناک نمیکشه
من همونم که اگه نبودم تو خوشبخت بودی عزیزم
من همونم که فکر میکرد میتونه برات خوشبختی بیاره اما از دنیا سیرت کرده
و نذاشت طعم خوشبختیو در بهترین روزهای جوانیت بچشی
من باعث شدم الان تو تنها باشی و...آآهه
من باعث شدم تو حیرون و سرگردون بشی
من باعث شدم قلبو عشقی که فقط لایق عشق آسمونی خدای مهربونه اسیربنده ی ناچیزش بشه
من همونیم که بزرگترین جنایت و در حق عزیزترن کسش کرده
همنون جنایتی که قلبتو خسته و افسرده کرده...
عزیزم چرا منتظری اخه کاکتوس که گل نمیده!!
چرا دستای نازنینتو با خارای تن من ضخمی کردی؟
عاشق جونم انقدر خودمو بخاطر این اتفاقا سرزنش میکنم
همش آرزو میکنم که به خاطر عشق پاکت که به من هدیه کردی
بتونم لا اقل با حرفام قلب مهربونتو آرامش بدم تا کمتر تنهایو احساس کنی
هیچی سخت تر از تنهایی آدمو از پا نمیندازه...
همه ی آدمها نیاز به یه همراه و کسی دارن که تنهایشون و پر کنه
همه ی آدما به کسی نیاز دارن که دوسش دارن حالا اگه عاشقش باشن که بیشتر..
کسی که بهش تکیه کنن و پناه گریه هاشو ن باشه
یه همراه ..یه همراز... یه منجی.. یه عشق حقیقی
![]()
|
|
![]()
![]()
به نام عشق****
شمع دانی به دم مرگ به
پروانه چه گفت؟گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی
سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد
گفت طولی نکشد نیز تو خاموش شوی
![]()

![]()
خوشبختی یعنی داشتن آغوشی که همیشه برای تنهایی تو جا داره. خوشبختی یعنی بدونی دست هایی هست، که فقط دست های تو رو توی خودش جا می ده یعنی کسی رو باور کنی که یقین داری باورت رو نمی شکنه .خوشبختی، یعنی بتونی یه «من» بذاری بعد از اسمش، پسوند مالکیت.
خوشبختی یعنی یه شونه ی استوار که هر وقت دلت بخواد بتونی روش گریه کنی
یعنی موج موج دریای موهایی که عطرشون با خونت پیوند خورده مال تو باشه.
خوشبختی، یعنی یه پیراهن اتو شده، وقتی که می دونی دوتا دست عاشق اونو اتو کرده.
خوشبختی یعنی زندگی، وقتی توی لحظه به لحظه اش عشق جریان داشته باشه.![]()

![]()
منو عاشقونه بشناس
منو از دوباره بشناس
منو با دلي كه جز تو
چاره اى نداره بشناس
منو نشناختي هنوزم
من گل باغ تو بودم
منو از شاخه شكستي
من كه غمخوار تو بودم
![]()
دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست
گر دردمند عشق بنالد غریب نیست
دانند عاقلان که مجانین عشق را
پروای قول ناصح و پند ادیب نیست
گر دوست واقفست که بر من چه میرود
باک از جفای دشمن و جور رقیب نیست
بگریست چشم دشمن من بر حدیث من
فضل از غریب هست و وفا در قریب نیست
اگه بفهمه عاشقم،قلبش را پنهون میکنه
پیش چشمهای عاشقم؛ رقیب را مهمون میکنه

![]()
سلام ای ناز دلبر جونم
حالت خوبه نازنینم
شرمگين مي خواندمش بر خويش
از چه رو بيهوده گرياني
در ميان گريه مي ناليد
دوستش دارم نمي داني
چی کار کنم دلم واسه غربت چشمات تنگه مهربونم .
انتظار است درد عشق انتظار..... صبــر بايـد در ره ديدار يـار.... تا به کي
امشب از عشق تو جامي ز سبو ميگيرم.....از مي چشم خمار تو وضو ميگيرم
به یاد حرفای قشنگت می افتم
چرا از من دور شدی ..نمی دونی دلتنگم
امروز بیشتر از دیروز انتظار آمدنت را دارم و شاید فردا بیشتر
در پس ابر دلتنگی می گویند خورشید خوش خبری آمده است
تا تو را خوشحال کند
من هر روز آسمان ابری را نگاه می کنم
و ساعت ها انتظار خورشید خوش خبر را دارم
اما نمی دانم چرا این ابر های تاریک دلتنگی
نمی خواهند من خوشحال شوم
چون اصلا تکان نمی خورند
حتی باد هم با من قهر است
اگر او بیاید من خورشید را خواهم دید اما افسوس
ولی باز هم انتظار می کشم
صدایی در گوشه دلم می گوید:
امید داشته باش به آنکه امید را آفرید توکل کن
آنگاه خورشید را خواهی دید
خیلی دلم برات تنگ شده هر لحظه به یادتم
فدای سرت اگه من خیلی تنهام .
فدای سرت اگه گریونه چشمام .
فدای سرت عاشق جونم ........
دعاهام چرا اثر نداشت ...........................
عیبی نداره .. .غصه نخور .. فدای سرت
حالا که من اینقدر پایینم و تو توی آسمونی
به آسمونیا بگو
که چقدر دوستت دارم
بگو که محتاجتم
بگو که بی تو دیگه هیچی نیستم
بگوکه...
تو بودی که روحمو تازه کردی
از زندون غم رهام کردی
تو شدی همه شادی و زندگی من
بگو که من جز تو کسی رو ندارم
بگو حالا که این همه از هم جداییم لااقل...
ببین نیستی دلم خونه...
دیدی داشتم از غصه می مردم
حق داشتم
کاش می مردم از این دوری
خدایا..............
آه عاشق نازم
قربون صفات برم
به من نگاه کن واسه ی لحظه
نگات به صد تا آسمون می ارزه
منو صدا کن بی تو می میرم عاشق جونم
عاشق نازم
دعا می کنم ..ی عالمه
التماس می کنم
تو هم بگو بهشون
تو هم بگو
ای همسفر بی آرزو راهی ندارم پیش رو...
دیروز و امروزم گذشت...حالا که یادت میکنم
فردا فراموشم مکن عزیز دلم
قربونت برم حالا برای دل خستم ی چرخ بزن
آه چرخ قمری به چرخ یار می ماند...
بذار دلم خوش باشه
عزیز مهربونم
کی اون روز می رسه ببینمت
آهههههههههه
دلم گرفت عاشق جونم
خیلی بی تو تنهام
تنها شدم
تنهای تنها
چه سخته این روزها
آدم غریب باشه بی کس باشه
بی هم نفس باشه
و تو رو هم از خودش دور ببینه
آه خدایا مهربونم کو؟
من که غریبم
از معشوقه ی غریب خو بی خبرم
ببین چه غروب دلتنگی همه جا رو سرخ کرده
عطر غریبی رو حس می کنم
می بینی حالمو زار نزنم چه کار کنم؟
اونی که می خواستم تویی
اونی که می خواستم توی بهارم
اونی که باهاش زیر بارون...
آهههههههههه
کاش لایق همسفر بودنت بودم
کاش با تو بودم
آه چه روزا سخت می گذره...
بر صدای قلبم می خندند تک ضربه های ساعت دیواری
رنگ غم رو می بینم
و یاد مهربونیات من می کشه
عاشق جونم
اونی که می خواستم منو با خودش برد به بهشتو..
اسم منو روی دلش نوشت و..
ببین چطور شده حالم ؟
عشقم معشوقم نازنینم
عاشق جونم خیلی دوست دارم
هر جا هستی خوب باشی
فدای تو بشم
اشکاتو..آه
لال می شم تو میای
آروم جونمی...عمرمی...نفسمی
روشنی چشممی
مایه غرورمی...دوست دارم
ناز ناز ناز باشی
اشک امونم نمی ده دیگه ببخش
آخه چه کنم؟تو بگو
چه کنم؟تو بگو...خدایا
خوب من به یادتم تو هم فراموشم نکن باشه گلم دعام کن که محتاج ..........
خوب باشی نازنینم ...بازم میگم دوست دارم برای همیشه
پیمانه از عشق پر میکنیم و .........
یا حق عزیزم .
![]()

![]()
دیشب به یادت خیلی اشک ریختم
رو دیوار بالکن نشستم
افسوس مهربونم
لایق مردن هم نیستم
دلم برات تنگ شده خیلی..خیلی
چیزی جز دلتنگی و اشک و آه برام نمونده
خیلی احساس تنهایی میکنم
عاشق نازم...سرو روانم
معشوقه با محبتم
دارم داغون می شم
کجایی پس؟؟؟
لعنت به همه چیز این دنیا
مفت بدن هم گرونه
عاشق تو کجایی دلم جز تو هیچ کسو نمی خواد
هیچ کس
مراقب دلم باش که نزد تو امانته
آه اشکام دیگه آرومم نمی کنه
از حال دل مگو تو مگر جز به اهل حال

![]()
از زبان تو ای آسمانی ترین
من دردتو را زدست آسان ندهم
دل برنکنم زدوست تا جان ندهم
از دوست به يادگار دردي دارم
کان درد به صدهزار درمان ندهم
همه عاشق ها ستاره دارن.
ستاره شون هم با ستاره معشوقشون يکيه
اما شايد خودشون نشناسن ستاره شون رو
يکي بايد نشونشون بده
![]()

![]()
تو پنجره بزرگي رو به روي من باز کردي.
تو کاري کردي که تا اخر عمر مديونت باشم.
تو چيزي رو به من ياد دادي که نمي دونستم
من خيلي گم شده ام خيلي سرگردونم.آهه
..آهههههههههههههه
دوست دارم بشناسمت. دوست دارم بدونم کي هستي
خيلي سرگردونم. خيلي حيرانم
باز آي که تا به خود نيازم بيني
بيداري شب هاي درازم بيني
ني ني غلطم که خود فراق تو مرا
کي زنده رها کند که بازم بيني
هر روز دلم در غم تو زار تر است
و ز من دل بي رحم تو بيزار تر است
بگذاشتي ام غم تو نگذاشت مرا
حقا که غمت از تو وفادارترست
دلم پاره پاره است
همي گردد دل پاره
همه شب هم چون استاره
شده خواب من آواره
ز سحر ياد خود رايم...
توي اون سکوت ها چقدر حرف بود
خيلي وقته قبول کردم که هميشه عاشق تنهاست
هر موقع بخوام خدا رو درک کنم
به خودم مي گم ببين با يه آفريده اش چه به روزت اومد
![]()

![]()
چه طوري ديوونه اش شدي
حالا اين فقط يه ردپا از خداست
ببين خودش چيه
اي که از کوچه معشوقه ما مي کذري
برحذر باش که سر مي شکندديوارش
در زلف چون کمندش اي دل مپيچ کان جا
سرها بريده بيني بي جرم و بي جنايت
اما سختي هاي من هيچ وقت به پاي اون چه تو کشيدي نمي رسه

دلم مي خواد هميشه اون لحظه های رویاییمون رو توي دلم داشته باشم
اون قدر نزديک آه
اولين تپش هاي عاشقانه قلبم برای تو بود
....
مرا هر گه بهار امدبه خاطر یاد یار اید
نگو که اين بهاری که اومد و داره مي ره چي کشيدم
عشق گاهی شوری هجران دوست
تلخی
هرگز ندیدن های اوستخواب هم با من غريبه شده عاشق نازنینم
اما خيلي خوبه که کسي درد عاشق رو نمي فهمه
چه شب ها در شبستان آهههههه به يادت گريه کردم
چه چشم ها من به يادت ز اشکم چشمه کردم
خاطرات ،عاشق،آهههههه
اون شبها اون سلام اولت
قلبم اين جا نيست عاشق
تو در دل مني و من اين قدر از تو دور
يارب ببين چه قدر فاصله بين من و دل است

به یاد اون لحظات رویاییمون
اون قدر لحظات ناب و زيبا داشت
که مي گفتم تا عمر دارم باهات از اون لحظات حرف مي زنم
بس که زيبا بود
بس که عميق بود
بس که عميق بود
ديدي نوشتم انگار همه عمرم براي اين بوده که به اون لحظه برسم؟
نمي دوني
نمي دوني
که اون لحظه اول چه حسی داشتم
حس کردم دارم مي افتم روي زمين
نمي دونستم چيکار کنم
دلم مي خواست همون جا ناپديد مي شدم
دلم مي خواست نيست مي شدم
اون لحظه تا ابديت براي من جاريه
اون لحظه قلب عاشقم داشت مي زد بيرون
اصلا هيچي مال خودم
نبودديگه هيچي يادم نيست
تا همون لحظه اولانگار توي اين فاصله تو اين دنيا نبودم
نمي دونم چه جوري گذشت هيچي يادم نيست خيلي جالبه
یادمه که گفتم:واااااي
اما اصلا حواسم نبود که بلند گفتم
اون موقع "واي" منو نشنيدی
نديدی.الان هم "واي"درد منو نمي بينی
دلم مي خواست اينا رو بهت بگم
خيلي دلم مي خواست
دلم مي خواست بهت بگم به من چطوري گذشت
میان
خونم و ترسم که گر آید خیال توز بیخویشی خیالت را به خون دل بیالایم
دارم از زلف سياهت گله چندان که مپرس
فداي يه تارش...آخ
به خدا خدا رو مي ديدم اون لحظات
خودش شاهده
اون سلام اول
اما افسوس عاشق جون.
افسوس
به خاطر زندگي که به من بخشيدي ممنون
تا اين جا گريه کردم از دل تنگي
سرت بذار رو شونه هام خوابت بگیره
بذار تا آروم دل بی تابت بگیره
بزار رو سینم سرت
,چشمای
خیس ترت بزار تا سیر نگاتکنم , بو بکشم پیرهنت
گرید به حالم کوه در و دشت از این جدایی
سفر بخیر ، سفر بخیر مسافر من گریه نکن
، گریه نکن بخاطر من
قطره قطره اشک چشمم میچکد با نم نم بارانبه دامن
بسته ای بار سفر را با تو ای عاشقترین بد کرده ام من
باورم نمي شه عاشق جون
الان تک تک لحظاتش آرزومه
واسه يه لحظه اش حاضرم همه چي مو بدم
توکه خودت مي دوني من چي مي گم
فقط توي دلم همه ی حرفا رو بات می زنم
میبینی
هیچ وقت شاید نتونم بنویسممثل احساس واقعیم به تو
عاشق جون مگه اين دل جقدر جا داره
چقدر تحمل داره
عاشق جون دلم برات تنگ شده
عاشق جون همه اش برات دعا مي کنم
امروزهمه ی روز رو برات دعا خوندم
اما الان خيلي به خدا مي گم که خدايا مي دوني که اون کمک مي خواد
خودت هواشو داشته باش
وقتي افتاب داره غروب مي کنه بهش مي سپرم
که وقتي مي ره اون طرف از سوي من بهت سلام بده
ديگه چي مي خوام عاشق جون؟
خواستم تشکر کنم که به حرفا و درددل هام گوش دادي.
خيلي سبک شدم. خيلي چيزا ازت ياد گرفتم
کاش تو هم از درد دل هات بگي.
منو ببخش که اذيتت کردم.
خيلي ازت ممنونم.
فقط مي تونم به عنوان تشکر برات دعا کنم
همه گويند فلاني ناله کم کن
تو ایی در خیالم چون ننالم
خونه اينجا غربته عاشقی اينجا صحبته
بيا بريم به شهرمون اونجا پر از محبته
غربت اينجا آشناست عاشقی تو ديار ماست
دير نشده تو هم بيا شهر ما شهر عاشقاست.....
یادته؟
خونه غرق سکوته
تنم در حسرت عطر تو بی تاب
خيالم خيسه شبنم روی گلبرگ ياد چشم تو خواب
ما تنهاييم هميشه. حتي اگه همدم داشته باشيم
اما يادمون مي ره
خواهش مي کنم که منو دعا کن.
از خدا مي خوام غمت رو سبک کنه
تو هم مواظب خودت باش
دعا يادت نره هااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
گریه
هامون باعث شد که تر شیم و نشکنیم..فقط کمرم خم شد...
دل تنگم و ديدار تو
![]()

درمان من است
بي رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هيچ دلي مباد و بر هيچ تني
انچه از غم هجران تو بر جان من است....
اي نور دل و ديده و جانم چوني
وي آرزوي هر دو جهانم چوني
من بي لب لعل تو چنانم که مپرس
تو بي رخ زردمن ندانم چوني
تمام خوب رويان جمع گردند....
کسي که يادت از يادم بره نيست
خدایا
دل ز مو بستان به زارینمی
آید زمو بیماردارینمی دونم لب لعلت به خونم
چرا تشنه است با این آبداری
آهم الان خيلي سوزناکه
خيلي اسمونيه
خيلي عاشقانه است
مثل خودت
خدا کنه منم مثل تو عاشق باشم
دل در غم عشق مبتلا خواهم کرد
جان را سپر تير بلا خواهم کرد
عمري که نه در عشق تو بگذاشته ام
امروز به خون دل قضا خواهم کرد
ببين عشق رو چطور مي گه
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
بيچاره دلم در غم بسيار افتاد
بسیار فتاده بود اندر غم عشق
اما نه چنین زار که این بار افتاد
بیاتا
قدر یک دیگر بدانیمکه تا ناگه ز یک دیگر نمانیم
بی
پا و سر کردی مرابی
خواب و خور کردی مرادر پیش یعقوب اندرآ
ای
یوسف کنعان من......
دلا نزد كسي بنشين كه او از دل خبر دارد
به زير آن درختي رو كه او گلهاي تر دارد
....
|
|
جمالت
جمالت
دل من دام خيالت
خيالت
خيالت
خيالت
كه خيال شكرينت فر و سيماي تو دارد
زتو هر هديه كه بردم به خيال تو سپردم
كه خيال شكرينت فر و سيماي تو دارد
غلطم گر چه خيالت به خيالات نماند
همه خوبي و ملاحت ز عطا هاي تو دارد
اگرم در نگشايي ز ره بام درآيم
كه زهي جان لطيفي كه تماشاي تو دارد
ا
به دو صد بام بر آيم،به دو صد دام درآيم
چكنم؟آهوي جانم سر صحراي تو دارد
خمش اي عاشق مجنون،
بمگو شعر و بخورخون
كه جهان ذره به ذره
غم غوغاي تو دارد
خمش.............
برای همه عاشقا دعا کنیم
...Y
اگه اینجا نباشه من تک و تنها میمیرم
دم به دم سراغشُو از همه دنیامیگیرم
![]()

وقتی نیس دلم براش تا آسمون پر میزنه
یه دم آروم نداره به این در و اون در میزنه چه سخته بی تو موندن
چه سخته بی تو موندن
چه سخته بی تو موندن
چه سخته بی تو موندن
چه سخته بی تو موندن
بر لب کوثرم اي دوست ولي تشنه لبم
در کنار مني از هجرتو در تاب وتبم...
روز با تو به شب آمد وشب با تو به روز
در فراق رخ ماهت گذرد روز وشبم
YY*
تویی اون یار صمیمی که دلم هوا شو داره
میشنوم تو بیکسی هام ناله و عشق و صداشو
تو همون عشقی که هیچ کس مثل تو رو ندیده
**در کلامم نميگنجی.....**
چگونه شعری بسرايم که وصف تو را بیانگر باشد و گویای مهربانيت ...
حتی دلم هم عاجز شد که چگونه دل سپرده ای باشد
برای اين همه پاکی و زلالی چشمانت....!
تو عطوفت مسلمی و پر از مهربانی که با هیچ کلامی نیمتوان توصيف کرد
خوشی و شادی در معيارم نميگنجد وکلامی شادم نخواهد کرد
به جز وصف جمال تو و دیدن تو ای مهربان....
![]()


![]()
سینه ام
پر از نجوای عاشقانه است ...
امشب آسمون صافه صاف.. اما دل بیقراره!
من به تمام این لحظه های بارانی عشق میورزم...
لحظه ای که نسیم عطر بوسه هاتو برام میاره و مستم میکنه
و قلبم میخواد از سینم بزنه بیرون..
اونوقت میشینم و برای عشقم که در یه جای دور از دست ولی نزديک زندگی میکنه
نامه مینویسم*YY*
هر شب برايت اي مهربان نامه مي نويسم
با مركبي بي رنگ مثل درون صاف و صيقلي ات
عاري از هر چه رنگ
با مركب بي رنگ مي نويسم
تا کسی نبينند!!..( و هک نشی).

نامه هايم مجموعه اي شده اند
شايد كتابي شوند به ضخامت اين شبهاي سياه.
عجيب به قناعت خو كرده ام تنها با ياد تو هم ديگر قانعم.
اما،يادت باشدتو نامه هايت رابراي من بفرست
تا تمام ديوار اتاقم را پر از لطافت كنند.
آنقدر لطيف كه چون ارواح از ديوار اين قفس رد شوم.
سالهاست از اين قفس مي نويسم
و اين قفس را پاياني نيست.
ميدانم اين قفس پس از من خواهد زيست
اما،تنها آرزويم اينكه بعد از تو ديگر اي نازنين
دنيا بي قفس باشد.

*************YY**************
*سفر عشق*
شهر تو شهر فرنگ آدماش ترمه قبا
شهر من شهر دعا همه گنبداش طلا
عشق من! ، در سفر عشق خطر باید کرد
سینه را بر سر مقصود سپر باید کرد
از شب و ظلمت و از ظلم نباید ترسید
تا به خورشید فقط ذکر سحر باید کرد
به وصال دل از این راه خبر باید داد
و جهان را هم از هین راز خبر باید کرد
تیغه ی درد اگر از رگ و جان داشت گذر
عاقبت از لبه ی تیغ گذر باید کرد
بايد از سفر بنويسم از رفتن و نبودن
اتفاق اين روزها تو هيا هوي رفتن
تو شوق رفتن من سرشار از دلهره
من لبريز از دلواپسي بدرقه تو غصه ي قلبم
بدرقه تو حسرت نگاهم تو را به سفر سپردم
سفراز قلب به عقل
از عشق به منطق
یادمه فصل پاییز توی چشمات
یادمه فصل موندن توی حرفات
میدونم میخوای بری سفر سلامت
می مونم منتظرت تا صبح برگشت
رفتی و پاییز اینجا بی تو هیچ رنگی نداره
ابرای تیره و خسته حال باریدن نداره
رفتی و کبوتر دل بی تو اهنگی نداره
تو بگو که اين جدايی تا کجا ادامه داره...
چشم انتظاری تو دلم جا گرفت...چشامو خيس كرد....صبوری را يادم داد..

***********YY***************
*دوست دارم تو را نظاره کنم*
باز هم شب شد و گشتم بی تاب...
باز هم کوچه و اشک و مهتاب...
باز صبر تا وقت سحر با شب تاب...
ناگهان افتاد چشمم لحظه ای بر عکس یار
دیده تر شد، اشک لغزید و به مژگانها رسید
گفت:« زینجا می روم، چونکه چشمت ناز چشمانش ندید »
بعد هم بر گونه ام جاری شد و ردی کشید
گفت:« گونه او سرخ بود، از شرم تو رنگش پرید
همچنان لغزید و بر لبها رسید
گفت و سپس شد ناپدید:
« بر لبت هم نیست جایم، می چکم بر عکس او...
چونکه این هم زان پری رو، یک گل بوسه نچید! »
مقصدم مقصود داشت ای ناجی از خود رها
« در پی راهی نمی گردی ....... چرا.؟؟؟ »
دوباره بسترم از بوی دوست سرشار است ...
دوباره در سر من آرزوی دیدار است...
بیا دوباره مرا تازه کن ، صمیمی کن ...
چگونه بی تو بخوابم که چشم بیدار است
ياد آن شب مست بوديم!فارغ از اندوه دنيا
قصه مي گفتي برايم قصه يك عشق زيبا
زير نور ماه آن شب درسكوتي پر هياهو
بي تمناي دل من! هديه دادي قلب خود را
من به فکر يه اتاق اندازه تو واسه خواب
تن من خاک منه ساقهء گندم تن تو
تن ما تشنه ترين تشنهء يک قطره آب
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
يه وجب خاک مال من هرچی ميکارم مال تو
تو خود دانی! که هستم عاشق تو/ چه دلتنگم برایت شاعرانه
تو خود دانی! که در چشمان پاکت/ تو خود دانی رازی عاشقانه
تو خود دانی که امیدم تو هستی /فراوان داری از عشقم نشانه!
**********YY***********
** دوستت دارم YY
دوست دارم یه عالمه! یه عالمه واست کمه!
دوست دارم قدر خدا! دوست دارم من بخدا
کاشکی من بمیرمو نبینم اشکای تو رو
کاشکی ما همیشه با همدیگه یار بمونیم
دستامونو حلقه کنیم همش از عشق ما بخونیم
تو بگی عاشقمی من بگم جون منی
جون منی عمر منی آتیش به جونم میزنی
عشقی که به من ارزانی داشتی آنچنان عظمتی داشت
تا چشم باز کردم تو در اوج قله بودی
من ميدانم که زيستن در کنار تو تشنگی عظيمی خواهد بود
بر کنار اقيانوسی ارام در حسرت يک قطره اب خواهم ماند....!
مگر نميدانی که عشق پنهان کردنيست...؟
در پستوی خانه؟!!!
عشق را در نهان خانه دلت پنهان کن که میخواهم با تو نجوا کنم
قسم می خورم به هیچکس اجازه ندم بینمون جدایی بندازه
قدر عشق دیرینمو خوب میدونم
بی تو هرگز این زندگی را نخواهم
کابوس رفتن تو همیشه منو میترسونه
خیلی سخته بی تو موندن
مسافرم همیشه به انتظار بازگشتت خواهم بود
***********YY************
ماه وسنگ
اگر ماه بودم به هرجا كه بودم سراغ تورا از خدا ميگرفتم...
وگرسنگ بودم به هرجا كه بودم سر رهگذار تو جا ميگرفتم
اگر ماه بودي به صد ناز شايد شبي برلب بام من مي نشستي
وگر سنگ بودي به هرجا كه بودي مرا مي شكستي مرا مي شكستی…
ميشه باور كرد... داشتنت را
ميشه باور كرد...با تو بودن را
ميشه از تو گفت ...برای تو نوشت
ميشه با واژه واژه حر فهات... يه عمر دلباختگی كرد
ميشه با حسرت بودن تو ...يه عمر ديوانگی كرد
ميشه با تصويرت ...همسايگی كرد
ميشه عقربه های ساعت را با نفس های تو شمرد
ميشه يه عمر منتظر مسافر جاده بود
مهربونم
دستهايم هي سرد مي شود و ها كردن هايت هم نمي تواند گرمشان كند!
كاش اين سرما را تمام كني!
***********YY***************
کسی که ندیده عاشقت شد
عاشقت دوست داره
تو رو خدا ببخش دیگه
خاک پای نالایقت رو...
Y
Y
دلم تنگ تو بود![]()
![]()
![]()
![]()
ببخش اگه چشای ناز و قشنگت از خوندن خسته شد![]()
حیف که مثل تو بلد نیستم دوست داشته باشم .
و خوب و عاشقانه حرف بزنم![]()
حتی با تو که این همه دوست دارم
خوب گل
گلابم ُگل
نازم...گل ب
هارم...گل
عاشقم
دوست دارم برای همیشه
حتی اگه هیچ وقت نیای
بازم دوست دارم ۱۰۰۰۰بار به توان ۱۰۰۰۰بار![]()
مثل همیشه ما بیشتر چاکریم...چمنیم...![]()
خاک پاتیم ...خاک ته گلدونتیم![]()
باشه بقیش رو بعدا میگم...![]()
فدات شم ..می دونی شانس ندارم![]()
میترسم ی دفعه بگن برو پی کارت عاشق به تو نیاز نداره
بگن ما خودمون هستیم
منم حساس![]()
![]()
حالا یکی نیست بهشون بگه بابا منم بهش نیاز دارم![]()
آخه تو تنها کس منی![]()
![]()
![]()
قربونت برم ![]()
![]()
آواز گندم دست وپا گیر است لیلا
با من بمون مجنون به زنجیر است لیلا
چشمان غمگینت کجا در جستجویند؟
دیوانه دشت جنون پیر است لیلا
انگار در من بوی ماندن کهنه تر شد
از این جهت پایم زمین گیر است لیلا
آه...آواره چشم تو قلب آسمان است
دیگر نگو تقصیر تقدیر است لیلا
با تو عاشق مهربونم عمر اگر عمر نوحم باشه کمه
اما بی تو عزیز مهربونم حتی نیم نفس هم به سختی می گذرد
دلم برات خیلی تنگ شده...خیلی ...هر روز بیشتر و بیشتر...
عاشق مهربونم احساس پاک تو...آه که من چقدر حقیرم...
نمی دونم چرا نمی تونم چیزی بهت بگم یا بنویسم...
فقط می گم که خیلی دوست دارم...
عشق من تویی که جز تو ندارم تو این دنیای خاکی که وفا نداره...
عاشق جونم تویی که خیلی دوست دارم ولی حالا ژیشم نیستی..
معشوقه نازم تویی که بوی اونو می دی
دلبر من تویی که طاقت دوریتو ندارم
وای امروز همش زل میزدم ی جا ...حواسم پیش تو بود
سر کلاسمون هر چی پرسیدن هیچی بلد نبودم
استادم همش از من می پرسید به من گیر داده بود..
خودشم خندش گرفته بود وای عاشق جات خالی
حالتامو میدیدی می خندیدی فدای خنده های مستانه تو
![]()
![]()
very very very much my dear . my life
خیلی دوست دارم عاشق جونم خیلی خیلی خیلای بی نهایت اندازه نمی گیرم چون نداره
محبوب قلبم اول بار که فردا چشمانم تو را بنگرد
تو رو خدا کف دستتو بذار روی سینم
نمی دونی آخه نمیدونی هیچی نگو
اما دستتو بذار رو قلبم تا آروم شم
عاشق نازنینم
نرو که من بی تو غریبم...
نرو نرو
تو هم مثل من نمی تونی دوم بیاری نرو..
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
|
گر دست دهد خاک کف پای نگارم |
بر لوح بصر خط غباری بنگارم |
|
بر بوی کنار تو شدم غرق و اميد است |
از موج سرشکم که رساند به کنارم |
|
پروانه او گر رسدم در طلب جان |
چون شمع همان دم به دمی جان بسپارم |
|
امروز مکش سر ز وفای من و انديش |
زان شب که من از غم به دعا دست برآرم |
|
زلفين سياه تو به دلداری عشاق |
دادند قراری و ببردند قرارم |
|
ای باد از آن باده نسيمی به من آور |
کان بوی شفابخش بود دفع خمارم |
|
گر قلب دلم را ننهد دوست عياری |
من نقد روان در دمش از ديده شمارم |
|
دامن مفشان از من خاکی که پس از من |
زين در نتواند که برد باد غبارم |
|
حافظ لب لعلش چو مرا جان عزيز است |
عمری بود آن لحظه که جان را به لب آرم
|

عشق است و آتش و خون... داغ است و درد دوری
کی می توان نگفتن ؟؟ کی می توان صبوری ؟؟
کی می توان نرفتن ؟؟ گیرم پری نمانده
گیرم که سوختیم
و ........خاکستری نمانده
با دوست عشق زیباست با یار بی قراری
از دوست درد ماند از یار ، یادگاری
دلم بی تاب روی توست
کاش یک شب باران ستاره هایت را بر آسمان سیاه آرزوهایم بباری
چند روزه دل دیونه میگیره همش بهونه آهههههه
آتیشم میزنه هر شب جای خالیت توی خونه
دل من هواتو داره دیگه طاقت نمیاره
این دل همیشه گریون مثل بارون بهاره
آه
کی تو رو دوست داره قد ی دنیا
کی می خواد با تو باشه حتی تو رویا
دنبال جای پاهاته
رو شنهای قشنگ و خیس دریا
نگو که رفتن تو سهم منه
دل من طاقت نداره
می شکنه....آه
نگو که باید جدا شیم
نگو که قسمت من و تو رفتنه
روی هر خط کلیک کن برای نامه ها
اردیبهشت ماه تولد ما اردی بهشتی ها ی عاشق از زبان تو
۲-باز میخوای بری و تنهام بزاری۴-نامه ها...دل حرم خدای مهربونه...
کلبه های دیگر

تو تو گلومه
روبرومه



خودت گرفتی آروم 
شب تو يه انتظاره


ياد بگذشته به دل ماند و دريغ
نيست ياري كه مرا ياد كند
ديده ام خيره به ره ماند و نداد
نامه اي تا دل من شاد كند
خود ندانم چه خطايي كردم
كه ز من رشته الفت بگسست
در دلش جايي اگر بود مرا
پس چرا ديده ز ديدارم بست
هر كجا مينگرم باز هم اوست
كه به چشمان ترم خيره شده
درد عشقست كه با حسرت و سوز
بر دل پر شررم چيره شده
غمگین تر از همیشه به انتظار نشستم.. پنجره ی امیدمو هنوز به روم نبستم..
پرستو های عاشق به خونشون رسیدن.. اما چرا عزیز دل هر گز تو رو ندیدنلحظه خدافظی به سینه ام فشردمت
اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت

الهی آنكه سحر ندارد از خود خبر ندارد»
هر که عاشق شد جفا بسیار می باید کشید
هر یک گل منت از صد خار میباید کشید..!!
دارم از تو مینویسم تو ماه آخر بهار...
دستای خسته من نمینویسه! میگه تو نداری حرفی ...
قصد از نوشتن آرامش است هر چند اين گونه نوشتن تازه شروع طوفان است.
طوفاني كه از دل برمي خيزد وتو را تا اوج روح بلندهستي مي برد
آنجايي كه تنها خود را مي بيني وخداي خودرا*************************************
اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست.
همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست*************************************

یادته او روزا که
روستایی شدیم عاشق و دلداده بودیم...اومدی سوار اسب
کنار نهرآب ...من
عکستو تو آب دیدیم... بسویت دویدم...یه
سیب قرمز تو دستم و......!؟
بيا تا مثل قديم واسه هم
قصه بگيم گم بشيم تو رؤيا ها قصه از غصه بگيمبيا تا برات بگم آسمون سياه شده ديگه هر پنجره اي به ديواري وا شده
بيا تا برات بگم گل تو گلدون خشكيده / دست سردم تا حالا دست گرمي نديده
بيا تا برات بگم آسمون سياه شده ديگه هر پنجره اي به ديواري وا شده
*************************************
فدات بشم ..فدای قلب پاک و عاشقت
دلم برات تنگ شده .. بیبن تنم نحیف و خستست...
شدم عین یه عاشق دلشکسته .. آروم و بی صدا!
دلم با یاد تو روزو شبو میگذرونه
عاشق جونم سینه ی من تنها دست تو رو میخواد
پلکهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که میبارد ،
صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون میریزندآآآه عزیزم یادته به من چه قولی دادی؟؟
بارون رو ديدي بدون كه دلم برات تنگ شده
کاش بدونی که بارون پیش چشام کم آورده... حالا دیگه بارون چشامو تنها گذاشته!چشامو بستم میدونی چرا؟
تا یادم نیاد که چقدر درد غریبی اینجا فراوونه
تا یادم نیاد لایق چشات نشدم.. اما همیشه نگاه عاشقت مستم میکنه
تا یادم نیاد دوری دستات.. چقدر آرزوشو دارم
لمس کردن دستات توی دستام و بوسیدنش.. میچسبونم به صورتم ...
کاش اینجا بودی
عزیزم خیلی دستای مهربونتو کم دارم
فدای دستات وقتی روی صفه کلید اشاره میکنی ...
ای کاش میشد رو صفحه ی قلب منم دست میذاشتی... با یه اشات مستم میکردی و...
جای خالی دستای یه عشق واقعیو مدتهاست که رو شونهام حس میکنم...
کسی که فقط مال اون باشم... عاشق و دیونش باشم ... هلاک یه نگاش باشم
یه قلب عاشق برای همیشه فقط منو صدا کنه... آهسته آروم و گرم...
صدای گرم تو ... صدای ناز و شیرین تو
مگه میشه دلم تو رو نخواد تو که بهترین منی... تو که همه چیز منیکجاست جاده ای که مرا به تو برساند ؟؟
کجاست کسی که آسمان را به من نشان دهد ، دلم از این ابرها گرفته
کاش این چشای بی فروغ و که از وقتی رفتی هیچ جا رو نمیبینه بیای و با خودت ببری...
دیگه از
اشکای بی امانش خسته شدم روزی ده بار تنمو خیس میکنه...!مثل ابر بهار... شبا بدتر ه .اخه قلبم می خواد غماشو با ا
شکام تسکین بدهاما بیتابتر میشه میخواد از سینه بزنه بیرون... اخه چاره دلش نیست...
حق داره دق کنه مگه نه گل محمدیم...
از تموم دنيا و دار و ندارش ...شونه هاتو کم دارم برای بارش چشام...
خوشا دردي که درمانش
تو باشيخوشا راهي که پايانش
تو باشي خوشا چشمي که رخسار تو بيندخوشا ملکي که
سلطانش تو باشي خوشا آن دل که دلدارش تو گرديخوشا جاني که
جانانش تو باشيمشو پنهان از آن عاشق که پيوست
همه پيدا و پنهانش تو باشي
براي آن به ترک جان بگويددل بيچاره تا جانش تو باشي
جونم برام حرف بزن ...بازم برام شعر میخونی دلم تنگه ... اگه تو براش بخونی بخدا آروم میگیره
سرت بذار رو شونه هام خوابت بگیره
بذار تا آروم دل بی تابت بگیره(بی کسی چطور تاب بیارم؟)
بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره
حتی من از شنیدنش گریم میگیره
بزار رو سینم سرت , چشمای خیس ترت(عزیزم سینه ی تو ساحل سلا مت من شد)
بزار تا سیر نگات کنم , بو بکشم پیرهنت
بقل کن بچسب بهم , بکش دوباره دست بهم
جز تو کسی را ندارم , نزدیک تر از نفس بهم( دل از تو بر نکنم جونم...)

گل یاسم جز تو به هیچکس دل نمی بازم...
نمی ذارم که نوازش کسی شب ناز مژهاتو خواب بکنه
یه عمره دیونه ی حرفای تو ام عاشق و فدائی همیشه ی تو ام...
هر جا که باشی با چشای خیسم در جستجوی تو به هر سویی دوانم
همه ی ترسم اینه که با این حال نزارم تنهام بزاری
حق دارم بترسم اگه منو تنها بزای
هیچ جوری نمیتونم پیدات کنم همیشه خیلی نگرانم میکنه...
کی مثل تو با این دل تنها رفیق میشه...
کی برام مثل تو میشه ...
کی بود می گفت من تو رو کشف کردم...! یادته ؟اخه میدونم لایق عشقت نیستم منو ببخش آخه نفسم تویی...عشقمی.. جونمی
مهربونم من اسم تو رو با یه دنیا عوض نمیکنم.. وای اسمت که میاد عجیب دیوونه میشم
به قبله ی چشای نازت قسم واسه خاطر یه نگات تا ته دنیا میشکنم!
انقدر داد میزنم عشق تو رو تو کوه و دشت!
که بگن عاشقه از عشق تو رفتو بر نگشت
انقدر داد میزنم! اسمتو با چشای خیس !
که خودت بگی کافیه میام ننویس
چقدر برات نگران شدم و میشم و خواهم شد....
اخه من همیشه پیشت خواهم بود ...
هیچکس نمیتونه این حقو از من بگیره حتی تو!!
اگر مرا رها کنی تورا رها نمیکنم
تو برام قشنگترین بهونه ای میدرخشی ...
کلی عزیز و دوردونه ای!
پشت کدامين لحظه بن بست جا ماندی تا ببيني
عاشقی اينجا می خواهد در تنهايی خويش آسمانش را باتو قسمت کند؟؟؟؟
وسعت آسمان تو آنقدر بزرگ بود که حتی تجسم آسمان کوچک من در آن گم شد
هيچ کس ندانست در بی پناهی شبهای بی ستاره ام
چقدر لبان و قلبم پر از ستاره و دوستت دارم بود
و من چقدر بر حقيقی بودنت برخود ميباليدم
دوستت دارم.کاش
عشق را زبان سخن بود می دونی عزیزم اگه میگن دنیا بی وفاست... اگه عاشقا بهم نمیرسناگه رسم زمونه جداییه ....
دنیارو بهم میریزم! تا بگم ای آدمااااااا........
من عاشقم و به عشقم میرسم ..!!
اخه من مجنونتر از هر عاشق و هر دیوونم. کاری می کنم خودت بهم بگی : من میدونم
بیا دستامونو بهم بدیم اما نه تو خواب و خیال! ...آخه مگه چقدر میشه تو رویا خواب رنگی دید؟
بیا برای با هم بودن فقط خدا خدا خدا کنیم...
بیا یار مستم بیا با هم تا خدا بریم....
آره مهربونم اون موقع است كه قلب مهربون خوش سيمات سبز سبز مثل جنگلهاي شمال مي شه
و به شادي ما زميني هاي خاكي لبخند مهر مي زنه
بيا مهربون كه فردا ديره....!!تو رويش لطيف ترين نسيمی در کوير خشک هستی ام
شعف انگيز ترين مصرع شعری در غزل غمناک تنها ئی ام
یادت باشه اونی که اگه حتی یه روز از عمرش مونده باشه
به همه میگه که تویی علت دیونگیش
اون منم ...
بی تو موندن یعنی مردن.. یعنی باختن به زندگی.. یعنی ترس!.. یعنی یه امید نا امیدی!
.می دونی مهربونم! اون شب وقتی بعد از مدتها
تو نت اومدی جون تازه گرفتم میدونی ! وقتی بهم سلام میکنی دلمو از غم تنهایی رها میکنیدوباره با سلام تو تازه تازه می شوم
با نفس ساده تو غرق ترانه می شوم
باتوستاره می شوم باتوستاره می شوم
ازاينکه عاشق توام حس غرورمی کنم
وای مهربونم میپرستمت قد یه عالمه بهشت!
در پناه حضور سبز تو ، توفان غم ، مرا جا می گذارد .
در کنارت ژرفای آرامش را احساس ميکنم
اما وقتی رفتی سیل بی رحم تنهایی مجالم نمی دهدبیا عشقم.. بیا مهرم.. بیا جانم..
كاش آن آينه اي بودم من كه به هر صبح تو را مي ديدم
مي كشيدم همه اندام تو را در آغوش سرو اندام توآنگه از
باغ تنت مي چيدم گل صد بوسه ناب
آنقدر بوسيدمش تا خسته شد،خسته از بوسيدن پيوسته شد
خواست تا لب به شكايت بازكند ،لب نهادم برلبش
خاموش شد!!میدونی عزیزم چرا می خوام با تو باشم؟؟ چرا می خوام فقط مال تو باشم؟
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست،
بلکه نداشتن کسی است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند،
و تو از اون رسم محبت بياموزی
هر چه دارم همه از وجود نازنین و پاک توست
عاشق مهربونم...
عزیزم مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ،
ولي تو اون رو نمي بيني!!

در هجوم ظلمت ترديد ها با تو ام ديگر ز دردي بيم نيست هست اگر
‚جز درد خوشبختيم نيست اي دلتنگ من و اين بار نور
تو کیستی ، که من اینگونه ، بی تو بی تابم ؟ شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
تو چیستی ، که من از موج هر تبسم تو بسان قایق ، سر گشته ، روی گردابم تو
آرزوی بلندی و دست من کوتاه تو دور دست امیدی و پای من خسته است
همه وجود تو مهر است و جان من محروم چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است
سه تذکر دوستانه!!
سعي کن انچه را که دوست داري به دست آوريوگر نه مجبور ميشوي آنچه را که به دست مي آوري دوست داشته باشي
خورشید سعادت را بر آسمان خانه شما می بینم
.صبور باش................
تیره ترین ابرها هم چند روزی بیشتر
دوام نمی آورند!!
کسی را که امیدوار است ناامید نکن شاید امید تنها دارایی او باشد
*****************
تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم عاشقت می مانم و خواهم ماند ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم منتظرم که بیایی و رویاهای عاشقانه ام را زنده کنی انتظار آمدنت ، انتظار آخر من استآن لحظه بیشتر احساس میکنم که یک عاشقم و احساس میکنم
که تو یک سر پناه برای من می باشی عاشقانه هام بدرقه راهت آرزوی دلمهر موقع خواستي از كسي جدا بشي يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي براي هميشه خدانگهدار، شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينكه منتظر بمونه مگه نه؟
ديگه صبرم داره تموم ميشه .آخه تا کی .....خدايا ديگه بسه ....ترو به اسم مقدست عشقمو بهم بده..
تمام دلخوشيم که به اونه ازم گرفتی
.پس چرا اين همه زجرو به من ميدی تاکی ميخوای امتحانم کنی ....تاکی ؟؟؟
تا کی بايد بشنوم که به من بگن سرنوشت تو هم اينطوريه
چرا هرچی رو به من ميدی سريع ازمن ميگيری
منکه بنده ناشکرتو نيستم ....منکه به کسی بدی نکردم .من که حتی يک مورچه هم زير پام له
نشده بود . پس چرا ؟
تا کی بايد حسرت بکشم تا کی بايد غم ديروز و بخورم و نگرا ن فردا باشم
تا کی بايد اشک تو چشمام باشه تا کی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش وین سوخته را محرم اسرار باش
....
کام جان تلخ شد از صبر که کردم بی یار بهر آسایش این دیده ی خون بار بیا
**غربت**

دو تنها ودو سرگردان دو بیکس YY
نزدیکتر از هر نفسم بیا برس به دادم...
تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشامم ...
شمه ای از نفس یار بیار
YY
بیا تا قدریکدیگر بدانیم و مراد هم بجوییم...
بیا همه کسم بیا کنار این جوی روان و زلال رویت بشویم..!!
بیا رویت ببوسم!
معاشر دلبری شیرین و ساقی روزگاری خوش
YY
در غروب تنهايي سكوترا مي شكنم و در شبي مهتابي
ستاره ها ره برايت مي چينم و از پرچين بي كسي عبور مي كنم
به اميد اين كه تو بيايي...
نمیدانم چند آسمان از هم فاصله داریم
نمیدانم چند غروب طلایی دیگر را باید تنها بگذرانیم
حتی نمیدانم این تنهایی پایان میگیرد یا نه؟
اما میدانم!
این را خوب میدانم که تمامی ستاره ها برایمان دعا خواهند کرد
خوب میدانم ماهیان دریا وصالمان را جشن میگیرند
و تک درخت خشکیده ی تنها ترین کویر عالم گل خواهد داد
آن زمان که دستهایمان به هم میرسند
محبوبم، دلبندم ، مونس دل تنگم ...
دستم از شدت دوری تو سرد و بی حس شده ، آن دست های مهربانت کجاست که
با گرمی اش يخ های دستم را آب کند و خون را دوباره در رگ هايم جاری گرداند ؟
شب های بی تو ارمغانی جز گريه برايم ندارد ... به امید آنکه روزی در کنار تو ،
غرق نگاه چشمان زيبايت شوم و این همه درد دوری يکباره از يادم برود
بهترين لحظات زندگی ام لحظات با تو بودن است و تنها دليل بودنم تويی
*********************************
یارا دلبرا عزیزا غریبا ...!!!
هر دو مون تنهای تنها هر کدوم یه جای دنیا
جای تو خالیه اینجا جای من خالیه اونجا
میدونی تو همه ی وجود منو با خودت بردی
تو که غربت چشات یه دنیا قربونی میده ... چه رسد به عاشق دیونت...!
وای از این چرخ گردون..!! الهی غم غربت تو دل آسمونیت نیاد عزیزم
چکار میتونم بکنم جز این که آرزو کنم تمام غصه های تو فقط مال من باشه
بیا بد جور دلم هواتو داره نازنینا!! ببخش نمیتونم یه بار نگم دل تنگتم...
YYدوباره این دل دیونه واست دلتنگه...
تو با من باش تا آخر این ترانه...
این ترانه تا همیشه تو رو یاد من میاره
عشقم تنها دلیل نفسم... آخر قصه من تویی
می دونم آخر قصه میرسی به داد من...
ای ستاره شبهای تارم ..یگانه عشقم
اولین بار این آهنگو یادته؟
عاشقش شدم اون شب و به یاد دارم...
راز عشق منو هیچکس غیر خدا نمیدونه!
تنها شاهد واسه گریه و تنهاییم اونه
آرزومه که دستام توی دستای تو باشه
تنگی این دل عاشق با نوازش تو وا شه
قول میدم با داشتن تو هیچ غمی نداشته باشم!
درسته که از اون شبا فقط یه خاطره شیرین بیشتر باقی نمونده.. اما عزیزم
ما همانیم که بودیم و محبت باقیست
ترک صحبت نکند دل که به مهر آکندند
گفته بودم چو بيايي غم دل با تو بگويم
چه بگويم؟كه غم از دل برود چون تو بيايي اما جواب
دوست دارم برای همیشه
حتی اگه هیچ وقت نیای!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!م
گفتم که جونم رو میدم
دروغ نگفتم..! کاش میدونستی من زندگی با تو رو میخوام
همینه که میگن عاشقا بهم نمیرسن..؟.
ولی اگه بخوان و نترسن! بخدا میرسن... شما اینجوری فکر نمیکنید؟
**********************************

YYعاشق اگه هر جای دنیا که باشه تنها نیست مگه نه عزیزم؟
اگر عمر من تنها يك شب باشد آرزو دارم همان يك شب را با تو بگذرانم
چراكه محبوبم اين دنيا تنها هنگامي زيباست كه در كنار تو باشم
عشق من تمناي زندگي با تورا دردل دارم
ودوست دارم هر شب در عشق تو صبح گردد
من دلبسته عشق تو شدم وديدي كه به عشقت پاسخ دادم
تو اجازه دادي كه عشقت را در دل احساس كنم
ای نوازش تو بهترين اميد زيستن!
در کنار تومن ز اوج لذتی نگفتنی گذشته ام..
خوب خوب نازنين من!YY
![]()

![]()
YY:بهترين بهترين من: خطاب می کنم بهترين بهترين من
من دلی میخواهم که دل به بودنم بسپارد ....
دستی میخواهم که نوازشگر شب گریه هایم
باشد ...
و تو آن دستی ...
اگر مجبور شوم تا آخر عمر سکوت کنم اگر قرار باشد که همیشه فقط مهمان دلم باشی و
دلم را به امانت پیش خودت نگه داری اگر... نه میدانم که دلم را در امن ترین
جای دلت نگه میداری ... همان گونه که من نیز ...
میدانم که نگاهم را به انتظار وحی کلامت نمیگذاری میدانم که شاید دیر،
ولی روزی صاحب خانه ی دلم میشوی ... میدانم که میمانی
می دانم كه روزي در همين دستان من جان خواهی گرفت
و با من سخن خواهي گفت ...
... روزی
که ميايی ....ميمانی...YY
بمان من هم میمانم تا ابد " عاشقت " میمانم ،YY
و تو دیگر تنها نیستی من با توام تا آخر دنیا
بمان ... میمانم ..YY
میمانم تا ابد " نگارت! " میما نم ... م . ی . م . ا . ن . م.
***********************************
عزیزم اولین شب جمعه که با هم حرف زدیم را به یاد داری؟
یاد اون شبا.. یاد اون صفا ی تو
یادته؟یادته؟
نخستين كلامي كه دل هاي ما را به بوي خوش آشنايي سپرد و
به مهماني عشق برد پر از مهر بودي
پر از نور بودم همه شوق بودي
چه خوش لحظه هايي كه در هم وزيديم
چه خوش لحظه هايي كه در پرده ي عشق
چو يك نغمه ي شاد با هم شكفتيم
اگه یه شب پیش من بودی....
سرتو رو زانوهام میذارم قصه از جدایمون شبای تنهاییم برات میگفتم
بی دغدغه..زیر یک سقف..بی حجاب ... ..تا بینمون دیگه نباشه فاصله ای
غرق بوست میکردم لبات آتیش به جونم میزد
دستمو روی موهات میکشیدم نگات میکردم تا دم صبح...
برات میخواندم شعرای عاشقونه ...از وقتی خودمو شناختم برای تو خواندم
اگه بارون نمی بارید من میبارم...
جاتو برات جمع میکردم.. سفره رو زود پهن میکردم
***
بیبین دیگه غصه از دلم پر زد و رفت ...
تو با دستای مهربونت اومدی به شیشه ی دلم آروم زدی
و من سرمو گذاشتم رو شونهات انقدر اشک ریختم...
مثل وقتایی که آسمون دلپری یاشو خالی میکنه... از دلتنگی خالی شدم
بعد یه بارون رنگین کمون زیبا تو آسمون پیدا میشه
عشقم تو روحمو زنده کردی...
این همون معجزه ی عشقه .. همون نغمه ی دوست دارم
تو دنیا هیچکس مثل تو نمیشه... می پرستمت وفادارترین عشق دنیا
دستامو پر کردم از عطر یاس و محمدی...
تا بزارم روی صورتت وعاشقانه لمست کنم
عشقم بخاطر همه ی مهربونیات و صفات متشکرم...
دیونتم بد رقم ! با افتخار میگم من عاشق دیونتم
تو همه ی وجودمی ..خیالت آسوده باشه
تا زنده هستم فقط اسم تو رو صدا میزنم..
تموم دنیا رو میدم تا دستات مال من باشه
می خوام بگم دوست دارم ...
این دل بیقرار من یه لحظه آروم نمیشه
می خوام بگم دوست دارم هر جا باشی هر جا باشم
تو شادی و غما می خوام کنار تو باشم
میخوام بگم دوست دارم تو قلب من فقط تویی
اگه درمون ندارم بدون که درد من تویی
میخوام بگم دوست دارم یه عالمه خیلی زیاد
شب که بهت فکر میکنم ...من دیگه خوابم نمیاد
می خوام اینو بدونی خیلی دوست دارم
*******************************************
بیرون از خونه نرو آدما عاشقت می شن
نمی دونن چقدر راهه تا لایقت بشن
اخماتو وانکنی آدما لذت می برن
تو رو چشمت می زنن وقتی که حسرت می برن
دیگه دوست پیدا نکن یه وقت منو گم می کنی
بعد می گم شاید داری بهم ترحم می کنی
به کسی نگا نکن آدما طاقت ندارن
عاشق جشات می شن ولی محبت ندارن
حوصلت که سر می ره نرو کنار پنجره
که نگن دوباره این واسه کی منتظره
هر کی گفت دوست داره یه وقتی باور نکنی
هر چی کاشتم توی این سالا تو پرپر نکنی
واسه هیچ کسی غیر من یه وقت ناز نکنی
دو تا بال دادن بهت یه موقع پرواز نکنی
تو مسیر زندگی یه وقتی تنهام نذاری
نرسیدم به نگاه عاشقت جام نذاری
هر کی عاشقت بشه هیچ وقت مث من نمی شه
قلبا رو تا نشکافن تکلیفا روشن نمی شه
هر جا هستی ... خوش باش
اينو از ته دلم ميگم: برات آرزوی بهترين ها رو دارم
يه آسمون دوستت دارم ماه من
آسمون دلم ارزونی عشق پاکت

*******************************************
در فراق یار
عشق من زندگی با تو زیباست...
مي خواهم چشمهايم را به روي همه دنيا ببندم.
آنوقت يك دل سير به تو بينديشم.
به آن همه سرمستي ِ عطر باران.
به آن همه ترانه كه با گيسوي آفتاب رنگشان زديم.
به آن همه آرزو كه با نگاه سيرابشان كرديم!
به آن همه چشم گذاشتن هاي من و پنهان شدن هاي تو.
به آن همه گشتن من و نبودن تو.
به آن همه آمدن تو و نبودن من.
به آن همه لبخند من و شيطنت تو.
به آن همه تمناي دستهايمان كه هنوز هم اشتياق بودنمان را مي خواهد.
دلم می خواهد دستانت را در دستانم بگيرم
و از گرمای وجودت لبريز عشق شوم
دلم می خواهد تو را برای هميشه در آغوش داشته باشم
و نگاهت را در چشمانم حفظ کنم
تو بهانه ای برای من
بهانه ای برای بودن و بودن
برای ديدن و شنيدن
لمس کردن و چشيدن!
شب و روز با تو هستم
اما، بدون تو

کاش می دانستی که بدون تو چه بر من می گذرد
کاش بودی ...سر میزاشتم روی سینت...اشکام پیرهنتو تر میکرد
غم تلخ بی تو بودن تو دلم ریشه دوونده...
واسه دیدن چشات دیگه طاقتی ندارم
مرهم زخمای قلبم همیشه عشق تو بوده ..دل من هزار ترانه واسه دلت سروده
کاش میشد یه بار واسه گریه رو شونهات سر میزاشتم
دلبرم مطمئن باش که عشقت نرود از دل من
مگر آن روز که در خاک شود پیکر من
بهارم
من این زنده بودن دوباره را مدیون تواًم
هميشه با تو هستم مهربانم........
یه خواهش! مواظب خودت باش
یه آرزو! فراموشم نکن
یه دروغ! دوست ندارم!!
یه حقیقت: دلم برات تنگ شده
یه باید! به تو رسیدن
برات دعا میکنم تا هیچگاه چشات بارونی نشن...
تو هم برای من دعا کن که چشمانم فقط برای تو ببارن!!
برات دعا میکنم که همیشه لبات خندون باشه
تو هم برام دعا کن که هیچ وقت بی تو نخندم!!!
برات دعا میکنم که دستای عاشق تو دست تنهایی نباشه
تو هم برام دعا کن که دستام فقط تو دست تو باشه
معشوق من خورشید آسمون زندگیم...
بیا با هم دعا کنیم که هیچگاه خورشید عشقمون غروب نکنه
عزیزترینم رو سپردم دسته تو....خودت مواظبش باش.......
آمین!
یا حق
در خانه اگر کس است یک حرف بس است

دعاگوی همیشگی
یا حق
♥♥
♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥دوستت دارم همچون باران

|
|
||
|
| ||


















در بهشت تنها بودن سخت تر از زندگی در کویر است هر کس در این سرا ،جمال یار را نبیند حتما در بهشت هم تنهاست کور باد چشمی که دوست را نبیند یار بی پرده از در و دیوار در تجلیست و نسیم باد صبا برای سحر خیزان روح نوازست و مجاز پلکان حقیقت است ...بشنو از دل چون حکایت می کند ،این استخوان ریزید پیش کرکسان ،عنقای قدسی آشیان..دل جای یار مهربان است نه اغیار ،دل جای شادیست از غم شده ام بیزار..دل از ما برد و روی از ما نهان کرد ،بسوز ای دل که مرگت زندگانیست..خوش آمدی ای جان من کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست.