هدیه تو به یادت ای گل زیبا
![]()
Y
![]()
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥
از زبان تو ای آسمانی ترین
عاشق
من تو و تو من هستم
دوست دارم بشناسمت. دوست دارم بدونم کي هستي
من عاشقی بیقرارم .. من عاشقی دلشکسته ولی دیوونه عشقم
من همونم که عاشقانه همیشه پیشت میمونه ..منو از خودت نرون دلبر
حديثم را كسي نشنيد نشنيد.. درونم را كسي نشناخت نشناخت
بر اين چنگي كه نام زندگي داشت سرودم را كسي ننواخت ننواخت
برونم كي خبر داد از درونم؟كه آن خاموش و اين آتشفشان بود.
نقابي داشتم بر چهره آرام كه در پشتش چه طوفانها نهان بود
همه گفتند عيب از ديده توست جهان را بد چه مي بيني كه زيباست
ندانم راست است اين گفته يا نه؟ولي دانم كه عيب از هستي ماست
چه سود از تابش اين ماه و خورشيد؟كه چشمان مرا تابندگي نيست؟
جهان را گر نشاط زندگي هست مرا ديگر نشاط زندگي نيست
من همونم که تو اونو کشف کردی و بهش ارزش دادی
من همونم که خاک پاتو میپرسته..
من همون ذره ی ناچیزم که بچشم نمیاد اما با عشق تو زندست
من کسی هستم که عشقش یه احساس زودگذر نیست
من همونم که از عشقت سینه چاکه
و تو براش یه آرزوی محال شدی
من همون لیلی هستم که براش هیچ فرهادی اینقدر آهای سوزناک نمیکشه
من همونم که اگه نبودم تو خوشبخت بودی عزیزم
من همونم که فکر میکرد میتونه برات خوشبختی بیاره اما از دنیا سیرت کرده
و نذاشت طعم خوشبختیو در بهترین روزهای جوانیت بچشی
من باعث شدم الان تو تنها باشی و...آآهه
من باعث شدم تو حیرون و سرگردون بشی
من باعث شدم قلبو عشقی که فقط لایق عشق آسمونی خدای مهربونه اسیربنده ی ناچیزش بشه
من همونیم که بزرگترین جنایت و در حق عزیزترن کسش کرده
همنون جنایتی که قلبتو خسته و افسرده کرده...
عزیزم چرا منتظری اخه کاکتوس که گل نمیده!!
چرا دستای نازنینتو با خارای تن من ضخمی کردی؟
عاشق جونم انقدر خودمو بخاطر این اتفاقا سرزنش میکنم
همش آرزو میکنم که به خاطر عشق پاکت که به من هدیه کردی
بتونم لا اقل با حرفام قلب مهربونتو آرامش بدم تا کمتر تنهایو احساس کنی
هیچی سخت تر از تنهایی آدمو از پا نمیندازه...
همه ی آدمها نیاز به یه همراه و کسی دارن که تنهایشون و پر کنه
همه ی آدما به کسی نیاز دارن که دوسش دارن حالا اگه عاشقش باشن که بیشتر..
کسی که بهش تکیه کنن و پناه گریه هاشو ن باشه
یه همراه ..یه همراز... یه منجی.. یه عشق حقیقی
به نام او ..و ..تو نازنینم
از زبان تو می گویم ای آسمانی ترین
سلام به زیباترین و دوست داشتنی ترین
با شب من فقط تويی ستاره ی دنباله دار
دوباره من براي تو غزل سروده ام بيا
بيا که دوست دارمت ، غريب آشناي من
خواب چشمان تو را تعبير کرد
کاش می شد همچو گلها ساده بود
سادگی را با تو عالم گير کرد
ای اخرين تنهاترين اواره عاشق
هر شب عمرم همراه با من ستاره عاشق
ستارهای گمشده هر شب من هزار هزار
اما هميشگی تويی ستاره ی دنباله دار
الهی !
راز دل گفتن دشوار است و نگفتن دشوارتر
عاشق جون مهربون
عزیزم بگو ببینم که چه رنگه روزگارت
خیلی دوست دارم تو مهتاب بشینم یه شب کنارت
سر تو با مهربونی بذاری به روی شونم
تو فقط واسم دعا کن آخه دنبال بهونم
حالمو اگه بپرسی خوبه تعریفی نداره
چون بلا تکلیف عشقه آخه تکلیفی نداره
نکنه ازم برنجی تشنه ام تشنه ی بارون
چه قد از دریا ما دوریم بی گناهیم هر دو تامون
حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت بکنم تو تو چشام عشق و ببینی
بد جوری دیوونتم من فکر نکن دارم بهونه
همیشه نبودن تو کرده این دل و دیوونه
مينوسم که بخواني تا بداني:در زندگي ام فقط تو را دارم♥♥
فقط براي تو مي نويسم از رنجي كه مي برم از دردي كه دارم
که بخواني تا بداني تنها چيزي که قلبم را آرامش مي بخشد فقط تويي
که بخواني و بداني من هرگز کسي را که با سختي در کنارش
به آرامش رسيده ام آسان از دست نخواهم داد♥♥
مينويسم تا بداني وقتي آمدي دلم خزون زده بود با آمدنت خانه دلم را بهاری کردي
نگذار در قلبم پاييز بيايد و ماندگار شود نگذار زمستان بيايد و بهار گريزان شود
تو را به دل بهاريت قسم بمان و فصل هایم را بهم نريز!
لحظه ها رو با تو بودن.در نگاه تو شكفتن
حس عشق و در تو ديدن.مثل روياي تو خوابِ
با تو رفتن با تو موندن.مثل قصه تو رو خوندن
تا هميشه تو رو خواستن مثل تشنگي ِ آبِ
اگه دستات مال من بود.جون به دستات مي سپردم
اگه با من تو مي موندي. همه دنيا رو مي بردم
بي تو اما سر سپردن.بي تو عشق تو بودن
تو غبار جاده موندن.بي تو خوبِ من محاله
بي تو حتي زنده بودن.بي هدف نفس كشيدن
تا ابد تو رو نديدن.واسه من رنج و عذابِ
توي آسمون عشقم غير تو پرنده ايي نيست
روي خاموشي لبهام جز تو اسم ديگه ايي نيست
توي قلب من عزيزم هيچ كسي جايي نداره
دل عاشقم بجز تو هيچ كسي رو دوست نداره
به یاد حرفای قشنگت می افتم♥♥
یاد مهربونیات من می کشه
به چه کسی باید گفت با تو خوشبخت ترین انسانم
انقدر احساس تو عمیقه که قلبم نمیتونه به اون دست پیدا کنه
آه نازنینم اگه بدونی وقتی نوشته های که با اشک چشات نوشتی و می خونم چه حالی میشم
من کوره ی داغم اما تو یه آتشفشان سوزانی...
قلبم دیوونه این همه حس ناب و شدید عاشقونه میشه
شدیدا منقلب میشم خیلی بهم میریزم و اشکام با دل تو همصدا میشه
افسوس مهربونم
لایق مردن هم نیستم!! آههه..
اگه بدونی این جمله ها با دل شکسته ی من چه میکنه...
همش برات دعا میکنم .. تا آروم باشی و صبور
عزیزم دل منم تنگ میشه
منم بعضی وقتا از خدا آرزوی مردن میکنم
میدونم چی میکشی.. اما دل جای شادیست
یادته؟ ... ♥♥
فقط از خدا ی مهربون می خوام تا عشقمو آرووم کنه
فدای دل با محبتت بشم چرا با خودت اینجوری میکنی
جون عاشقت اینقدر غصه نخور..
اخه قلبت چه گناهی کرده که اینهمه غصه را باید تحمل کنه؟
بیبین با چشات چی کار کردی!
عزیزم ما باید صبور باشیم
کاش میشد سرتو میزاشتی روی شونه های من ..
کاش میشد از اشکات مینوشیدم و با بوسه هام از گونه هات پاک میکردم
کاش میشد در آغوشت بگیرم
از این همه لحظه های که بی تو میگذره
کاش یه لحظه دستات توی دستای من بود
همیشه از خودم میپرسیدم چرا میگن عاشق همیشه تنهاست
حالا میفهمم عاشق جونم...
منم آن بار کجی که به منزل نمی رسه
هميشه محروم
پر از حسرت دیداریه نظر بر رخ یار
اگر يك شب برايم لالايي نخواني در خود مي شكنم
وقتی جای غريبيو و دلت تنگه به من بگو
چيکار ميکنی ؟
دلم چون مرغ در بندي كه از بند و قفس رسته
پناهش ده كه بر بامت پناه آورده بنشسته
يكي مي نالد از غربت ، دگر مي گويد از هجران
كدامين دردو من گويم كه هم اين دارم و هم آن
بسان آهويي وحشي بدام تو گرفتارم
و ليكن اندرين صحرا به عشقت تا ابد مانم
♥♥
ولی من به اعتبار شانه های تو
♥♥هنوز هم زنده ام و می خواهم با تو بمانم
بگو درد عشق را به من که سکوت شبانه مرا دیوانه کرده است
بگو درد عشقت را به من که دلم مرا گوشه گیر کرده است
من كوچه به كوچه سراغ خانه ات را مي گيرم.
کاش حرف دلت را می گفتی......
چند تا بهار تموم بشن تا تو بیای کنار من؟؟
چند تا خزون بهار بشن تا تو بیای سراغ من؟؟؟....
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
**با تو بودن با تو موندن با تو رفتن آرزومه !* ♥♥*
اشک من پیرهنتو تر کرده
همه جا عطر تو پیچیده ولی
دل دیگه غربتو باور کرده
مثل اون پرنده ی شکسته بال
دل من بعد تو بی لونه شده
با تو بی قرار و بی تو بی قراره
دل من راس راسی دیوونه شده
تو شبم میون این خاطرها ی سردم
دنبال اون حادثه ای میگردم که دست تو از من جدا کرد
حکایت من حکایت دره ای است که عمری در کنار کوهستان زندگی می کند
و با قله بیگانه است.
نمی دانستم از آسمان و زمین چه می خواهم ..از شکفتن گفتی ،از خزان سرودم
اکنون می خواهم دنیا پنجره ای بشود و من از قاب آن بر افق
نگاه کنم و آنقدر دعا بخوانم که تو با نخستین خورشید به
خانه ام بیایی.
اکنون دوست دارم باغهای زمین را دور بریزم،آنگاه گلهای
تازه ای بیافرینم و تقدیم تو میکنم
تو دوری و انگار که من تو رو کنارم می بینم !
می خوام تو رو تو دستای پر از نیازم بگیرم
دستهای گرم تو بوی ستاره میدهد...
درخت خشک قلب من کناره تو جوانه میدهد
♥♥
انچنان همچو پروانه طواف كنم گرد وجودت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان همچو فرهاد زيرورو كنم بيستون در راهت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان همچو مجنون گردم عاشق وجودت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان پرسه زنم در حال و هوايت كه بداني چقدر دوستت دارم♥♥
انچنان همچو خنده شادمان كنم دلت كه بداني چقدر دوستت دارم♥♥
انچنان همچو دريا موج زنم بر دلت كه بداني چقدر دوستت دارم♥♥
انچنان همچو صدفي تو را كه حكم مرواريد برايم داري در بر بگيرم
كه بداني چقدر دوستت دارم*YY*
انچنان خانه اي بنا كنم در كنج دلت كه بداني چقدر دوستت دارم♥♥
انچنان همچو خورشيد درخشان كنم وجودت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان همچو سيمرغ پرواز كنم در روحت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان همچو گل بشكفم در باغچه ي دلت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان بيان كنم ان جمله را كه بداني چقدر دوستت دارم♥♥
و گويم گر 1000 بار هم بميرم باز مي گويم دوستت دارم♥♥
دوستت خواهم داشت ...
بیشتر از باران......گرم تر از لبخند...
داغ چون تابستان ...
دوستت خواهم داشت ،
شادتر خواهم شد ، ناب تر ،
روشن تر،بارور خواهم شد...
روزی که به من بگویی دوستت دارم بهترین روز زند گی ام خواهد بود...
این حرفایی که الان میخوام بگم حرف دل عاشقمه که میخوام باور کنی
بهترین دلبر.. آرزوی شیرینم... بهار بی خزونم...
تو اونی که با قلب من میمونه
تو اونی که عاشقتم واسه همیشه
توهمونی که تو اوج غریبی واسه من یه آشنایی
تو همونی که هر جا باشی انتظارشیرین آمدنت را میکشم
تو همونی که هر چی از مهربونات بگم بازم کمه
تو همونی که عشقت تو قلبم تا آخرین نفس خواهد بود
تو همون ستاره ای که تو دل سیاه شبهای تنهایم می درخشی
تو همونی که تا زنده هستم با تو هستم
تو همونی که قلبم طا قت دوریت نداره وقلبم ازت جدا نمیشه
دلم مي خواست اينا رو بهت بگم
YYگل محمدی
این غنچه گل محمدی پردرد است
گلبرگ دلش ز غصه ها پر گرد است
برعکس تمام غنچه ها، این گل
گَه نیلی و گَه کبود و گاهی زرد است
عاشقم من
عاشقی بقرارم
کس ندارد خبر از دل زارم
آرزویی جز تو در سر ندارم
(( بدون عشق . بدون محبت زندگی به زحمتش نمی ارزد!!! ))
درمان عشق
طبيبي را گفتند درمان عشق چيست؟
گفت شش بوسه از شش گوشه لب،
دو تا صبح دوتا ظهر دو تا شب
YY
♥♥
ــــــــــــــــــــــــــ عاشقانه دوستت دارم ـــــــــــــــــــــــــــــــ
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
عشقم تو از همون ابتدا تو گوشم جداییو میخوندی ولی من باور نمیکردم مثل حالا
همیشه از تنهایی همیشگی حرف زدی همیشه خواستی بری
چرا جدايي؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ........چقدر فاصله
انتظار و اميد دو يار قديمي
هرگز از من جدا نمي شوند
بيا عاشق بمونيم کناره هم نگو از اين نرسيدن خسته ای
چقدر عاشق تو بودن لذتبخش است!
دلم بي قرار لحظه هايي است که با تو سحر کردم
نمیدونی وقتی از جدای حرف میزنی چه حالی میشم
از خود فرو میریزم.. و بلند گریه میکنم
نمیدونی وقتی از جدای حرف میزنی چه حالی میشم
از خود فرو میریزم.. و بلند گریه میکنم
هیچی نمیتونه آروومم کنه
اطرافیانم برام نگران میشن
تا چند روز کاملا بی اشتهام به همه چیز...
تا اینکه قاصدک از تو برام خبر بیاره و کمی دل آرام گیرد
روزهای سختیو دارم میگذرونم که همه ی توانمو میگیره
نمیتونم دست به هیچ کاری بزنم
تو در دل مني و من اين قدر از تو دور
آه سخت است.گلویم خشک است
اما عذاب آورتر آن که همه چیز بر سر جای خویش است جز قلب در به در ما!
همه ی اینا سخته اما وقتی تو هستی همشون آسونه آسونه
آرزومه آرزومه که در و وا بکنی بیای تو خونه تو رو تو بغل بگیرم عاشقونه
اسمت رو لبامه بی اراده چشمای تو از سرم زیاده....
منتظرت خواهم ماند تا وقتی که بیایی
از غم و قصه برات هر چی بگم بازم کمه
وقتی پای یه رقیب توی عشق باز بشه
وقتی رقیبت نزدیکتر از تو باشه.....
اگه بفهمه عاشقم،قلبش را پنهون میکنه
پیش چشمهای عاشقم؛ رقیب را مهمون میکنه
چقدر سخت است آدم را از آرزوهايش دور كنند
او را به مسير ناخواسته اي مجبور كنند
دیشب همش کابوس میدیدم....!!!
خیلی ترسیده بودم!
از خواب می پریدم و گریه میکردم
من تمام این مدت منتظر یه معجزه بودم اما خودم خبر نداشتم!!
فکر میکردم عشق خودش یه معجزست
من وتو مثل دو تا خط می مونيم که توی دفتر مشق اسير شديم
نرسيديم به همو آخر شب تو همون دفتر کهنه پير شديم
بی همو کناره هم روزها گذشت دست های من نرسيد به دست تو
می دونيم که ما به هم نمی رسيم اگه با شکست من شکست تو
ما به هم نمی رسيم آخر بازی همينه ....
.... آخر عشق دو تا خط موازی همينه ....
زدست ديده و دل هر دو فرياد
كه هر چه ديده بيند دل كند ياد
بسازم خنجري نيشـش ز پولاد
زنم بر ديده تا دل گـــردد آزاد
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥…
تو آرزوی منی با دلم هم احساسی
چرا برای دل من غزل نمی خوانی
ميگن گل شقايق نشون داغه عشقه من از نگاه داغت شدم
باغ شقايق ميگن شبا ستارهها رابطه عشقو قلبهان ...اما به ستارهم راه نميده
به چشمام ميگن اشكاي عاشق پيشه خدا عزيزه نميدونم تا كي بايد بريزه و بريزه
وقتي شبا تو اسمون رنگ چشاتو ميبينم دلم ميخواد بهت بگم كه جز تو رويا ندارم
بين تموم ادما تو عشق پاك تو اسمون روياهام جز تو ستاره ندارم
ميگن تو اين زمونه عشقا همه دروغه عاشق نبوده حتما کسی كه اينارو گفته "
آری من همان عاشقم یک عاشق دلسوخته یک عاشق تنها
یک کلام عاشقم ولی یک عمر اسیر
اسیری در یک قلب سرخ
آری من همان مجنون قصه هایم و
یک عمر به دنبال لیلی چشم به راهم
لحظه های سخت را پشت سر می گذارم و
به عشق لیلیم از هفت آسمان خواهم گذشت
در جاده ها از سختیها می گذرم تا به مقصدم
که همان خانه لیلایم است برسم
آری عاشقم یک عاشق چشم به راه عاشقی
که مدتهاست در غم انتظار نشسته است
درآتش فاصله ها سوخته است در گلدان طاغچه تنهایی ها شکسته است
و همانی که تمام درهای دلتنگی ها بر روی او بسته است
آری من همانم که به او می گویند دیوانه به او می گویندآواره
من همانم که لحظه هایم را به یاد عشق می گذرانم
با یاد او اشک می ریزم و در کوچه دلتنگی ها نام مقدس او را فریاد می زنم
فریاد می زنم تا تمام پنجره های خاموش
با فریاد من روشن شوند و گو یند این دیوانه کیست؟
آری این دیوانه همان است که جایش در قصه ها بوده
همانی است که نامش در این دنیا مانده و یادش
همیشه و همیشه یک عاقل را مجنون می کند
آری من همان عاشقم یک عاشق دل شکسته
همان عاشقی که به او می گویند دیوانه و دلشکسته
انتظار است درد عشق انتظار..... صبــر بايـد در ره ديدار يـار.... تا به کي؟
تا شقایق هست زندگی باید کرد....
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
ديشب كه دلم گرفته بود رفتم پشت پنجره
دیشب به یادت خیلی اشک ریختم
نشستم به اسمون نگاه كردم چقدر خوب ميشد كه من
♥♥جاي اون بودم..!ميدوني واسه چي ؟ چون اون هميشه تورو ميبينه
♥♥من هم ميخوام هميشه توروببينم و با تو باشم...
ديگه نميخوام تو دشت ارزوها با تو راه برم ميخوام از اونجا بيام بيرون
♥♥تو همين دنياي واقعي با تو باشم...
اخه من چه گناهي كردم كه نميتونم تو اين دنيا كنارت باشم ؟
..میدونم عاشق جونم تو هم شبا بی من خوابت نمیاد
میدونم آخه عاشقا درداشون مشترکه ..
عاشق جونم انقدر نامید نباش. انقدر نگو که بهم نمیرسیم
بزار با خیال تو به آرزوی تو که روزی چشامو باز کرد چشامو برای همیشه ببندم
حجله ی تنهایم یه جاییه تو یه بیابون بی نام ونشون..........
بگذاشتي ام غم تو نگذاشت مرا
حقا که غمت از تو وفادارترست!!
اگه میگویی بی وفایم قبول!! اما بد قول نیستم
هیچوقت بهت دروغ نگفتم ..
هرگز تنهایت نگذاشتم تا شاید عشق حقیقی قلبم را باور کنی
ندیدی چه بی پروا خودمو دست تو سپردم
حتی وقتی که تو به سفر رفتی
سفری که هرگز باز نخواهی گشت!
عشقم سفر سلامت ، سفر بخیر مسافر من گریه نکن
، گریه نکن بخاطر من
به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه
همیشه یک نفر میره آدم و تنها میزاره
میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا میزاره
خدا کنه که این جور نباشه. اگه یه روز بیای بگی
ها دیگه نمی خوای با من حرف بزنی من می میرم ها! با من این کارونکنی
ای كاش تو در كنارم بودی تا درد دلم را از نزديك با چشمانت در ميان ميگذاشتم!
كاش فاصله ای بين ما نبود تا با هم به سرزمينی ميرفتيم
كه تنهای تنها ولی با هم بوديم
آه!که چقدر فاصله ی ما دور است
فکر می کنم هيچ وقت نرسی
ومن در کنار اين دنيا تنها بمانم
و تو هميشه منظره ی من باشی
ودر پيش چشم های من،در سينه چشم انداز من
قبله ی نگاه من
و هيچ وقت نه در کنار چشم های من،
هيچ وقت!!
توی آسمون دنیاهر کسی ستاره داره
تو را مي خوانم و دانم که هرگز * به کام دل در آغوشت نگيرم...
تو نیستی مهربونم وشبهای تنهای شده هم آغوش من
وقتی غروب میشه دلتنگهای منم شروع میشه....
شبها در فراغ یار تو بستری از اشک می خوابم
به امید اینکه فردا یه روز به وعده ی دیدارمان نزدیکتر میشم
افسوس که هیچ کس انتظار آمدنم را نمیکشد!
زیرا مدتهاست که رقیب گوی سبقت را از من ربوده است
بد بختی من از اینه که تحمل غم رقیب را هم ندارم
آه دیگر توانی برایم نمونده ..امیدی به آینده روشن ندارم!
اشک مثل خنجری چشمانم را به درد می آورد
چشمانم دیگر سویی ندارد
میدانم روزی همین سوی چشمانم را از دست خواهم داد!!
روزیست که تو بگویی برو عاشق....
تو نیز مرا فراموش خواهی کرد!
و با عاشق دیگری پیوند خواهی بست!!
تو میروی اما غم ندیدنت برای همیشه در دل میماند
تو مي روي و مرا در غربتِ غمگين شب
براي چيدن ستاره اي، تنها مي گذاري
شايد تو دوست داري من مجنون شوم
آواره شوم
من نیز همچون برگی لرزان از شاخه فرو افتاده
و ناکام از دنیا خواهم رفت..!
عشق من آرزوی دست نیافتنی زندگیم...
شاید این آخرین سالی که با هم اما دور از هم هستیم
اینو بدان که عاشق همیشه عاشقت میمونه
آآهه چون عاشقانه زندگی کردم تا لحظه ی آخر چشم انتظارت خواهم بود
تا ابد دوستت دارم و به تو محتاجم
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
**چشمانم ديگر سويی ندارند**
سفراز قلب به عقل!!!
از عشق به منطق آآه ه
چرا عزیز رو ضخم دل نمک میزنی
حسرت روزای که گذشت . باز نخواهند گشت
حسرت روزهای که می آیند اما با کوله باری اندوه و غصه
و سرابی خیالی و موندن تو تشنگی تا آخرین نفس
خيلي وقته قبول کردم که هميشه عاشق تنهاست
عقل میگه: اون نمیاد منتظر نمون اما قلبم میگه: اونی که عاشقته یه روز میاد سراغ عشقش
اون به من قول داده ..ببین اسمشو روم حک کرده
قلب میگه من نمی تونم بدون عشق زندگی کنم
اون میدونه چقدر بهش نیاز دارم میدونه اگه تنهام بزاره از تپش میفتم
عقل میگه: احساساتی نشو عزیز این رسم روزگاره عاشقا بهم نمیرسن..
عقل که این حرفو زد قلبم بدجوری شکست انقدر که گفت
عشق من صدای شکستن قلبمو شنیدی؟
فدای سرت عزیزم دل برای شکستنه مگه نه؟
و گناه من عشق است
اگه یه دنیا بگن عاشقا بهم نمیرسن.. من میگم اگه بخوان و
به عشق اطمینان داشته باشن حتما میرسن
منطق میگه: ما تنهاييم هميشه. حتي اگه همدم داشته باشيم
اما يادمون مي ره...
فکر میکنیم شاید ما تنها عاشقی باشیم که اینقدر همو میخوان
یادمون میره که نمیشه با هم باشیم و تا اخر عمر باید
در حسرت یه روز با هم بودن بسوزیم
اما رویا شیرین یار همیشه با ماست
ببین عقل منطقم شدن بلای جونم
دعا کن برام دارم میمیرم ها
ـ بي شك ، بي تو خواهد ماند ـ در هواي آرزوي تو را داشتن .
كسي را كه تو مي خواهي
ـ بي شك رهايت خواهد كرد ـ در فضايي ، غمناك ، غمناك ، غمناك
هيچ كس را ، هيچ كس را ديگر نمي خواهم .
چون هميشه تنها خواهم ماند .
از هميشه تنهاتر ..
غروب خواهد شد و در قلبم ، آرزويي فرو خواهد ريخت
بي چشم هاي تو ، اينجا چيزي كم دارد ،
مثل آسمان بي خورشيد ، بي ستاره ، بي ابر .
كسي اگر بپرسد ؛
پاسخم فرار خواهد بود
گريز از همه ي سؤال هاي بي جواب
گريز از همه ي لحظه هاي زندگي و
. . .
مـــــن عــــــشـق را يـــــاد نـــــگرفتــــــم کـــه فــــرامــــوشش کنــــم
اگــــرچــــه شــــايد بــــاد بــــرگهــــايـــم را تـــــکان دهــــد
ولي ريشــــه ام در خــــاک محکــــم و ايسـتاســــت
مــــن عــــشق را از درخــــت آمــــوختــــه ام
تنها دلیل زندگی با یه غمی دوست دارم
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسير ميشه
يه قناري بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت ميشه
يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه
يه جاده بايد انتها داشته باشه وگرنه مثل يه کلاف سردرگمه
يه قلب پاک هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد ميشه
يه دل غم آلود ، يه کبوتر عاشق ، يه قناري خوش آواز ،
يه لب خندون ، يه جاده با انتها ، يه قلب پاک،
فقط يه جا معني داره ،
جائي که چشماي اشک آلودت رو من پاک کنم ،
دل غم آلودت رو من شاد کنم ،
جفت کبوتر عاشقي مثل من باشي ، شنونده آواز قشنگت من باشم ،
لبتو من خندون کنم ، پاکي قلبت رو با سلامت عشقم معني کنم ،
در آغوشت خواهم گريست.....بي انكه حس كني
در تو ذوب خواهم شد.....بي هيچ حرارتي
عاشقت خواهم ماند.....
تو که لبخند طلاییت واسه من عمر دوبارست
من بدون تو می میرم بیا و بهم کمک کن
ای خدایا ای خدایاچرا موندیم تنهای تنها
جدا از مردم و دنیا دلامون اسیر سرما
چرا خوبی نیس تو دنیاچرا رفتن همه خوبا
چرا موندن همه دیوا دلامون اسیر دردا
چشامون پر از تمنان
چرا پنهون شدن اشکا؟
چرا ریختن همه برگا؟چرا رفتن شاپرکها؟
چرا موندن قاصدکها بی خبر از همه دنیا؟
چرا زشتی موندگار شد؟چرا خوبی همه خوار شد
چرا دلها همه تار شد؟
ای خدایا ای خدایا
چرا دستا همه سردن؟همه تاریک پر لرزن؟
چرا آسمون سیاهه؟ابر تیره جای ماهه؟
ای خدایا ای خدایا
یکی نیس مرهم دردا یکی نیس چشاش بباره
چرا شبها پرآ ه ؟چرا روزا پردردن؟
ای خدایا ای خدایا؟کی میاد آخر دنیا؟
خدايا
بر نا اميدي آبي اميدت را
زرد رنگم بريز
تا جوانه هاي سبز عشق
در تنهائي سياه رنگم برويند
ديوانه ات را به خاطر بسپار!
خدا را شكر مي گويم كه در قلبم تو را دارم ، تو را دارم
همينكه من خريدار غمت باشم خدا را شكر مي گويم
از اينكه مي توانم همدمت باشم خدا را شكر مي گويم
خدا حافظ اي آرام و قرار من
خدا مي داند چقدر سخت است گفتنش
مثل عذابِ مردن...
مسافر من
روزی ما دوباره کبوترهای خود را پیدا خواهیم کرد
و عشق دست مهربانی را خواهد فشرد
به امید آنروز !!.
یا حق
|
|
![]()
![]()
![]()

روی هر خط کلیک کن برای نامه ها
۰-نامه های سوزنده
اردیبهشت ماه تولد ما اردی بهشتی ها ی عاشق از زبان تو
۲-باز میخوای بری و تنهام بزاری







کلبه های دیگر


در بهشت تنها بودن سخت تر از زندگی در کویر است هر کس در این سرا ،جمال یار را نبیند حتما در بهشت هم تنهاست کور باد چشمی که دوست را نبیند یار بی پرده از در و دیوار در تجلیست و نسیم باد صبا برای سحر خیزان روح نوازست و مجاز پلکان حقیقت است ...بشنو از دل چون حکایت می کند ،این استخوان ریزید پیش کرکسان ،عنقای قدسی آشیان..دل جای یار مهربان است نه اغیار ،دل جای شادیست از غم شده ام بیزار..دل از ما برد و روی از ما نهان کرد ،بسوز ای دل که مرگت زندگانیست..خوش آمدی ای جان من کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست.