تو هم مثل من نمی تونی دووم بیاری نرو
سلام عاشق جونم
بازم زدی زیر قولت باز گفتی بی منی
باز میخوای بری؟
تو که هر چی گفتی گفتم چشم
تو که هر چی خواستی کردی
تو که عشق من شدی
حالا اینها جواب من نیست ها
میدونم که دوری سخته واسه منم هست
به خدا منم طاقت ندارم
ندیدی چه بی پروا خودمو سپردم دستت
حیف که نمردم
شاید مطمئن میشدی که جونم میدم
حیف که لایق نبودم جونمو بدم تا بدونی که من...
آه خداااااااااااااا
همونی که آرزو داشت خدمتکارت بشه
حالا داره از بی تو بودن دیونه میشه
آخه خیلی حسرت آغوشتو داشتم
که تا صبح سر بذارم رو سینت
افسوس نباید اینطور میشد
نباید تو اینجوری عاشقم میشدی
باید من فقط عاشقت میشدم
دیگه اینقدر زجر نمیکشیدی
حالا من به جهنم بی خیال مهم تویی
تو که حالا دیگه تو سلام کردنت
اشکات منو حتی از این راه دورمیسوزونه
همش پیشتم بغض دیگه شب وروز داره خفم میکنه
حتی پلکم نمیزنم میباره مثل بارونای شمال
اماداغ و سوزان خوب وقتی بلند گریه کنم بازم آروم نمیشم
نمیدونی عاشق جونم چقدر برام عزیزیو بهترین
چه کنم تو بگو عزیز جونم
بذار تک تک انگشتاتو کف دستتو ببوسم
ببویم گل یاسمو
بیچاره ی تو شدمو بیچاره ترین کسی که فکرشم نمیکردم
یادته گفتم من تحملشو ندارم یادته
هرچی که به ذهنم رسید دونه دونه پیش اومد
آتشم به جان و خموشم چو نای مانده از نوا
مانده با نگاهی به راهی.....
تا آخر عمرم عاشقت میمونم
من دروغگو نیستم مهربونم
حالا که بازی اینجوریه منم از حرفم برنمیگردم
عیبی نداره
قسم به به جون گلدونا یه عمر عاشق میمونم
برای عشقت خوب من عاشقی لایق میمونم
قسم به جونت اگه بمونی یه عمر مدیونت میشم
شب دیگه نمی خوابم یه عمر پریشونت میشم
بذار تا آخر عمرم تو رویاهام پیشت باشم
تو خیال دستاتو ببوسم
انگشتامو بکشم لای موهات آهههه
بذار تو حسرت تو بمونم
حالا میگذره عیبی نداره مهربونم
نگو که میری و تنها میشم باشه
همین
تو هم مثل من نمی تونی دووم بیاری نرو
تو هم مثل من تو غصه کم میاری نرو
نرو...
تو هم میپوسی می میری بی من نرو
تو هم طاعون غم می گیری ای من نرو
نرو...
تو که می دونی من بی تو, تو بی من یعنی حسرت
تو که می دونی بی جواب می مونه عشق و عادت
تو که میدونی کم میشم تو که می دونی کم میشی
تو که میدونی هم آغوش غم میشی
نرو...
آه
چرخ گردون گردوروزی برمراد ما نباشد
دائما" يکسان نماند حال گردون،غم مخور

در بهشت تنها بودن سخت تر از زندگی در کویر است هر کس در این سرا ،جمال یار را نبیند حتما در بهشت هم تنهاست کور باد چشمی که دوست را نبیند یار بی پرده از در و دیوار در تجلیست و نسیم باد صبا برای سحر خیزان روح نوازست و مجاز پلکان حقیقت است ...بشنو از دل چون حکایت می کند ،این استخوان ریزید پیش کرکسان ،عنقای قدسی آشیان..دل جای یار مهربان است نه اغیار ،دل جای شادیست از غم شده ام بیزار..دل از ما برد و روی از ما نهان کرد ،بسوز ای دل که مرگت زندگانیست..خوش آمدی ای جان من کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست.