آخه به تو نگم به کی بگم
به نام خدای مهربان مان
اندازه همین دنیای کوچیک سینم دوست دارم
آه قشنگ ترین بهونه ی من آه سرو نازم
آه عاشق جونم حالا با پاییز و زمستون چه کنم
حالا با دستای خالیم چه کنم
با اشکام با دلم
توکه خدای منی بگو
حالا دوری از عشقمو چه کنم
حالا نبودنت رو چطوری باور کنم
همش تقصیر توئه من که از خیال متنفر بودم
با جای خالیت چه کنم عشق من تو در چه حالی
منو به من باز گردون عاشقمو بده دلم داره میترکه
پس تکلیف عشقمون چی میشه حالا که بیچارت شدم
رسوات شدم دردبدرت شدم آشفتت شدم
حالا که بیقرارت شدم با من چه میکنی
حالا که آه.............
عاشق جون نازم آروم جونم فدای تو بشم
توروخداناراحت نشی
آخه به تو نگم به کی بگم به عشقم نگم به کی بگم
به عزیزم نگم به کی بگم
آخه مگه تو عشق من نیستی
این نالایق بیچاره ی حقیرتو ببخش
عزیز مهربونم قشنگم تو که بزرگی ببخش
وااااااای به روزگارم
فلک از گردنم زنجیر بردار
که غربت خاک دامنگیر داره
وقتی به یاد اشکات میفتم...
توی ذهنم
میگفتی دنیا بی وفاست..!
میگفتی هیچی این دنیا رو نمی خوام...!
میگفتی چرا عاشقا هیچ وقت بهم نمی رسن؟
چراااااااااااااا؟؟؟
يادم مياد انگار ديروزه
يادم مياد دلم ميسوزه
تو هم میری و منو با تمام خاطرهات تنها میزاری
من که با امید با عشق زندگی میکردم... نفس میکشدم...
ای کاش عاشقت نمی شدم
و به زندگی ادامه میدادم. ولی
خدا خواست عاشقت باشم در این عاشقی خواهم مرد
می دونم دوست داشتن من برات دردسر میشه...
نمیخوام برات دردسر درست کنم!!
امیدوارم هر جا هستی با هر کس هستی خوشبخت بشی...
فقط بدون تو که بری دلم هچ کسو نمی خواد
هــــوا آفتـــــابي سـت
مرا زير چتــر خود ببر
فقط زير چتـــر تـو
باران مي بارد...
هنوز وقتی بارون مياد
دلم عشق تو رو ميخواد
ميگم به هر قطره بارون
بگين به ديدنم بياد...
YYY
می دونی عالم بدون عشق رو که نميشه به پا داشت
حتی خورشيد هم با تمام گرمايش در برابر شور و گداز قلب عاشق سرد
سرد سرد است...
اگر تمام اموالم را ميان فقرا تقسيم کنم و اگر بدن خود را به آتش بسپارم!!
اما عشق نداشته باشم،هيچ حاصلی به دستم نيست!!
YYYYYY
*** با عشق***
باز هم تو را خواهم دید اما این بار از گونه های شبنم گونه ات بو سه ای را به یادگاری خواهم چید
وآن را در دفتر خاطرات قلبم خواهم گذاشت.....
در آن زمان هیچ جنبنده ای نظرم را نخواهد بست که دیگر از تو بگذرم و تا دوباره به انتظار چشمانت نشینم
و باز از عشق گویم و ازعشق.. .. تا دوباره به انتظار چشمانت خواهم نشست
که برایم غنیمتیست گران از این دنیا و و بسیار گران
وقتی در شب هنگام چشمانم را بر روی هم گذارم تو را خواهم دید....
بسان خورشیدی هستی و افلاکیان چون زمینهایی که مس ودیوانه دور تو میگردند و به دور هر زمین هزاران قمر .
اما زمانی که تو را به دقت مشاهده میکنم تو را در همان قمر میبینم....!!
چه خوبه بدونی که با مهربونی ميتونی تو قلبم بمونی
بمون تا بتونم يه عاشق بمونم
يه دنياست تو چشمات واسه من نگاهات...
آمدم تا عاشقانه در کنار تو بمانم
تا برای تو بميرم مهربان من
بر دو چشم من نگاه کن تو من و از من جدا کن با محبت آشنا کن
ترک آن افسانه ها کن مهربانی را صدا کن اين تو و من را رها کن نازنينم
تو منو از نو بنا کن
YYYYYY
** بهانه تو **
تمامی سدها را به بهانه تو خواهم شکست
تمامی راهها را هموار خواهم ساخت
به بهانه تو
دردم را گریه هایم را حبس می کنم در وجودم
به بهانه تو
تو را ،عشقم را، قلبم را دوست دارم
و با تو همه ترانه ها را خواهم سرود
و به امید روزی که لحظه های عاشقانه را
قاصدک خبر بیاورد
و تمامی کوچه های بن بست به پایان برسد
و آسمان پر ستاره خویشتن را به خورشید امیدوار کند
و تمامی شعر ها دوباره خوانده شود
در کنار خودت
آری هزاران بار می گویم
دوستت دارم
حتی بغضم را در آوازی گم می کنم
گریه هایم را تا بی نهایت در چشمانم اسیر
و خلوتم را به سراغ اشکهایم می برم
و گریه می کنم و تو را از خدا می خواهم
دوستت دارم
بی تو پر از گريه ام
ابرم ابر بهارم
وقتی نيستی کنارم
دلم ميخواد ببارم....
کسانی که می گويند ما به عشق اطمينان نداريم در اشتباه هستن،
اين عشق است که ديگر به آنها اطمينان ندارد !!
YYYYYY
***گفتنیهای تلخ رابخوان اماهرگز دلیلش رانپرس .. !!
گاهی
وقتی به یاد اشکات میفتم...
توی ذهنم
میگفتی دنیا بی وفاست..!
میگفتی هیچی این دنیا رو نمی خوام...!
میگفتی چرا عاشقا هیچ وقت بهم نمی رسن؟
چراااااااااااااا؟؟؟
يادته؛ فقط گريه می کردم
يادم مياد انگار ديروزه
يادم مياد دلم ميسوزه
تو هم میری و منو با تمام خاطرهات تنها میزاری
من که با امید با عشق زندگی میکردم... نفس میکشدم...
ای کاش عاشقت نمی شدم
و به زندگی ادامه میدادم. ولی
خدا خواست عاشقت باشم در این عاشقی خواهم مرد
می دونم دوست داشتن من برات دردسر میشه...
نمیخوام برات دردسر درست کنم!!
امیدوارم هر جا هستی با هر کس هستی خوشبخت بشی...
فقط بدون تو که بری دلم هچ کسو نمی خواد
احساس رابایدکشت وآرزوهای
دیگه هچ وقت عاشق نمیشم...
کاشکی دلت بهم میگفت نقشه قلبمو داره..
تنها تر از همیشه ...آه آه خدايا چقدر تنها هستم
خونمون باهام غریبی میکنه...
کلبه غم گرفته دلم راخراب خواهم کرد،
دروازه دهانم راقفل میکنم تازبانم
حرف دلم رانگوید
اشکهایم رادرحصارچشمانم زندانی خواهم کرد
منو ببخش عزیز من اگه میگم باهام نمون
دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون
همسفر شعروجنون عاشقترین عالمم
تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم
بین من و تو فاصله اس یک در سرد آهنی
من که کلیدی ندارم تو واسه چی در میزنی؟
این در سرد لعنتی شاید نخواد که وا بشه
قلبتو بردار و برو قطار داره سوت میکشه
همسفر شعروجنون عاشقترین عالمم
تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم
چرا تو که عطش عشق آبت ساخته بود؟ چرا ما؟ باز هم صلاح به جدایی ست.
میدانم. دیگر به رسم زمان عادت کردم.
اما برایم باران همیشه باران است و آسمان
همیشه تو.
هميشه به انتظار بازگشتت خواهم ماند
YYYYYY
در کوير بودم.تشنه ی تشنه!و کسی من را آنجا نديد
و من هم کسی را نديدم خورشيد ميان آسمان بود..
و از دور برکه ای را ديدم.
يا شايد هم آبگيری کوچک در دل شنزاری مخوف.
به طرفش رفتم با آخرين توانی که در وجودم بود و تنها چند قدم مانده بود که....
حقيقت چهره از نقاب بيرون آورد.
باز هم سرابی
بيش نيود چونان هزاران بار گذشته.
و من اکنون در تسلسل سراب ها خويشتن را گم کرده ام.
و خورشيد هنوز در ميان آسمان بود.........!
اگه روزی تو نباشی
بينه ما راهی نباشه...
نميدونم کی ميتونه
که برام مثل تو باشه.........
بی تو نميتونم باشم
هر جا برم تو با منی
بخون تو خونه چشام
ببين فقط تو رو ميخوام
دوست دارم دوست دارم
تو زندگيم تو رو دارم...
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدايا به سلامت دارش
دردی که من میکشم اگه کوهم میکشید...ذره ذره میتکید
قطره قطره میچکید...
برای این دربدر بی سرزمین گریه نکن
بوی موهات زیر بارون
بوی گندم زار نمناک
بوی سبزه زار خیس بوی خیس تن خاک
جاده های مهربونی رگای ابی دستات
غم بارون غروب
ته چشمات تو صدات
قلب تو شهر گل یاس
دست تو بازار خوبی
آه بگذریم....
در بهشت تنها بودن سخت تر از زندگی در کویر است هر کس در این سرا ،جمال یار را نبیند حتما در بهشت هم تنهاست کور باد چشمی که دوست را نبیند یار بی پرده از در و دیوار در تجلیست و نسیم باد صبا برای سحر خیزان روح نوازست و مجاز پلکان حقیقت است ...بشنو از دل چون حکایت می کند ،این استخوان ریزید پیش کرکسان ،عنقای قدسی آشیان..دل جای یار مهربان است نه اغیار ،دل جای شادیست از غم شده ام بیزار..دل از ما برد و روی از ما نهان کرد ،بسوز ای دل که مرگت زندگانیست..خوش آمدی ای جان من کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست.